نوشته‌ها

چگونه کودکان را برای کارآفرین شدن آماده کنیم؟

در این مطلب می خواهیم راهکارهایی رو به شما معرفی کنیم که به کودکان آموزش دهید تا در آینده یک کارآفرین شوند، در ادامه می توانید با این راهکار ها را آشنا شوید.

چگونه کودکان را برای کارآفرین شدن آماده کنیم؟

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.

داستان موفقیت استارتاپ ایرانی “کادوچی”

سایت کادوچی یکی از موفق ترین سایتهای فعال در زمینه کسب وکار آنلاین است سایتی که به شما کمک می‌کند ضمن صرفه‌جویی در هزینه حمل و نقل و زمان٬ بتوانید کادویی مناسب برای شخص مورد نظرتان را به راحتی پیدا کنید. و کادوچی، کادو را برایتان در بسته بندی کادویی زیبا برای شخص مورد نظر ارسال می‌کند یا اگر مایل باشید می‌توانید خودتان کادو را تحویل گرفته و به عزیزانتان کادو دهید! در ادامه می توانید گفتگو با بنیانگذار “کادوچی” را بخوانید:

 

داستان موفقیت استارتاپ ایرانی "کادوچی"

• سلام، با تشکر از شرکت شما در این گفتگو، لطفا خودتان را معرفی کنید. از تجربیاتتان بگویید. از تحصیلاتتان. آیا قبلا هم شرکت یا استارتاپی راه اندازی کرده اید؟
سلام و تشکر بخاطر فرصتی که به وجود آوردید٬ آیدین بهرمان هستم و در رشته مهندسی نرم افزار در حال حاضر تحصیل می کنم. تجربه‌هایی دیگری در این زمینه دارم که کادوچی در حال حاضر جدی‌ترین آن‌ها است.
• چه شد که به فکر کارآفرینی و به راه انداختن چنین کسب و کاری افتادید؟
با توجه به ایده‌ای که در ذهنم داشتم و توانایی تیم در اجرا و اطمینان از موفقیت طرح تصمیم به راه‌اندازی این استارت‌آپ گرفتم.
• آیا این کار را به صورت پاره وقت انجام می دهید یا تمام وقت؟
در طول روز بیشتر زمان فعالیت های خودم را صرف رسیدگی به امور و توسعه این استارت‌آپ می کنم.
• یکی از نیازمندی های موفقیت به عنوان کسی که یک کسب و کار نوپا را راه اندازی می کند، کار کردن تا دیر وقت و صرف ساعات طولانی و قربانی کردن خیلی از تفریحات و … است. آیا شما اینطور هستید؟
صرفا کار کردن تا دیر وقت و نداشتن تفریح دلیلی برای موفقیت یک کار نیست. مهم‌ترین چیزی که وجود دارد داشتن علاقه و مصمم بودن در پیشبرد کار هست که این موضوع ممکن هست تا دیر وقت کار کردن و یا قربانی کردن مسائلی دیگر برای رسیدن به هدف را در پی داشته باشد و از این نظر بله اینگونه هستم.
• کار بر روی یک ایده و تلاش برای ساختن یک کسب و کار موفق از آن، پر است از سختی و دشواری. در این حالت، امیدواری و خوشبینی است که کارآفرین را سرپا نگه می دارد. چه اندازه به آینده خوشبین هستید؟
برای شروع یک کسب و کار قطعا نیاز هست تا حداقل بنیانگذار به موفقیت طرح ایمان داشته باشد و تمام تلاش خود و تیم را برای رسیدن به موفقیت انجام دهد بنابراین من کاملا به آینده امیدوار هستم.
• آیا استارتاپ شما یک نفره است یا تیم دارید؟ اعضای تیمتان را معرفی کنید و تخصص هایشان را بیان کنید. اعضای تیم تا چه اندازه با هم هماهنگ و یکدل هستند؟
این استارتاپ در شروع توسط من و برادرم آقای آرین بهرمان شکل گرفت. ایشان به عنوان برنامه نویس تیم، سیستم مدیریت محتوای اختصاصی کادوچی را نوشتند و در حال حاضر مشغول توسعه سایت و تکمیل بخش‌های مختلف آن هستند. افراد دیگری در بخش‌های مختلف مانند تامین‌کنندگان محصولات٬ امور تبلیغاتی٬ بازاریابی و پشتیبانی با ما همکاری دارند.
• ایده شما به حل چه مشکلی کمک می کند؟
کادوچی براساس نیاز به انتخاب راحت کادویی مناسب و تحویل سریع و آسان در بسته بندی کادویی بدون نیاز به صرف زمان و هزینه در خیابان و فروشگاه ها شکل گرفته است.
• چگونه به این ایده رسیدید؟ خلاقیت و نوآوری در ایده شما چیست؟ آیا نوآوری در یک فناوری است یا نوآوری در بازار؟
مشکل انتخاب کادو و تهیه آن موضوعی هست که شاید خیلی‌ها با آن بارها مواجه شدند و ایده کادوچی از همین موضوع به وجود آمد. در کادوچی ایده های نوآورانه زیادی اجرا شده است که پیشنهاد کادو بر اساس پارامترهایی که کاربر مشخص می‌کند از مهمترین آن‌ها است. همچنین کادوچی سرویس‌های نو‌آورانه ای را برای اولین بار به اجرا در‌آورده است که از جمله می‌توان به خرید آنلاین کیک و امکان نوشتن متن بر روی آن٬ ارسال کارت پستال اختصاصی به ایمیل دوستان به صورت رایگان و همچنین عرضه محصولات مناسبتی و یا برای رخدادهای ویژه اشاره کرد. در واقع کادوچی هم در فناوری و هم در بازار نوآوری به وجود آورده است.
• مهمترین مشکلات و موانع سر راه ایده شما برای رسیدن به موفقیت کدامها هستند؟
در حال حاضر مهمترین مشکلاتی که نه تنها کادوچی بلکه تمام وب‌سایت‌ها در کشور با آن مواجه هستن وضعیت زیرساخت‌ها و پایدار نبودن وضعیت اینترنت هست که امیدواریم مسئولین در این زمینه توجهات لازم را داشته باشند.

