نوشته‌ها

داستان موفقیت استارتاپ ایرانی “کادوچی”

سایت کادوچی یکی از موفق ترین سایتهای فعال در زمینه کسب وکار آنلاین است سایتی که به شما کمک می‌کند ضمن صرفه‌جویی در هزینه حمل و نقل و زمان٬ بتوانید کادویی مناسب برای شخص مورد نظرتان را به راحتی پیدا کنید. و کادوچی، کادو را برایتان در بسته بندی کادویی زیبا برای شخص مورد نظر ارسال می‌کند یا اگر مایل باشید می‌توانید خودتان کادو را تحویل گرفته و به عزیزانتان کادو دهید! در ادامه می توانید گفتگو با بنیانگذار “کادوچی” را بخوانید:

 

داستان موفقیت استارتاپ ایرانی "کادوچی"

• سلام، با تشکر از شرکت شما در این گفتگو، لطفا خودتان را معرفی کنید. از تجربیاتتان بگویید. از تحصیلاتتان. آیا قبلا هم شرکت یا استارتاپی راه اندازی کرده اید؟
سلام و تشکر بخاطر فرصتی که به وجود آوردید٬ آیدین بهرمان هستم و در رشته مهندسی نرم افزار در حال حاضر تحصیل می کنم. تجربه‌هایی دیگری در این زمینه دارم که کادوچی در حال حاضر جدی‌ترین آن‌ها است.
• چه شد که به فکر کارآفرینی و به راه انداختن چنین کسب و کاری افتادید؟
با توجه به ایده‌ای که در ذهنم داشتم و توانایی تیم در اجرا و اطمینان از موفقیت طرح تصمیم به راه‌اندازی این استارت‌آپ گرفتم.
• آیا این کار را به صورت پاره وقت انجام می دهید یا تمام وقت؟
در طول روز بیشتر زمان فعالیت های خودم را صرف رسیدگی به امور و توسعه این استارت‌آپ می کنم.
• یکی از نیازمندی های موفقیت به عنوان کسی که یک کسب و کار نوپا را راه اندازی می کند، کار کردن تا دیر وقت و صرف ساعات طولانی و قربانی کردن خیلی از تفریحات و … است. آیا شما اینطور هستید؟
صرفا کار کردن تا دیر وقت و نداشتن تفریح دلیلی برای موفقیت یک کار نیست. مهم‌ترین چیزی که وجود دارد داشتن علاقه و مصمم بودن در پیشبرد کار هست که این موضوع ممکن هست تا دیر وقت کار کردن و یا قربانی کردن مسائلی دیگر برای رسیدن به هدف را در پی داشته باشد و از این نظر بله اینگونه هستم.
• کار بر روی یک ایده و تلاش برای ساختن یک کسب و کار موفق از آن، پر است از سختی و دشواری. در این حالت، امیدواری و خوشبینی است که کارآفرین را سرپا نگه می دارد. چه اندازه به آینده خوشبین هستید؟
برای شروع یک کسب و کار قطعا نیاز هست تا حداقل بنیانگذار به موفقیت طرح ایمان داشته باشد و تمام تلاش خود و تیم را برای رسیدن به موفقیت انجام دهد بنابراین من کاملا به آینده امیدوار هستم.
• آیا استارتاپ شما یک نفره است یا تیم دارید؟ اعضای تیمتان را معرفی کنید و تخصص هایشان را بیان کنید. اعضای تیم تا چه اندازه با هم هماهنگ و یکدل هستند؟
این استارتاپ در شروع توسط من و برادرم آقای آرین بهرمان شکل گرفت. ایشان به عنوان برنامه نویس تیم، سیستم مدیریت محتوای اختصاصی کادوچی را نوشتند و در حال حاضر مشغول توسعه سایت و تکمیل بخش‌های مختلف آن هستند. افراد دیگری در بخش‌های مختلف مانند تامین‌کنندگان محصولات٬ امور تبلیغاتی٬ بازاریابی و پشتیبانی با ما همکاری دارند.
• ایده شما به حل چه مشکلی کمک می کند؟
کادوچی براساس نیاز به انتخاب راحت کادویی مناسب و تحویل سریع و آسان در بسته بندی کادویی بدون نیاز به صرف زمان و هزینه در خیابان و فروشگاه ها شکل گرفته است.
• چگونه به این ایده رسیدید؟ خلاقیت و نوآوری در ایده شما چیست؟ آیا نوآوری در یک فناوری است یا نوآوری در بازار؟
مشکل انتخاب کادو و تهیه آن موضوعی هست که شاید خیلی‌ها با آن بارها مواجه شدند و ایده کادوچی از همین موضوع به وجود آمد. در کادوچی ایده های نوآورانه زیادی اجرا شده است که پیشنهاد کادو بر اساس پارامترهایی که کاربر مشخص می‌کند از مهمترین آن‌ها است. همچنین کادوچی سرویس‌های نو‌آورانه ای را برای اولین بار به اجرا در‌آورده است که از جمله می‌توان به خرید آنلاین کیک و امکان نوشتن متن بر روی آن٬ ارسال کارت پستال اختصاصی به ایمیل دوستان به صورت رایگان و همچنین عرضه محصولات مناسبتی و یا برای رخدادهای ویژه اشاره کرد. در واقع کادوچی هم در فناوری و هم در بازار نوآوری به وجود آورده است.
• مهمترین مشکلات و موانع سر راه ایده شما برای رسیدن به موفقیت کدامها هستند؟
در حال حاضر مهمترین مشکلاتی که نه تنها کادوچی بلکه تمام وب‌سایت‌ها در کشور با آن مواجه هستن وضعیت زیرساخت‌ها و پایدار نبودن وضعیت اینترنت هست که امیدواریم مسئولین در این زمینه توجهات لازم را داشته باشند.