 

 

• آیا بازار شما یک بازار محدود و اختصاصی (niche ) است؟ یا یک بازار وسیع تر؟
بازار هدف کادوچی کاملا گسترده هست ولی در حال حاضر بخشی‌هایی از این مارکت را در نظر گرفته ایم که با راه اندازی دیگر بخش های کادوچی و توسعه آن این مارکت روز به روز قابلیت گسترش را خواهد داشت.
• چگونه می خواهید از ایده تان پول در بیاورید؟
درآمد کادوچی مشخصا از فروش محصول از طریق سایت هست ولی مدل‌های درآمدزایی دیگری نیز در نظر هست و در آینده اجرا خواهند شد.
• در یک جمله بگویید، محصول ناشی از ایده شما چه کاری انجام می دهد و چه کسانی برای داشتن یا استفاده از آن پول خرج می کنند؟
کادوچی وظیفه تامین و پیشنهاد کادو به کسانی را دارد که برای تهیه کادو سردرگم هستند و یا زمان کافی برای خرید ندارند.
• در یک جمله، دلیل اینکه مردم از سرویس شما چیست؟
مهمترین دلیل تسریع و کمک در انتخاب و تهیه کادو هست که باعث استفاده مردم از سرویس ما می‌شود.
• مدل کسب درآمد شما چگونه است؟ آیا مقیاس پذیر و قابل رشد است؟
بر اساس سود حاصل از فروش محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهیم است و قابلیت رشد در آن کاملا وجود دارد.

 

 

• آیا روش شما به نسبت رقبایتان راه حل بهتری است؟ و فکر می کند آنقدر خوب است که بتواند مردم را وادار به چرخش به سمت استفاده از محصول یا سرویس شما بکند؟
ما در کادوچی به کیفیت محصولاتی که انتخاب می کنیم اهمیت زیادی می‌دهیم و در همکاری و انتخاب برند محصولات سعی در انتخاب بهترین‌ها داریم. همانطور که به طور مثال در فروش کیک اقدام به عرضه کیک های یکی از معروفترین شیرینی فروشی های تهران می کنیم. در رابطه با رقیبای ما شاهد این هستیم که نوآوری بسیار کم هست و تعدادی از آنها اقدام به راه‌اندازی سرویس های مشابه ما کرده‌اند که عملا چیز جدیدی برای ارائه ندارند و در بعضی موارد حتی عینا کپی برداری شده از سرویس و طراحی کادوچی می‌باشد. بنابراین با توجه به ایده‌های نوآورانه بسیاری که در مرحله اجرا داریم در آینده برای کادوچی مشکلی در این زمینه نمی‌بینیم.
• کدام ویژگی کسب و کارتان را می توان به عنوان مزیت و برتری شما به نسبت رقبایتان نام برد؟ چه چیزی شما و ایده تان را از دیگران متمایز می کند؟
همانطور که در صحبت های قبلی اشاره کردم در کادوچی به کیفیت و ارائه خدمات مناسب تاکید داریم. طراحی سایت کادوچی یکی از نقاط مثبت این وب‌سایت است و همچنین ارائه سرویس هایی مانند ارسال کارت پستال رایگان و دیگر سرویس‌ها و یا ایده‌های نوآورانه‌ای که به زودی راه‌اندازی می‌شوند.
• چه پارامترهایی برای سنجش موفقیت در نظر گرفته اید؟ موفقیت در کسب وکار شما چه شکلی است؟
پارامترهای کلی ای که برای سنجش موفقیت طرح هست شامل تعداد فروش و سود حاصل از آن و ادامه روند رو به رشد و توسعه هر چه بیشتر کادوچی می‌باشد. در کنار آن معیار‌های مختلفی از جمله رضایت و برگشت مشتری و تثبیت جایگاه کادوچی به عنوان برند اول کادویی در ایران می‌باشد.

• فکر می کنید چه قدر طول می کشد تا به سود دهی برسید؟
کادوچی در حال حاضر هزینه های جاری خودش را پوشش می‌دهد ولی اهداف ما در این زمینه به صورت فصلی و سالیانه تعریف شده است که انتظار داریم تا چند ماه آینده به اهداف اولیه در این زمینه دست پیدا کنیم.
• بیشترین هزینه های شما در حال حاضر چه هستند؟
بیشترین هزینه‌های کادوچی در حال حاضر در تامین محصولات و بخش تبلیغات صرف می‌شوند.
• می دانیم که هیچ کاری بدون جذب سرمایه لازم به نتیجه نخواهد رسید. پس، آیا خودتان سرمایه به کسب و کارتان تزریق کرده اید؟ در صورت تمایل بفرمایید چه میزان؟
سرمایه اولیه این کار توسط خودمان تامین شد و طی چند مرحله مجددا سرمایه به آن تزریق کردیم.
• تا کنون آیا توانسته اید سرمایه ای از دیگران جذب کنید؟ دوستان؟ آشنایان؟ پدرو مادر؟ اقوام؟ یا انجل ها؟ شرکت های سرمایه گذاری VC چطور؟ چه زمانی؟ چند بار؟
در طی این مدت چند سرمایه گزار علاقه‌مندی خودشان را برای سرمایه گزاری در این کار اعلام کردند که در حال حاضر یک سرمایه گزار در بخش تبلیغات و چند سرمایه گزار در بخش تامین محصولات با ما همکاری دارند.
• آیا راضی کردن آنان به سرمایه گذاری آسان بود یا دشوار؟
راضی کردن سرمایه گزاران برای سرمایه گزاری با مبالغ بالا در یک استارت‌آپ تقریبا کار بسیار دشواری هست ولی برای جلب سرمایه‌های کوچک‌تر با توجه به روند رو به رشد سریع کادوچی با مشکلی مواجه نشدیم.
• آیا از بانک هم وام گرفته اید؟
خیر از بانک یا موسسه ای وام دریافت نکردیم.
• حالا اگر کسی پیدا شود که پس از خواندن این مصاحبه حاضر شود 50 میلیون تومان در کسب و کارتان سرمایه گذاری کند، با آن پول چه کارهایی می کنید؟چگونه آن را خرج می کنید تا به بیشترین سود برسید؟
تزریق سرمایه به یک کسب و کار با توجه به مبلغ سرمایه دو رویکرد در کسب و کار می‌تواند به وجود بیاورد. یا آنقدر مبلغ سرمایه زیاد باشد تا به یک پرش در کسب و کار بیانجامد و یا مبلغ کمتری باشد که باعث توسعه و گسترش خدمات حال حاضر کسب و کار شود. در کادوچی با این مبلغ سرمایه گزاری می توان به توسعه و گسترش خدمات و محصولات پرداخت و همچنین تکمیل کادر و نیازهای کوچک و بزرگی که در حال حاضر وجود دارند.

• آیا نسخه محصول فعلی شما نسخه کامل و اصلی است؟ چه قدر طول کشید تا محصول نهایی تولید شد؟
ایده کادوچی در اسفند سال ۹۰ به وجود آمد و طراحی های اولیه و مدل کسب و کار آن حدودا تا اواخر فروردین سال ۹۱ شکل گرفت اما راه‌اندازی رسمی کادوچی در تاریخ ۱ آذر ۹۱ صورت گرفت. طی این مدت نسبتا طولانی برنامه نویسی سیستم مدریت محتوای اختصاصی انجام شد و همچنین چهار بار طراحی رابط کاربری بازنگری و طراحی مجدد شد تا به تجربه کاربری مناسبی رسیدیم و سپس نسخه عمومی سایت افتتاح شد. البته طی مدت حدود ۶ ماه که از راه اندازی کادوچی گذشته بازخوردها و تجربیات جدید را کنار هم قرار داده‌ایم و در حال طراحی نسخه جدید وب‌سایت هستیم.
• فکر می کنید چقدر طول خواهید کشید تا محصول نهایی ارائه شود؟
محصول نهایی اگر منظور نسخه ای از وب‌سایت است که دیگر تغییری در آن داده نمی‌شود باید بگویم خیر٬ چون وب‌سایت‌ها و تکنولوژی‌های مورد استفاده در آن‌ها هر روز در حال تغییر هست و همچنین سلیقه و نیاز کاربران نیز به مرور زمان تغییر می‌کند که همگی نیازمند این هستند یک وب‌سایت به صورت پویا در حال تغییر و به روز شدن باشد. ما در هر زمان با توجه به تجربیات و امکاناتی که خواهیم داشت حتما وب‌سایت را توسعه داده و تکمیل خواهیم کرد.
• چگونه در مردم، برای محصولتان تقاضا ایجاد می کنید؟
تقاضا برای کادو چیزی هست که در بازار وجود دارد و ما باید با ارائه محصولاتی مناسب و با کیفیت مردم را به سمت خرید از فروشگاه ما جلب کنیم.
• چگونه مردم را از وجود محصولتان با خبر می کنید؟ چه برنامه ای برای آن در نظر دارید؟
با استفاده ازتبلیغات گسترده و اطلاع رسانی هایی که صورت می‌گیرد مانند ارسال خبرنامه به اعضای کادوچی این کار انجام می‌شود.
• جایگاه محصول یا سرویس شما در بازار کجاست؟ آیا یک محصول با ارزش و گرانقیمت است یا یک محصول ارزان با ویژگی های محدود که از دیگران بهتر است؟
محصولات ما شامل رده‌های قیمت میانی به بالا می‌باشند و در این بین نیز محصولات باهم متفاوت هستند. گاها محصولات گرانقیمت و با ارزش بین محصولات وجود دارند و در بیشتر مواقع کالاهای عمومی با قیمت های میانی برای عرضه در وب‌سایت در نظر گرفته می‌شوند.
• چه نوع تبلیغاتی استفاده کرده اید؟ یا می کنید؟ کدام بهتر جواب داده است؟
یکی از شیوه‌های تبلیغاتی که در این مدت استفاده کرده‌ایم سیستم تبیغات کلیکی شبکه تبلیغات بوده است و نتیجه خوبی را در بر داشته است.

• مهم ترین درس یا تجربه ای که تا کنون یاد گرفته اید، چیست؟ توصیه مهم شما برای کسانی که می خواهند در راه شما قدم بگذارند و کسب و کار خودشان را راه اندازی کنند چیست؟
مهمترین موضوع در راه‌اندازی کسب و کار علاقه و صبر در رسیدن به هدف هست. کسانی که می‌خواهند کسب و کاری راه‌اندازی کنند باید حتما اراده و باور قوی به کسب و کارشان داشته باشند و انتظار نداشته باشند به سرعت به درآمد بالایی برسند و همانطور که در هر استارت‌آپ موفق در چه در ایران و چه در جهان نگاه کنید ماه‌ها و سال‌ها زمان و هزینه و تلاش صرف شده تا به نتیجه رسیدند. و اگر ایده جدیدی دارند هیچوقت در اجرای آن حتی ثانیه ای را هدر ندهند و البته این را نظر داشته باشند که محصول اولیه ای که ارائه می کنند نیز از کیفیت خوبی برخوردار باشد.
• با تشکر مجدد از حضور شما در این گفتگو و آرزوی موفقیت روز افزون شما و کادوچی، در پایان هر صحبتی دارید بفرمایید.
در آخر از شما بخاطر اینکه امکانی به وجود آوردید تا به معرفی استارت‌آپ کادوچی پرداخته شود و همچنین حمایت وب‌سایت پربارتان ار استارت‌آپ ها تشکر می‌کنم و امیدوارم در صنعت وب کشور بحث استارت‌آپ‌ها گسترش بیشتری پیدا کند.

داستان موفقيت احد عظیم زاده

داستان موفقيت احد عظیم زاده

در اين مطلب مي خواهيم داستان موفقيت احد عظیم زاده، کارآفرين ايرانی را از زبان خودش براي شما نقل کنيم.

 

داستان موفقيت احد عظیم زاده

 

 

امکانات مالی‌مان اجازه نمی‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی کنم. تا ۱۳ سالگی روزها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد. خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال ۲بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز ۲۱ ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم.