 

 

• آیا بازار شما یک بازار محدود و اختصاصی (niche ) است؟ یا یک بازار وسیع تر؟
بازار هدف کادوچی کاملا گسترده هست ولی در حال حاضر بخشی‌هایی از این مارکت را در نظر گرفته ایم که با راه اندازی دیگر بخش های کادوچی و توسعه آن این مارکت روز به روز قابلیت گسترش را خواهد داشت.
• چگونه می خواهید از ایده تان پول در بیاورید؟
درآمد کادوچی مشخصا از فروش محصول از طریق سایت هست ولی مدل‌های درآمدزایی دیگری نیز در نظر هست و در آینده اجرا خواهند شد.
• در یک جمله بگویید، محصول ناشی از ایده شما چه کاری انجام می دهد و چه کسانی برای داشتن یا استفاده از آن پول خرج می کنند؟
کادوچی وظیفه تامین و پیشنهاد کادو به کسانی را دارد که برای تهیه کادو سردرگم هستند و یا زمان کافی برای خرید ندارند.
• در یک جمله، دلیل اینکه مردم از سرویس شما چیست؟
مهمترین دلیل تسریع و کمک در انتخاب و تهیه کادو هست که باعث استفاده مردم از سرویس ما می‌شود.
• مدل کسب درآمد شما چگونه است؟ آیا مقیاس پذیر و قابل رشد است؟
بر اساس سود حاصل از فروش محصولات و خدماتی که ارائه می‌دهیم است و قابلیت رشد در آن کاملا وجود دارد.

 

 

• آیا روش شما به نسبت رقبایتان راه حل بهتری است؟ و فکر می کند آنقدر خوب است که بتواند مردم را وادار به چرخش به سمت استفاده از محصول یا سرویس شما بکند؟
ما در کادوچی به کیفیت محصولاتی که انتخاب می کنیم اهمیت زیادی می‌دهیم و در همکاری و انتخاب برند محصولات سعی در انتخاب بهترین‌ها داریم. همانطور که به طور مثال در فروش کیک اقدام به عرضه کیک های یکی از معروفترین شیرینی فروشی های تهران می کنیم. در رابطه با رقیبای ما شاهد این هستیم که نوآوری بسیار کم هست و تعدادی از آنها اقدام به راه‌اندازی سرویس های مشابه ما کرده‌اند که عملا چیز جدیدی برای ارائه ندارند و در بعضی موارد حتی عینا کپی برداری شده از سرویس و طراحی کادوچی می‌باشد. بنابراین با توجه به ایده‌های نوآورانه بسیاری که در مرحله اجرا داریم در آینده برای کادوچی مشکلی در این زمینه نمی‌بینیم.
• کدام ویژگی کسب و کارتان را می توان به عنوان مزیت و برتری شما به نسبت رقبایتان نام برد؟ چه چیزی شما و ایده تان را از دیگران متمایز می کند؟
همانطور که در صحبت های قبلی اشاره کردم در کادوچی به کیفیت و ارائه خدمات مناسب تاکید داریم. طراحی سایت کادوچی یکی از نقاط مثبت این وب‌سایت است و همچنین ارائه سرویس هایی مانند ارسال کارت پستال رایگان و دیگر سرویس‌ها و یا ایده‌های نوآورانه‌ای که به زودی راه‌اندازی می‌شوند.
• چه پارامترهایی برای سنجش موفقیت در نظر گرفته اید؟ موفقیت در کسب وکار شما چه شکلی است؟
پارامترهای کلی ای که برای سنجش موفقیت طرح هست شامل تعداد فروش و سود حاصل از آن و ادامه روند رو به رشد و توسعه هر چه بیشتر کادوچی می‌باشد. در کنار آن معیار‌های مختلفی از جمله رضایت و برگشت مشتری و تثبیت جایگاه کادوچی به عنوان برند اول کادویی در ایران می‌باشد.

• فکر می کنید چه قدر طول می کشد تا به سود دهی برسید؟
کادوچی در حال حاضر هزینه های جاری خودش را پوشش می‌دهد ولی اهداف ما در این زمینه به صورت فصلی و سالیانه تعریف شده است که انتظار داریم تا چند ماه آینده به اهداف اولیه در این زمینه دست پیدا کنیم.
• بیشترین هزینه های شما در حال حاضر چه هستند؟
بیشترین هزینه‌های کادوچی در حال حاضر در تامین محصولات و بخش تبلیغات صرف می‌شوند.
• می دانیم که هیچ کاری بدون جذب سرمایه لازم به نتیجه نخواهد رسید. پس، آیا خودتان سرمایه به کسب و کارتان تزریق کرده اید؟ در صورت تمایل بفرمایید چه میزان؟
سرمایه اولیه این کار توسط خودمان تامین شد و طی چند مرحله مجددا سرمایه به آن تزریق کردیم.
• تا کنون آیا توانسته اید سرمایه ای از دیگران جذب کنید؟ دوستان؟ آشنایان؟ پدرو مادر؟ اقوام؟ یا انجل ها؟ شرکت های سرمایه گذاری VC چطور؟ چه زمانی؟ چند بار؟
در طی این مدت چند سرمایه گزار علاقه‌مندی خودشان را برای سرمایه گزاری در این کار اعلام کردند که در حال حاضر یک سرمایه گزار در بخش تبلیغات و چند سرمایه گزار در بخش تامین محصولات با ما همکاری دارند.
• آیا راضی کردن آنان به سرمایه گذاری آسان بود یا دشوار؟
راضی کردن سرمایه گزاران برای سرمایه گزاری با مبالغ بالا در یک استارت‌آپ تقریبا کار بسیار دشواری هست ولی برای جلب سرمایه‌های کوچک‌تر با توجه به روند رو به رشد سریع کادوچی با مشکلی مواجه نشدیم.
• آیا از بانک هم وام گرفته اید؟
خیر از بانک یا موسسه ای وام دریافت نکردیم.
• حالا اگر کسی پیدا شود که پس از خواندن این مصاحبه حاضر شود 50 میلیون تومان در کسب و کارتان سرمایه گذاری کند، با آن پول چه کارهایی می کنید؟چگونه آن را خرج می کنید تا به بیشترین سود برسید؟
تزریق سرمایه به یک کسب و کار با توجه به مبلغ سرمایه دو رویکرد در کسب و کار می‌تواند به وجود بیاورد. یا آنقدر مبلغ سرمایه زیاد باشد تا به یک پرش در کسب و کار بیانجامد و یا مبلغ کمتری باشد که باعث توسعه و گسترش خدمات حال حاضر کسب و کار شود. در کادوچی با این مبلغ سرمایه گزاری می توان به توسعه و گسترش خدمات و محصولات پرداخت و همچنین تکمیل کادر و نیازهای کوچک و بزرگی که در حال حاضر وجود دارند.

• آیا نسخه محصول فعلی شما نسخه کامل و اصلی است؟ چه قدر طول کشید تا محصول نهایی تولید شد؟
ایده کادوچی در اسفند سال ۹۰ به وجود آمد و طراحی های اولیه و مدل کسب و کار آن حدودا تا اواخر فروردین سال ۹۱ شکل گرفت اما راه‌اندازی رسمی کادوچی در تاریخ ۱ آذر ۹۱ صورت گرفت. طی این مدت نسبتا طولانی برنامه نویسی سیستم مدریت محتوای اختصاصی انجام شد و همچنین چهار بار طراحی رابط کاربری بازنگری و طراحی مجدد شد تا به تجربه کاربری مناسبی رسیدیم و سپس نسخه عمومی سایت افتتاح شد. البته طی مدت حدود ۶ ماه که از راه اندازی کادوچی گذشته بازخوردها و تجربیات جدید را کنار هم قرار داده‌ایم و در حال طراحی نسخه جدید وب‌سایت هستیم.
• فکر می کنید چقدر طول خواهید کشید تا محصول نهایی ارائه شود؟
محصول نهایی اگر منظور نسخه ای از وب‌سایت است که دیگر تغییری در آن داده نمی‌شود باید بگویم خیر٬ چون وب‌سایت‌ها و تکنولوژی‌های مورد استفاده در آن‌ها هر روز در حال تغییر هست و همچنین سلیقه و نیاز کاربران نیز به مرور زمان تغییر می‌کند که همگی نیازمند این هستند یک وب‌سایت به صورت پویا در حال تغییر و به روز شدن باشد. ما در هر زمان با توجه به تجربیات و امکاناتی که خواهیم داشت حتما وب‌سایت را توسعه داده و تکمیل خواهیم کرد.
• چگونه در مردم، برای محصولتان تقاضا ایجاد می کنید؟
تقاضا برای کادو چیزی هست که در بازار وجود دارد و ما باید با ارائه محصولاتی مناسب و با کیفیت مردم را به سمت خرید از فروشگاه ما جلب کنیم.
• چگونه مردم را از وجود محصولتان با خبر می کنید؟ چه برنامه ای برای آن در نظر دارید؟
با استفاده ازتبلیغات گسترده و اطلاع رسانی هایی که صورت می‌گیرد مانند ارسال خبرنامه به اعضای کادوچی این کار انجام می‌شود.
• جایگاه محصول یا سرویس شما در بازار کجاست؟ آیا یک محصول با ارزش و گرانقیمت است یا یک محصول ارزان با ویژگی های محدود که از دیگران بهتر است؟
محصولات ما شامل رده‌های قیمت میانی به بالا می‌باشند و در این بین نیز محصولات باهم متفاوت هستند. گاها محصولات گرانقیمت و با ارزش بین محصولات وجود دارند و در بیشتر مواقع کالاهای عمومی با قیمت های میانی برای عرضه در وب‌سایت در نظر گرفته می‌شوند.
• چه نوع تبلیغاتی استفاده کرده اید؟ یا می کنید؟ کدام بهتر جواب داده است؟
یکی از شیوه‌های تبلیغاتی که در این مدت استفاده کرده‌ایم سیستم تبیغات کلیکی شبکه تبلیغات بوده است و نتیجه خوبی را در بر داشته است.