 

 

کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی‌های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان (نه هزار یا ۲هزار تومان) سود می‌کردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختی‌ها را آسان می‌کرد. در ۱۸ سالگی توانستم ۲۰ هزار تومان پس‌انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا این‌که مجبور به ترک تحصیل شدم.
غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض می‌کند) یتیم هیچ‌کس را ندارد. کارمند، کارگر، بانکی، کاسب و هرکس دیگری شب که به خانه‌اش می‌رود دستی به سر و روی بچه‌اش می‌کشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌های جمعه پاهایش را در بغل می‌گیرد و به انتظار می‌نشیند. در انتظار آن کس که دستی به سرش بکشد…
در این فکر بودم که سرمایه‌ ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او ۲۰ هزار تومان قرض کردم و ۶۰ هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد ۱۰۰ هزار تومان یعنی به اندازه یک تراول صد تومانی امروزی. وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماه‌ها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا ۲ سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمی‌دادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را شروع کنم.
اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس می‌روند. ویزای ۱۵ روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم. زبان هم نمی‌دانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمی‌شد و کیفیت تولید فرش و رنگ‌بندی‌ها هم مناسب نبود. چای و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم. به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با ۱۰ درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک‌پذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ.
شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور می‌کنید یا نه؟ در اولین معامله ۶٫۵ میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه ۱۰۰ هزار تومانی من که ۸۰ هزار تومانش قرض بود در کارخانه اجاره‌ای اینچنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم… کسب و کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم. بسیار سفر کردم و ایده‌های جدید دادم. از موزه‌های فرش کشورها بازدید می‌کردم و از طرح‌ها اقتباس یا از آنها عکس می‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرح‌ها، ایده‌های نو بیرون می‌دادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم. اصول کار خودم را پیدا کردم. من شریک ندارم. هیچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک می‌گذاشت.
اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که می‌خواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار می‌ایستد، با احترام می‌ایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسک‌پذیری خودم است. بسیار ریسک می‌کنم،بسیار.
کمی بعد در بازدید از هتل‌های معروف جهان تصمیم گرفتم وارد کار ساخت بزرگ‌ترین پروژه هتل کشور شوم. تاکنون ۱۸۰ میلیارد تومان در این پروژه سرمایه‌گذاری کرده‌ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است.
سنگ برزیل، شیشه بلژیک، دستگیره در انگلیس و تاسیسات آلمانی است. کابین چهار آسانسور نیز از طلای ۱۸ عیار است. این هتل ۳۴۰ واحد مسکونی در ۲۵ طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، ۳۴ طبقه هتل، ۷ رستوران روی دریاچه، ۱۰ هزار متر شهر آبی، ۷۰ هزار متر زمین آمفی‌تئاتر، ۹۰ هزار متر زمین گلف و ۲ باند هلیکوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسوی‌ها ۹ میلیون دلار (۹ میلیارد تومان)‌ است. این پروژه آبروی کشور است و من با افتخار روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی یک دلار و ریال در خارج کشور ندارم و سرمایه‌گذاری یا ذخیره نکرده‌ام….
می‌پرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمی‌کند. هدف من کارآفرینی است. تنها در پروژه آن هتل ۶۰۰ نفر به طور مستقیم کار می‌کنند. من ۲ بار برنده تندیس الماس بزرگ‌ترین بیزینس‌من جهان شدم و بزرگ‌ترین صادرکننده فرش کشور هستم. اما می‌دانید بزرگ‌ترین افتخار من چیست؟ یتیم‌نوازی. افتخار می‌کنم ۲ سال خیر نمونه کشور شدم. افتخار می‌کنم جزو ۱۰۰ کارآفرین برتر کشور هستم. دوست دارم اشتغالزایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هم‌اکنون ۱۰۷۰ بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال ۱۰۰ بچه به آنها اضافه کنم. وصیت کرده‌ام وقتی مردم تا ۱۰ سال بعد از عمرم هر سال ۱۰۰ بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیم‌ها را از محل ارثم بپردازند. بعد از ۱۰ سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه می‌دهند. سفره که می‌اندازیم برای یتیم‌ها و می‌آیند و غذا می‌خورند، کیف می‌کنم. گریه می‌کنم و حال می‌کنم.
در یک مراسمی بچه‌ها دورم جمع شده بودند و هر کس چیزی می‌خواست. در این میان دختربچه‌ای به من نزدیک شد و به جای آن که چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است. روی پایم نشست و بابایی صدایم کرد. من به هر دخترم ۵۰ میلیون تومان جهاز دادم و مقرر کردم به این یکی ۱۰۰ میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست که مهر این دختر را به دل من انداخت. یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است که در خدمت یتیمان هستم. پول را برای چه می‌خواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم.
ما وسیله هستیم. باید بخشید و بی‌منت و زیاد بخشید. این توصیه من به همکارانم است. من از زیر صفر شروع کردم. توصیه من به جوانان این است که منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد. درستکار باشند و تلاش و تلاش و تلاش کنند. این فرمول من است…

مهارت‌های مهم در روابط مشتریان و همکاران

مهارت‌های مهم در روابط مشتریان و همکاران

خیلی از فروشنده‌ها همین‌که می‌بینیدشان، دوست‌شان دارید و از آن‌ها خرید می‌کنید. حتی وقتی بهترین محصول یا بهترین قیمت را ندارند. به‌نظر می‌رسد آدم‌های کاریزماتیک این‌طور به دنیا می‌آیند. توانایی ذاتی و غیرعادی دارند در فروش همه چیز، حتی ایده‌های‌شان. از قوانین مرسوم پیروی نمی‌کنند. زیاد می‌خندند. زیاد حرف می‌زنند. آیا این افراد مهارت‌هایی دارند که بقیه‌ی ما بتوانیم یاد بگیریم؟ بله.

مهارت‌های مهم در روابط مشتریان و همکاران

 

۱. آدم‌ها تمایل دارند با کسانی کار کنند که دوست‌شان دارند. پس جوری رفتار کنید که دوست‌تان داشته باشند. مودب و صبور باشید. از زمختی، بی‌ادبی، ترش‌رویی و عجله‌کردن دوری کنید.

 
۲. مردم، جذب آدم‌هایی می‌شوند که سر حرف‌شان می‌ایستند. یعنی اگر قولی می‌دهید، دقیقا چیزی را که گفته‌اید، انجام دهید. آن را در همان زمان که گفته‌اید یا حتی زودتر انجام دهید.

 
۳. مردم به آدم‌های خوش‌قلب اعتماد می‌کنند. وقتی به آن‌‌ها توصیه‌ای می‌کنید که به آن‌ها بیش‌تر از خودتان سود می‌رسانید، به خوش‌قلبی‌تان ایمان می‌آورند.

 
۴. مردم تمایل دارند با آدم‌هایی کار کنند که در کارشان متخصص باشند. پس اول از همه احتیاج دارید تا در زمینه‌ی فعالیت‌تان از طریق تمرین، تحقیق، تعلیم، آموزش و مطالعه تخصص پیدا کنید. بعد، کاری می‌خواهید (مثل نوشتن مقاله، کتاب یا سخنرانی) که مهارت‌های‌تان را به مشتریان و شرکای تجاری بالقوه‌تان نشان دهد.