• مهم ترین درس یا تجربه ای که تا کنون یاد گرفته اید، چیست؟ توصیه مهم شما برای کسانی که می خواهند در راه شما قدم بگذارند و کسب و کار خودشان را راه اندازی کنند چیست؟
مهمترین موضوع در راه‌اندازی کسب و کار علاقه و صبر در رسیدن به هدف هست. کسانی که می‌خواهند کسب و کاری راه‌اندازی کنند باید حتما اراده و باور قوی به کسب و کارشان داشته باشند و انتظار نداشته باشند به سرعت به درآمد بالایی برسند و همانطور که در هر استارت‌آپ موفق در چه در ایران و چه در جهان نگاه کنید ماه‌ها و سال‌ها زمان و هزینه و تلاش صرف شده تا به نتیجه رسیدند. و اگر ایده جدیدی دارند هیچوقت در اجرای آن حتی ثانیه ای را هدر ندهند و البته این را نظر داشته باشند که محصول اولیه ای که ارائه می کنند نیز از کیفیت خوبی برخوردار باشد.
• با تشکر مجدد از حضور شما در این گفتگو و آرزوی موفقیت روز افزون شما و کادوچی، در پایان هر صحبتی دارید بفرمایید.
در آخر از شما بخاطر اینکه امکانی به وجود آوردید تا به معرفی استارت‌آپ کادوچی پرداخته شود و همچنین حمایت وب‌سایت پربارتان ار استارت‌آپ ها تشکر می‌کنم و امیدوارم در صنعت وب کشور بحث استارت‌آپ‌ها گسترش بیشتری پیدا کند.

داستان موفقيت احد عظیم زاده

داستان موفقيت احد عظیم زاده

در اين مطلب مي خواهيم داستان موفقيت احد عظیم زاده، کارآفرين ايرانی را از زبان خودش براي شما نقل کنيم.

 

داستان موفقيت احد عظیم زاده

 

 

امکانات مالی‌مان اجازه نمی‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی کنم. تا ۱۳ سالگی روزها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد. خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال ۲بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز ۲۱ ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم.

 

 

کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی‌های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان (نه هزار یا ۲هزار تومان) سود می‌کردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختی‌ها را آسان می‌کرد. در ۱۸ سالگی توانستم ۲۰ هزار تومان پس‌انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا این‌که مجبور به ترک تحصیل شدم.
غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض می‌کند) یتیم هیچ‌کس را ندارد. کارمند، کارگر، بانکی، کاسب و هرکس دیگری شب که به خانه‌اش می‌رود دستی به سر و روی بچه‌اش می‌کشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌های جمعه پاهایش را در بغل می‌گیرد و به انتظار می‌نشیند. در انتظار آن کس که دستی به سرش بکشد…
در این فکر بودم که سرمایه‌ ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او ۲۰ هزار تومان قرض کردم و ۶۰ هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد ۱۰۰ هزار تومان یعنی به اندازه یک تراول صد تومانی امروزی. وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماه‌ها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا ۲ سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمی‌دادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را شروع کنم.
اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس می‌روند. ویزای ۱۵ روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم. زبان هم نمی‌دانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمی‌شد و کیفیت تولید فرش و رنگ‌بندی‌ها هم مناسب نبود. چای و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم. به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با ۱۰ درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک‌پذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ.
شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور می‌کنید یا نه؟ در اولین معامله ۶٫۵ میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه ۱۰۰ هزار تومانی من که ۸۰ هزار تومانش قرض بود در کارخانه اجاره‌ای اینچنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم… کسب و کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم. بسیار سفر کردم و ایده‌های جدید دادم. از موزه‌های فرش کشورها بازدید می‌کردم و از طرح‌ها اقتباس یا از آنها عکس می‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرح‌ها، ایده‌های نو بیرون می‌دادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم. اصول کار خودم را پیدا کردم. من شریک ندارم. هیچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک می‌گذاشت.
اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که می‌خواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار می‌ایستد، با احترام می‌ایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسک‌پذیری خودم است. بسیار ریسک می‌کنم،بسیار.
کمی بعد در بازدید از هتل‌های معروف جهان تصمیم گرفتم وارد کار ساخت بزرگ‌ترین پروژه هتل کشور شوم. تاکنون ۱۸۰ میلیارد تومان در این پروژه سرمایه‌گذاری کرده‌ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است.
سنگ برزیل، شیشه بلژیک، دستگیره در انگلیس و تاسیسات آلمانی است. کابین چهار آسانسور نیز از طلای ۱۸ عیار است. این هتل ۳۴۰ واحد مسکونی در ۲۵ طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، ۳۴ طبقه هتل، ۷ رستوران روی دریاچه، ۱۰ هزار متر شهر آبی، ۷۰ هزار متر زمین آمفی‌تئاتر، ۹۰ هزار متر زمین گلف و ۲ باند هلیکوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسوی‌ها ۹ میلیون دلار (۹ میلیارد تومان)‌ است. این پروژه آبروی کشور است و من با افتخار روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی یک دلار و ریال در خارج کشور ندارم و سرمایه‌گذاری یا ذخیره نکرده‌ام….
می‌پرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمی‌کند. هدف من کارآفرینی است. تنها در پروژه آن هتل ۶۰۰ نفر به طور مستقیم کار می‌کنند. من ۲ بار برنده تندیس الماس بزرگ‌ترین بیزینس‌من جهان شدم و بزرگ‌ترین صادرکننده فرش کشور هستم. اما می‌دانید بزرگ‌ترین افتخار من چیست؟ یتیم‌نوازی. افتخار می‌کنم ۲ سال خیر نمونه کشور شدم. افتخار می‌کنم جزو ۱۰۰ کارآفرین برتر کشور هستم. دوست دارم اشتغالزایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هم‌اکنون ۱۰۷۰ بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال ۱۰۰ بچه به آنها اضافه کنم. وصیت کرده‌ام وقتی مردم تا ۱۰ سال بعد از عمرم هر سال ۱۰۰ بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیم‌ها را از محل ارثم بپردازند. بعد از ۱۰ سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه می‌دهند. سفره که می‌اندازیم برای یتیم‌ها و می‌آیند و غذا می‌خورند، کیف می‌کنم. گریه می‌کنم و حال می‌کنم.
در یک مراسمی بچه‌ها دورم جمع شده بودند و هر کس چیزی می‌خواست. در این میان دختربچه‌ای به من نزدیک شد و به جای آن که چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است. روی پایم نشست و بابایی صدایم کرد. من به هر دخترم ۵۰ میلیون تومان جهاز دادم و مقرر کردم به این یکی ۱۰۰ میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست که مهر این دختر را به دل من انداخت. یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است که در خدمت یتیمان هستم. پول را برای چه می‌خواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم.
ما وسیله هستیم. باید بخشید و بی‌منت و زیاد بخشید. این توصیه من به همکارانم است. من از زیر صفر شروع کردم. توصیه من به جوانان این است که منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد. درستکار باشند و تلاش و تلاش و تلاش کنند. این فرمول من است…

مهارت‌های مهم در روابط مشتریان و همکاران

مهارت‌های مهم در روابط مشتریان و همکاران

خیلی از فروشنده‌ها همین‌که می‌بینیدشان، دوست‌شان دارید و از آن‌ها خرید می‌کنید. حتی وقتی بهترین محصول یا بهترین قیمت را ندارند. به‌نظر می‌رسد آدم‌های کاریزماتیک این‌طور به دنیا می‌آیند. توانایی ذاتی و غیرعادی دارند در فروش همه چیز، حتی ایده‌های‌شان. از قوانین مرسوم پیروی نمی‌کنند. زیاد می‌خندند. زیاد حرف می‌زنند. آیا این افراد مهارت‌هایی دارند که بقیه‌ی ما بتوانیم یاد بگیریم؟ بله.

مهارت‌های مهم در روابط مشتریان و همکاران

 

۱. آدم‌ها تمایل دارند با کسانی کار کنند که دوست‌شان دارند. پس جوری رفتار کنید که دوست‌تان داشته باشند. مودب و صبور باشید. از زمختی، بی‌ادبی، ترش‌رویی و عجله‌کردن دوری کنید.

 
۲. مردم، جذب آدم‌هایی می‌شوند که سر حرف‌شان می‌ایستند. یعنی اگر قولی می‌دهید، دقیقا چیزی را که گفته‌اید، انجام دهید. آن را در همان زمان که گفته‌اید یا حتی زودتر انجام دهید.

 
۳. مردم به آدم‌های خوش‌قلب اعتماد می‌کنند. وقتی به آن‌‌ها توصیه‌ای می‌کنید که به آن‌ها بیش‌تر از خودتان سود می‌رسانید، به خوش‌قلبی‌تان ایمان می‌آورند.

 
۴. مردم تمایل دارند با آدم‌هایی کار کنند که در کارشان متخصص باشند. پس اول از همه احتیاج دارید تا در زمینه‌ی فعالیت‌تان از طریق تمرین، تحقیق، تعلیم، آموزش و مطالعه تخصص پیدا کنید. بعد، کاری می‌خواهید (مثل نوشتن مقاله، کتاب یا سخنرانی) که مهارت‌های‌تان را به مشتریان و شرکای تجاری بالقوه‌تان نشان دهد.

 
۵. مردم دوست دارند که سرمایه‌ شان را در اختیار آدم‌های صادق، بااخلاق و درست قرار دهند. پس در مطالب بازاریابی‌تان (و هیچ‌جای دیگر) ‌دروغ نگویید. راستگویی موثرتر است.