 
۵. مردم دوست دارند که سرمایه‌ شان را در اختیار آدم‌های صادق، بااخلاق و درست قرار دهند. پس در مطالب بازاریابی‌تان (و هیچ‌جای دیگر) ‌دروغ نگویید. راستگویی موثرتر است.

 
۶. مردم به اشخاصی گرایش دارند که از نظر ظاهری، گیرا باشند، یا حداقل زننده نباشند. بنابراین تغذیه‌ی سالم داشته باشید. ورزش کنید. وزن‌تان را کنترل کنید. مرتب باشید. لباس مناسب بپوشید و به بهداشت فردی‌تان اهمیت دهید.

 
۷. مردم با آن‌هایی که واقعی به نظر بیایند، راحت‌ترند. بهترین راه برای نشان دادن این‌که آدم عادی هستید، این است که صمیمی و دوستانه رفتار کنید و به بقیه علاقه‌مند باشید. عوض صحبت کردن از خودتان، درباره‌ی آن‌ها سوال کنید. از آن‌ها درباره‌ی سازمان، حرفه، صنعت و حتی خانواده و سرگرمی‌های‌شان ‌بپرسید.

 
۸. مردم به افرادی که به آن‌‌ها گوش می‌دهند و توجه می‌کنند، جواب می‌دهند. این کلیشه‌ی قدیمی یادتان باشد: شما دو گوش دارید و یک دهان؛ پس باید دوبرابر چیزی که می‌گویید، گوش دهید.

 
۹. مردم کنار کسانی که مثل خودشان هستند، احساس راحتی می‌کنند. رمز کار این است که یک مورد مشترک بین خودتان پیدا کنید. بعد، از همان برای برقراری رابطه استفاده کنید.

 
۱۰. مردم جذب افراد فروتن می‌شوند. پس خودستایی نکنید و هیچ‌وقت از میزان درآمدتان حرف نزنید.

 
۱۱. مردم تحت تاثیر اشخاصی قرار می‌گیرند که پرمشغله به نظر می‌رسند. به این خاطر نباید هیچ وقت به یک مشتری تاثیرگذار بگویید اوضاع کساد است و شما به او احتیاج دارید. به پزشکان فکر کنید. چه حسی به شما دست می‌دهد اگر به مطب یک پزشک بروید و تنها بیمار باشید. به توانایی‌اش شک نخواهید کرد؟‌ با این که از انتظار متنفر هستید، آیا احساس اطمینان بیش‌تری نمی‌کنید اگر اتاق انتظار را پر ببینید؟

 
۱۲. مردم تمایل دارند افراد مفید، دور و برشان باشند. افرادی که با آن‌ها زندگی‌شان راحت‌تر می‌شود و در وقت‌شان صرفه جویی می‌کنند. در ضمن ترجیح می‌دهند با آدم‌های منعطف و انطباق‌پذیر سروکار داشته باشند؛ نه آدم‌های خشک.

چند روش برای توسعه کسب و کارها

چند روش برای توسعه کسب و کارها

کارآفرین باید بتواند فرصت های جدید کسب و کار را بیابد ، نیازهای بازار را تشخیص دهد و راه حل های مناسب را قبل از اینکه مشکلات عیان شوند ، ارائه نماید متقاضی باید متمایل به کار سخت باشد و قبل از اینکه دیگران عقاید خود را ابراز دارند تلاش خلاقانه خود را انجام دهد برای ارتقا در این جایگاه توانایی کار با موسسات مالی ، سرمایه گذاران و سرمایه داران جهت جلب حمایت های مالی آنها الزامی است میزان حقوق برای افراد با توان اندک و برای افراد موفق بسیار عالی خواهد بود.

 

چند روش برای توسعه کسب و کارها

 

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.
چند نقل قول درباره موفقیت از زبان مدیران بزرگ

چند نقل قول درباره موفقیت از زبان مدیران بزرگ

در این مطلب می خواهیم چند نقل قول از زبان مدیران بزرگ برای شما بگوییم که درباره موفقیت در کسب و کار به شما کمک خواهد کرد.

دلایل کارآفرین شدن

 

در مورد موفقیت:

• زمانی که شما شرکتی را راه‎اندازی می‌کنید، بیش از دانش به هنر احتیاج دارید؛ چون این کار واقعا کاری ناشناخته است. به جای آن که به حل مشکلات خیلی دشوار بپردازید، سعی کنید مساله‌ای کاملا شخصی در مورد خودتان را حل کنید. اگر شما فردی معمولی‌باشید و فقط مشکل خود را حل کنید، احتمالا مشکل میلیون‌ها نفر دیگر را هم حل کرده‎اید.
برایان چاسکی، مدیرعامل شرکت ایربی‎ان‎بی
• من هیچ وقت برنامه‌ای برای مدیرعامل‎شدن نداشتم. بلکه همیشه می‌خواستم یکی از اعضای خوب تیم و یک همکار خوب باشم.
جان استامف، مدیرعامل شرکت ولزفارگو

 

• هر بار که تصمیمی دشوار ولی درست اتخاذ می‌کنید، شجاعت بیشتری به دست می‌آورید و هر بار که تصمیم آسان و اشتباهی می‌گیرید، بیشتر ترسو و بزدل می‌شوید. اگر شما مدیریت یک شرکت را به عهده دارید، تصمیمات‎تان به شجاعت یا بزدلی شرکت‎تان می‌انجامد.
بن هوروویتز، مدیرعامل شرکت اندرسون هوروویتر

 

• برای این که بتوانید به وظیفه مدیریت خود عمل کنید و شرکتی عالی بسازید، باید گاهی بر خلاف خرد متعارف عمل کنید.
کارلی فیورینا، مدیرعامل شرکت هیولت پاکارد.

 

• هیچ‎گاه هدف من این نبود که فقط یک شرکت بنا کنم. بسیاری از مردم به درستی متوجه این موضوع نمی‌شوند و فکر می‌کنند که من به درآمد یا سود اهمیت نمی‎دهم. اما منظور من از «نه فقط یک شرکت» این بوده که می‌خواستم چیزی بسیار بزرگ‎تر بنا کنم؛ چیزی که در دنیا تغییری ایجاد کند.
مارک زاکربرگ، مدیرعامل فیسبوک

 

در مورد همکاری گروهی:
• استعداد اولویت شماره یک مدیرعامل است. اگر فکر می‌کنید که نگرش و استراتژی اهمیت دارند، باید بدانید که استخدام افراد مناسب از آن نیز مهم‎تر است.
آندرین جانگ، مدیرعامل شرکت گارمین.