 
۶. مردم به اشخاصی گرایش دارند که از نظر ظاهری، گیرا باشند، یا حداقل زننده نباشند. بنابراین تغذیه‌ی سالم داشته باشید. ورزش کنید. وزن‌تان را کنترل کنید. مرتب باشید. لباس مناسب بپوشید و به بهداشت فردی‌تان اهمیت دهید.

 
۷. مردم با آن‌هایی که واقعی به نظر بیایند، راحت‌ترند. بهترین راه برای نشان دادن این‌که آدم عادی هستید، این است که صمیمی و دوستانه رفتار کنید و به بقیه علاقه‌مند باشید. عوض صحبت کردن از خودتان، درباره‌ی آن‌ها سوال کنید. از آن‌ها درباره‌ی سازمان، حرفه، صنعت و حتی خانواده و سرگرمی‌های‌شان ‌بپرسید.

 
۸. مردم به افرادی که به آن‌‌ها گوش می‌دهند و توجه می‌کنند، جواب می‌دهند. این کلیشه‌ی قدیمی یادتان باشد: شما دو گوش دارید و یک دهان؛ پس باید دوبرابر چیزی که می‌گویید، گوش دهید.

 
۹. مردم کنار کسانی که مثل خودشان هستند، احساس راحتی می‌کنند. رمز کار این است که یک مورد مشترک بین خودتان پیدا کنید. بعد، از همان برای برقراری رابطه استفاده کنید.

 
۱۰. مردم جذب افراد فروتن می‌شوند. پس خودستایی نکنید و هیچ‌وقت از میزان درآمدتان حرف نزنید.

 
۱۱. مردم تحت تاثیر اشخاصی قرار می‌گیرند که پرمشغله به نظر می‌رسند. به این خاطر نباید هیچ وقت به یک مشتری تاثیرگذار بگویید اوضاع کساد است و شما به او احتیاج دارید. به پزشکان فکر کنید. چه حسی به شما دست می‌دهد اگر به مطب یک پزشک بروید و تنها بیمار باشید. به توانایی‌اش شک نخواهید کرد؟‌ با این که از انتظار متنفر هستید، آیا احساس اطمینان بیش‌تری نمی‌کنید اگر اتاق انتظار را پر ببینید؟

 
۱۲. مردم تمایل دارند افراد مفید، دور و برشان باشند. افرادی که با آن‌ها زندگی‌شان راحت‌تر می‌شود و در وقت‌شان صرفه جویی می‌کنند. در ضمن ترجیح می‌دهند با آدم‌های منعطف و انطباق‌پذیر سروکار داشته باشند؛ نه آدم‌های خشک.

چند روش برای توسعه کسب و کارها

چند روش برای توسعه کسب و کارها

کارآفرین باید بتواند فرصت های جدید کسب و کار را بیابد ، نیازهای بازار را تشخیص دهد و راه حل های مناسب را قبل از اینکه مشکلات عیان شوند ، ارائه نماید متقاضی باید متمایل به کار سخت باشد و قبل از اینکه دیگران عقاید خود را ابراز دارند تلاش خلاقانه خود را انجام دهد برای ارتقا در این جایگاه توانایی کار با موسسات مالی ، سرمایه گذاران و سرمایه داران جهت جلب حمایت های مالی آنها الزامی است میزان حقوق برای افراد با توان اندک و برای افراد موفق بسیار عالی خواهد بود.

 

چند روش برای توسعه کسب و کارها

 

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.

داستان موفقیت دختری که اپلیکشن ساخت!

تارا رید در بخش بازاریابی مایکروسافت، مشغول به کار بود. ایده ی او برای ایجاد اپلیکیشن Kollecto از آنجا شروع شد که یکی از دوستانش به دنبال پیشنهاد های هنری برای طراحی دیوار خالی خانه خود بود.

داستان موفقیت دختری که اپلیکشن ساخت!

 

او با خود فکر کرد که برای مواد غذایی، موسیقی، مد، فیلم و موارد دیگر می توانیم با چند تب و جستجو در اپلیکیشن های توسعه یافته، چیزی را که به دنبال آن هستیم پیدا کنیم. اما در مرود جهان هنری، چنین چیزی ایجاد نشده است. ابتدا او فکر می کرد که برای این کار باید سرویس های مثل ویدئو چت و صحبت با مشاوران هنری برای راحتی مشتریان، ایجاد شود به این خاطر ایده ی یک چت بات به ذهن او رسید. او بدون اینکه از کدنویسی چیزی بداند با ادغام تکنولوژی های موجود Kollecto را ایجاد کرد.

موفقیت Kollecto به TEDx کشیده شد تا کارآفرینان بدانند که بدون اطلاعاتی در مورد کد نویسی می توانند به ایجاد اپلیکیشن های موفق بپردازند.

تارا رید در مصاحبه های خود اشاره کرد که اگر کسی از او مشاوره بخواهد گوش زد می کند که تا زمانی که فرد مفروضات خود را مورد آزمایش قرار نداده و اقدامی برای آن پیش نبرده است، نمی تواند موفق باشد.