 

• آموزشِ مساله‌ای جدید به کارکنان‎تان باعث ایجاد ارتباطی سریع می‌شود و آن‎ها بدین خاطر به شما احترام خواهند گذاشت. اگر شما بتوانید این کار را در مصاحبه شغلی انجام دهید، مطمئن خواهید بود که باهوش‌ترین افراد را استخدام می‌کنید. پول برای بسیاری از افراد باهوش دنیا مساله خیلی مهمی نیست؛ آن‎ها بیشتر تمایل دارند هوش‎شان را ارتقا دهند تا جیب‎شان را! اگر به کارمندان نشان دهید که می‌خواهید به رشد آن‎ها در جایگاه شغلی‎شان کمک کنید، آن‎گاه آن‎ها به کار در شرکت شما علاقه‎مند خواهند شد.
تاسو دو وال، مدیرعامل شرکت تپتال.

 

• مدیریت و قدرت‎نمایی مانند آب سردی‎ست که شور و اشتیاق کارمندان را خاموش می‌کند. در بیشتر شرکت‌ها قدرت به شکل آبشاری از مدیرعامل به سمت‌های پایین‎تر کاهش می‌یابد. نه تنها کارمندان از بسیاری از تصمیمات قانونی خود محروم هستند، بلکه حتی قدرت اعتراض به ناظرین خودخواه و مستبد را ندارند.
گری همل، مدیرعامل شرکت مشاوره‌گری همل.

 

• کارمندانی که باور دارند مدیریت به خود آن‎ها به عنوان یک انسان (و نه فقط یک کارمند) اهمیت می‌دهد، کارایی و رضایت‎مندی بیشتری دارند. کارمندان راضی به معنای مشتریان راضی خواهد بود و به سوددهی بیشتر می‌انجامد.
آن ام. مالکی، مدیرعامل سابق شرکت زیراکس

 

• درسی که من از روزهای تیره و تار شرکت علی‎بابا گرفتم این بود که شما باید کاری کنید که تیم‎تان دارای ارزش، نوآوری و نگرش شود. همچنین، اگر تسلیم نشوید، کماکان شانس خواهید داشت. و زمانی که شرکت‎تان هنوز کوچک است، باید تمرکز زیادی داشته باشید و به مغزتان تکیه کنید، نه به قدرت‎تان.
جک ما، مدیرعامل شرکت علی‎بابا.

 

در مورد کسب سمت مدیریت‎عامل:
• مسیر رسیدن به سمت مدیریت عامل نباید از مدیریت مالی بگذرد. همچنین از دپارتمان بازاریابی نیز نباید عبور کند. شما باید بخش مهندسی و طراحی را طی کنید.
الون ماسک، مدیرعامل شرکت اسپیس‎ایکس
• اگر تمایل دارید در سمت مدیریت عامل قرار بگیرید، باید با انتقام برای آن آماده شوید.
دنیس موریسون، مدیرعامل شرکت سوپ کمپل

 

• من همیشه معتقد بوده‎ام که در هنگام شروع باید مرحله به مرحله پیش بروید؛ هرچند که هدف و رویای بزرگی داشته باشید. بنابراین اگر از من بپرسید، باید راستش را بگویم که در زمان کارآموزی‎ام در رشته مدیریت هیچ‎گاه فکرش را نمی‌کردم که به سمت مدیریت عامل دست پیدا کنم.
چاندا کوچار، مدیرعامل بانک ICIC.

 

در مورد مدیرعامل بودن:
• فقط به دلیل این که مدیرعامل شده‎اید فکر نکنید که همه چیز تمام شده است. شما باید به طور مستمر به افزایش آموخته‌های خود، روش تفکر خود و بهبود رویکردتان نسبت به سازمان بپردازید. من هیچ‎گاه از این امر غافل نشده‎ام.
ایندرا نویی، مدیرعامل پپسی‌کو.

 

• من به عنوان مدیرعامل باید به کوتاه‎مدت، میان‎مدت و بلندمدت توجه داشته باشم.
کارلوس غصن، مدیرعامل شرکت نیسان

 

• من همانی‎ام که هستم و بر این موضوع تمرکز دارم. من مدیرعامل بزرگ شرکت اپل هستم.
استیو جابز، اپل.

 

• برنامه من به عنوان همسر، فرزند، دوست و بنیان‎گذار و مدیرعامل LearnVest اصلا برنامه آسانی نیست. اما من خیلی زود آموختم که چطور می‌توانم وقتم را مدیریت کنم.
الکسا فن‎تابل، مدیرعامل شرکت LearnVest.

 

• من به عنوان یک کارآفرین سعی کردم بر مرزها غلبه کنم و با بیشترین سرعت پیش بروم.
تراویس کالانیک، مدیرعامل شرکت اوبر

 

• یک تیم موفق فقط یک قلب دارد.
مایکل گوکترک، مدیرعامل شرکت Payfirma.

 

• زمانی که شما به نوآوری دست می‌زنید، باید آماده باشید تا هرکسی که از راه می‌رسد شما را دیوانه بنامد.
لری الیسون، مدیرعامل شرکت اوراکل

 

در مورد مشتریان:
• نوآوری در زمینه نرم افزار، مانند هر نوع نوآوری دیگری نیازمند توانایی همکاری و در میان گذاشتن ایده‌ها با دیگر افراد است. همچنین باید با مشتریان صحبت کرد و نظر آنان را جویا شد و نیازهای آنان درک کرد.
بیل گیتس، مدیرعامل سابق شرکت مایکروسافت.

 

• من همیشه کاری را انجام دادم که کاملا آماده انجام آن نبوده‎ام. به نظر من پیشرفت از این طریق قابل دستیابی‎ست. زمانی که لحظه‌ای فرا می‌رسد که با خودتان می‌گویید: «وای! من نمی‌توانم از پس این بر بیایم.» ولی بر آن حس غلبه می‌کنید، موفقیت بزرگی را تجربه خواهید کرد.
مریسا می‌یر، مدیرعامل شرکت یاهو

 

• ما مشتریان‎مان را به شکل مهمانان دعوت شده به یک میهمانی می‌بینیم که خودمان میزبان آن هستیم. وظیفه هر روز ما این است که بخش مهمی از تجربه مشتری را بهبود بخشیم.
جف بزوس، مدیرعامل آمازون

 

• هرگز از یاد نبرید که شما فقط یک موقعیت برای اولین تاثیرگذاری بر سرمایه گذار، مشتری و با دپارتمان‌های روابط عمومی و بازاریابی دارید.
ناتالی ماسنت، مدیرعامل شرکت Net-a-Porter
• مهربان بودن، قدردان بودن، خود را به جای مشتری گذاشتن و سعی در درک و کمک به آن‎ها داشتن نسبت به از بین بردن و سپس مرمت رابطه تان با مشتری کار آسان‌تری است.
مارک کوبان، مدیرعامل AXS TV

یادگیری چند اصطلاح مهم در راه اندازی استارت‌آپ ها

یادگیری چند اصطلاح مهم در راه اندازی استارت آپ ها

استارت‌آپ ها و یادگیری چند اصطلاح مهم در راه اندازی

اگر به‌تازگی وارد دنیای استارت آپ های تکنولوژی شده باشید، احتمالا تعدادی واژه یا اصطلاح را دائما اینجا و آنجا شنیده‌اید. اگر هنوز به دنبال پیدا کردن معنای این واژه های استارت آپ نرفته اید، هیچ ایرادی ندارد؛ چون ما در این نوشته سعی کردیم که چندتا از پرکاربردترین این واژه‌ها را برایتان تشریح کنیم.

بهترین استارتاپ‌ های موفق اروپا

Anti Dilution Right:

حق جلوگیری از رقیق شدن سهام شخصی که دارای این حق باشد، می‌تواند به‌مدت معینی از رقیق شدن سهام خود که به واسطه جذب سرمایه اتفاق می‌افتد، جلوگیری کند. درصد سهم کلیه سهامداران یک شرکت با جذب سرمایه جدید از طریق شخص ثالث، کاهش می‌یابد (رقیق می‌شود)؛ بخشی از سهام که دارای حق جلوگیری از رقیق شدن باشد، مشمول این کاهش نمی‌شود.

Bootstrapping:

به فرآیند راه‌اندازی یک کسب‌وکار می‌گویند که از ابتدای آن خودکفاست. به این معنی که بدون نیاز به کمک و منابع مالی خارجی ادامه می‌یابد. در دنیای استارت‌آپ، صاحبان یک کسب‌ و کار می‌توانند با استفاده از سود فعالیتشان و سرمایه‌گذاری آن در همان استارت‌آپ، کنترل شرکت را حفظ کنند.
Burn Rate: به میزان هزینه‌کرد یک استارت‌آپ در زمان مشخص می‌گویند. مبلغی است که یک استارت‌آپ در حال حاضر به‌طور ماهیانه خرج می‌کند تا جوابگوی مخارج خود قبل از سوددهی اولیه باشد.

Elevator Pitch:

اگر در یک آسانسور با یک سرمایه‌گذار همراه شوید و فقط ۶۰ ثانیه وقت داشته باشید که تا ایده خود و دلیل اینکه ارزش سرمایه‌گذاری دارید را به او بگویید، چه خواهید گفت؟ اگر شما نتوانید ایده خود را در ۶۰ ثانیه طوری بیان کنید که همه متوجه شوند، احتمالا یک جای کار ایراد دارد. به‌طور کلی ارائه آسانسوری شامل معرفی مشکل، راه‌حل، مشتریان و معرفی تیم کارآفرین یا صاحبان ایده است.

 

 

ESOP یا Option Pool:

سهام تشویقی کارکنان سهامی است که به مرور زمان به‌واسطه حضور یک کارمند توانمند و مستعد به او تعلق می‌گیرد. بنیانگذاران معمولا در استارت‌آپ‌ها پنج تا ۲۰ درصد از سهام شرکت را برای تخصیص به کارمندان در نظر می‌گیرند. این کار با هدف حفظ استعدادها و جلوگیری از خروج آن‌ها به دیگر شرکت‌ها انجام می‌شود. به‌طور مثال یک کارمند ارشد ممکن است سالانه ۰.۵ درصد از سهام شرکت را طی پنج سال صاحب شود (سالانه ۰.۱ درصد)

Fundraising:

جذب سرمایه به دریافت سرمایه جدید در یک استارت‌آپ می‌گویند. به‌طور مثال یک استارت‌آپ برای دریافت سرمایه لازم برای مرحله رشد، مبلغ ۴۰۰ میلیون تومان جذب می‌کند. اگر فرض کنیم ارزش شرکت قبل از جذب سرمایه ۱.۶ میلیارد تومان بوده باشد (ارزش بعد از جذب سرمایه ۲ میلیارد تومان خواهد بود)، سرمایه‌گذار با آوردن ۴۰۰ میلیون تومان به شرکت، ۲۰ درصد از سهام شرکت را صاحب می‌شود و در اثر آن مابقی سهامداران بخشی از درصد سهام خود را از دست می‌دهند (ولی ارزش سهمشان تغییر نخواهد کرد).

IPO:

زمانی که یک استارت‌آپ، سهام خود را در یک فراخوان در بورس به عموم پیشنهاد می‌دهد و دیگر یک استارت‌آپ نیست.

Exit:

خروج به زمانی گفته می‌شود که یک بنیانگذار یا سرمایه‌گذار از استارت‌آپ خارج می‌شود و سود حاصل از تلاش یا سرمایه‌گذاری خود را نقد می‌کند. معمولا خروج در زمان IPO یا M&A اتفاق می‌افتد.

NDA یا Non-Disclosure Agreement:

قرارداد محرمانگی اطلاعات توافقی است که بر اساس آن یک یا هر دو طرف موظف به حفظ اسراری هستند که بین یکدیگر مبادله می‌کنند. ممکن است شما در صورت زیر پا گذاشتن آن دچار دردسر شوید، پس حتما با دقت این قرارداد را بخوانید.

Pivot:

زمانی که یک شرکت به دلیل اینکه بازدهی ندارد تغییر جهت و مواضع می‌دهد. برای مثال، تغییر در قسمتی از محصول یا تمرکز بر روی یک ویژگی خاص یا بررسی مجدد مشتریان و تمرکز کردن بر دسته‌ای خاص از مشتریان خود.