راه های کسب موفقیت

چند راه برای رسیدن به موفقیت وجود دارد؟

با این که وقت هایی پیش می آید که همه چیز پراسترس می شود و بار عاطفی زیادی بر دوشتان حس می کنید و این لحظات در زندگی چندان خوشایند نیست، اما بخش خوب ماجرا اینجاست که هر دست اندازی در مسیر زندگی وقتی درهم می شکند، به موفقیتی بزرگ بدل می شود؛ انسان تجربه ای ارزشمند کسب می کند و تغییراتی مثبت پدید می آورد.

راه های کسب موفقیت

در همین راستا پنج پیشنهاد را ارائه می دهد تا افراد به فاتحان راه موفقیت بدل شوند:

آغوشتان را بر تغییر بگشایید. ساده و سرراست: باید آماده تغییر طرز فکر، تغییر کارهای تکراری روزمره، و تغییر سبک زندگی خود باشید. انسان موفق آماده تغییر مداوم است. بسیاری از افراد در مقابل تغییر مقاومت می کنند، چون سخت است. بنابراین حتی وقتی چیز خوبی در انتظارشان است، برای آن که از دور مألوف خود خارج نشوند، به آن پشت می کنند.

 
اعتماد به نفس داشته باشید. هرچه که پیش آید با خود اعتماد و ایمان داشته باشید. در زندگی تضمینی وجود ندارد و قطعا نمی توان گفت که آدمی به هر آنچه که می خواهد می رسد یا خیر. همواره به ندای درونی خود ایمان داشته باشید و به برنامه های خود اعتماد کنید. حواشی ممکن است تنها، راه شما را دشوار کند. نتیجه هر چه که باشد، مطمئن باشید وقتی که کار تمام شد دیگر شما آن آدم قبلی نیستید.

 
با ناملایمات و یاس ها آشتی کنید. راه رسیدن به موفقیت پرسنگلاخ است. همه چیز همیشه طبق برنامه پیش نمی رود. پس باید به توانایی های خود برای حل مشکلات تکیه کنید. احساس منفی یاس معمولا چشمگیرتر است، اما راه بهتر نگریستن به چشم موفقیت های کوچک در مسیرتان است. فراموش نکنید تنها راه تجربه این موفقیت ها، هل دادن موانع است. پس وا ندهید.

 
سلامتی و رفاه را در اولویت قرار دهید. وقتی از خودتان احساس رضایت ندارید، قرار گرفتن در میدان مسابقه کار سختی می شود. چالش ها، حتی چالش های مثبت، استرس زا هستند و استرس مداوم می تواند نارسایی روحی و جسمی به بار آورد. در دست گرفتن و کنترل کامل بر حالت های روحی و جسمی و رسیدگی فوری به مشکلات، شرط اول است. برای کنترل استرس راه های زیادی هست، مانند مدیتیشن، ورزش و روش های دیگر آرامش بخش.

 
تسلیم نشوید، تمرکزتان را حفظ کنید. رسیدن به موفقیت آسان نیست. موانع و مشکلات درس هستند و نه مقصود. تمرکزتان را بر تغییر مثبتی که می خواهید به آن برسید حفظ کنید و به اهداف و توانایی خود در رسیدن به آنها ایمان داشته باشید.

ایده پردازی کسب و کار

سر و سامان دادن به کسب‌ و کار خود

بین ورزشکاران برجسته و رهبران موفق کسب‌ و کار مقایسه‌های زیادی می‌توان انجام داد. هر دو آنها اعتماد به نفس، انگیزه، ثبات و تمرکز دارند. ریچارد جالی، استادیار رفتار سازمانی در مدرسه کسب‌وکار لندن، هشدار می‌دهد که محدودیت‌هایی هم وجود دارد.

ایده پردازی کسب و کار

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.
ریچارد برانسون

چند درس مهم برای موفقیت از زبان ریچارد برانسون

ریچارد برانسون در دهه ۱۹۷۰، کمپانی “ویرجین رکوردز” را تاسیس کرد و مؤسس شرکت “ویرجین گروپ” هم هست. او در دهه ۱۹۸۰ شرکت هوایی “ویرجین آتلانتیک” را به وجود آورد و دهه ۱۹۹۰ شاهد “ویرجین موبایل” و “ویرجین ترین” نیز بود. او یکی از موفق ترین بازرگانان در انگلستان و نمادی از کارآفرینی است. جدیدترین پروژه او “ویرجین گلکتیک” است که او امیدوار است روزی به یک شرکت گردشگری فضایی بدل شود. در ادامه به معرفی چند درس برتر او برای موفق بودن اشاره میکنیم.

چند درس مهم برای موفقیت از زبان ریچارد برانسون

 

۱ – رویاهایتان را دنبال کنید و به خود شک نکنید
رؤیاهای خود را دنبال کنید، درگیر زندگی و چیزهای جدیدی شوید که برایتان جالب است. اگر می‌خواهید کار و کسبی به راه بیاندازید، مطمئن شوید که درباره سرگرمی مورد علاقه یا موضوعی باشد که برایتان جذاب است. این‌طوری زندگی بهتری خواهید داشت. هدفتان انجام کاری، صرفاً برای پول درآوردن، نباشد. فکر می‌کنم خیلی از افراد ایده‌های خیلی خوبی در ذهن دارند، ولی افراد اندکی می‌روند و واقعاً ایده‌ هایشان را اجرا می‌کنند. خیلی افراد هستند که به این فکر می‌کنند که حتماً فرد دیگری قبلاً این کار را کرده، یا هیچ وقت نمی‌توانی پول لازم برای این کار را فراهم کنی و یا اینکه در زندگی نباید خطر کرد. دست آخر کسانی شانس یک زندگی هیجان انگیز و پر ارزش را خواهند داشت که می‌گویند همین الان می‌روم و این کار را می‌کنم.