Seed Funding:

سرمایه بذری؛ یک گیاه از یک بذر شروع به رشد می‌کند. بیشتر استارت‌آپ‌ها نیز برای رشد خود به میزان معینی از جذب سرمایه نیاز دارند تا رشد کنند. به این سرمایه که در مراحل اولیه در اختیار استارت‌آپ قرار می‌گیرد، سرمایه بذری گفته می‌شود.

Venture Capital:

سرمایه کارآفرینانه (خطرپذیر سابق!) شرکت سرمایه‌گذاری است که منابع مالی و خدمات مدیریتی را در اختیار شرکت‌های در حال رشد قرار می‌دهد. استارت‌آپ‌ها نیز از این امکانات به منظور توسعه محصول، جذب مشتری و افزایش نفوذ بازار استفاده می‌کنند. شرکت سرمایه‌گذار را وی‌سی‌ فیرم (VC Firm) و به سرمایه‌ای که به شرکت در حال رشد داده می‌شود، سرمایه کارآفرینانه (مخاطره‌پذیر یا Venture Capital) گفته می‌شود.

نظر شما در مورد راه اندازی استارت آپ ها چیست؟ چگونه میتوانید استارت آپ خود را راه اندازی کنید؟

داستان موفقیت دختری که اپلیکشن ساخت!

تارا رید در بخش بازاریابی مایکروسافت، مشغول به کار بود. ایده ی او برای ایجاد اپلیکیشن Kollecto از آنجا شروع شد که یکی از دوستانش به دنبال پیشنهاد های هنری برای طراحی دیوار خالی خانه خود بود.

داستان موفقیت دختری که اپلیکشن ساخت!

 

او با خود فکر کرد که برای مواد غذایی، موسیقی، مد، فیلم و موارد دیگر می توانیم با چند تب و جستجو در اپلیکیشن های توسعه یافته، چیزی را که به دنبال آن هستیم پیدا کنیم. اما در مرود جهان هنری، چنین چیزی ایجاد نشده است. ابتدا او فکر می کرد که برای این کار باید سرویس های مثل ویدئو چت و صحبت با مشاوران هنری برای راحتی مشتریان، ایجاد شود به این خاطر ایده ی یک چت بات به ذهن او رسید. او بدون اینکه از کدنویسی چیزی بداند با ادغام تکنولوژی های موجود Kollecto را ایجاد کرد.

موفقیت Kollecto به TEDx کشیده شد تا کارآفرینان بدانند که بدون اطلاعاتی در مورد کد نویسی می توانند به ایجاد اپلیکیشن های موفق بپردازند.

تارا رید در مصاحبه های خود اشاره کرد که اگر کسی از او مشاوره بخواهد گوش زد می کند که تا زمانی که فرد مفروضات خود را مورد آزمایش قرار نداده و اقدامی برای آن پیش نبرده است، نمی تواند موفق باشد.

راه های کسب موفقیت

چند راه برای رسیدن به موفقیت وجود دارد؟

با این که وقت هایی پیش می آید که همه چیز پراسترس می شود و بار عاطفی زیادی بر دوشتان حس می کنید و این لحظات در زندگی چندان خوشایند نیست، اما بخش خوب ماجرا اینجاست که هر دست اندازی در مسیر زندگی وقتی درهم می شکند، به موفقیتی بزرگ بدل می شود؛ انسان تجربه ای ارزشمند کسب می کند و تغییراتی مثبت پدید می آورد.

راه های کسب موفقیت

در همین راستا پنج پیشنهاد را ارائه می دهد تا افراد به فاتحان راه موفقیت بدل شوند:

آغوشتان را بر تغییر بگشایید. ساده و سرراست: باید آماده تغییر طرز فکر، تغییر کارهای تکراری روزمره، و تغییر سبک زندگی خود باشید. انسان موفق آماده تغییر مداوم است. بسیاری از افراد در مقابل تغییر مقاومت می کنند، چون سخت است. بنابراین حتی وقتی چیز خوبی در انتظارشان است، برای آن که از دور مألوف خود خارج نشوند، به آن پشت می کنند.

 
اعتماد به نفس داشته باشید. هرچه که پیش آید با خود اعتماد و ایمان داشته باشید. در زندگی تضمینی وجود ندارد و قطعا نمی توان گفت که آدمی به هر آنچه که می خواهد می رسد یا خیر. همواره به ندای درونی خود ایمان داشته باشید و به برنامه های خود اعتماد کنید. حواشی ممکن است تنها، راه شما را دشوار کند. نتیجه هر چه که باشد، مطمئن باشید وقتی که کار تمام شد دیگر شما آن آدم قبلی نیستید.

 
با ناملایمات و یاس ها آشتی کنید. راه رسیدن به موفقیت پرسنگلاخ است. همه چیز همیشه طبق برنامه پیش نمی رود. پس باید به توانایی های خود برای حل مشکلات تکیه کنید. احساس منفی یاس معمولا چشمگیرتر است، اما راه بهتر نگریستن به چشم موفقیت های کوچک در مسیرتان است. فراموش نکنید تنها راه تجربه این موفقیت ها، هل دادن موانع است. پس وا ندهید.

 
سلامتی و رفاه را در اولویت قرار دهید. وقتی از خودتان احساس رضایت ندارید، قرار گرفتن در میدان مسابقه کار سختی می شود. چالش ها، حتی چالش های مثبت، استرس زا هستند و استرس مداوم می تواند نارسایی روحی و جسمی به بار آورد. در دست گرفتن و کنترل کامل بر حالت های روحی و جسمی و رسیدگی فوری به مشکلات، شرط اول است. برای کنترل استرس راه های زیادی هست، مانند مدیتیشن، ورزش و روش های دیگر آرامش بخش.

 
تسلیم نشوید، تمرکزتان را حفظ کنید. رسیدن به موفقیت آسان نیست. موانع و مشکلات درس هستند و نه مقصود. تمرکزتان را بر تغییر مثبتی که می خواهید به آن برسید حفظ کنید و به اهداف و توانایی خود در رسیدن به آنها ایمان داشته باشید.

ایده پردازی کسب و کار

سر و سامان دادن به کسب‌ و کار خود

بین ورزشکاران برجسته و رهبران موفق کسب‌ و کار مقایسه‌های زیادی می‌توان انجام داد. هر دو آنها اعتماد به نفس، انگیزه، ثبات و تمرکز دارند. ریچارد جالی، استادیار رفتار سازمانی در مدرسه کسب‌وکار لندن، هشدار می‌دهد که محدودیت‌هایی هم وجود دارد.

ایده پردازی کسب و کار

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.