 

 

۲ – یک تغییر مثبت بوجود بیاورید و یک کار خوب بکنید
اگر می‌خواهید یک کارآفرین بشوید، اولین چیز لازم این است که ایده ای داشته باشید که بتواند تغییری مثبت در زندگی دیگران ایجاد کند. کسب و کار یعنی همین. اگر صاحب کار و کسبی باشید، در موقعیتی هستید که بتوانید تغییرات بزرگی در این دنیا ایجاد کنید. به نظر من این برای کارمندان یک شرکت هم خوب است، که از کار کردن در شرکتی که می‌دانند در دنیا کارهای خوبی انجام می‌دهد لذت ببرند.

 

 

۳ – به ایده‌هایتان ایمان داشته باشید و در کار خود از همه بهتر باشید
شما قطعاً باید به ایده‌های خود ایمان داشته باشید. اگر شخص احساس خوبی نسبت به کاری که می‌کند نداشته باشد و به آن افتخار نکند، انگیزه‌ای برای هیچ کاری نمی‌ماند. باید علاقه شدیدی به کاری که می‌خواهید بکنید داشته باشید و بتوانید دیگران را هم به آن علاقمند کنید. اگر یک ایده، ایده خوبی باشد، باید بتوانید آن را در دو یا سه جمله توضیح دهید و دو سه جمله خیلی راحت پشت یک پاکت نامه جا می‌شود. اگر بنا نبود خط هوایی من از همه خطوط هوایی بهتر باشد، دلیلی برای راه اندازی آن نداشتم. باید اطمینان کنید که همه جنبه‌های کاری که می‌خواهید بکنید، از رقیب هایتان بهتر باشد.

 

 

۴ – لذت ببرید و هوای تیم تان را داشته باشید
من ۱۰۰ درصد معتقدم که لذت بردن از کار بسیار مهم است، و اگر از کاری لذت نمی برید یعنی وقت آن رسیده که به سراغ کار دیگری بروید. از راس تا پایین چرخه اداری باید از کارشان لذت ببرند تا فضای کاری دلچسبی ایجاد شود. اطمینان حاصل کنید که کسانی شرکت شما را اداره می‌کنند که عمیقاً به مردم اهمیت می‌دهند، به بهترین جنبه افراد دقت می‌کنند و در عوض انتقاد کردن، تشویق می‌کنند. انسان‌ها چندان هم با گل‌ها فرق نمی‌کنند. اگر به یک گل آب بدهید شکوفا می‌شود و اگر آب ندهید، می خشکد و می‌میرد، من معتقدم که انسان‌ها هم همین گونه اند.

 

 

۵ – بیخیال نشوید
بیخیال نشدن اهمیت بسیار زیادی دارد. در ماجراهایی که من داشته‌ام، مثلاً وقتی می‌خواستم با بالن از اقیانوس آرام بگذرم، موقعیت های بسیاری بوده که در آن‌ها فکر کنم احتمال زنده ماندنم ناچیز است. کارآفرینی بی شباهت به ماجراجویی نیست. شما با موقعیت های بسیاری روبرو خواهید شد که راه پس و پیش ندارید و باید روز و شب کار کنید تا به مشکلات مختلفی که سر راه یک شرکت قرار می‌گیرد غلبه کنید. روز بعد خود را جمع و جور کنید و سراغ کارهای دیگر بروید. فکر می‌کنم من نسبتاً در مواجهه با شکست موفق باشم؛ معمولاً نمی‌گذارم ذهنم را برای بیش از یکی دو ساعت مشغول کند و هر آنچه در توانم باشد را صرف پرهیز از اشتباهات گذشته می‌کنم.

 

 

۶ – لیست های متعدد درست کنید و برای خود چالش های جدید ایجاد کنید
من لیست های بسیاری برای خودم تهیه می‌کنم، چون فکر می‌کنم توجه به جزئیات کوچک است که یک شرکت استثنایی را از یک شرکت متوسط متمایز می‌کند. جزئیات خیلی مهم است و من فکر می‌کنم تعیین چالش ها و اهداف جدید برای خود هم مهم است. معتقدم که ابتدای سال زمان خوبی است برای اینکه اهداف پیش روی خود در طول سال را بنویسید. اگر خود را سازماندهی نکنید و آنچه می‌خواهید بدست بیاورید را ننویسید، خطر آن وجود دارد که زمان از چنگتان برود و چیزی زیادی به دست نیاورده باشید.

 

 

۷ – برای خانواده تان زمان بگذارید و سپردن کارها به دیگران را بیاموزید
یکی از اولین کارهایی که به عنوان یک کارآفرین باید کرد، آموختن هنر سپردن کارها به دیگران است. کسانی را پیدا کنید که در اداره روزانه یک شرکت از شما بهتر باشند و با این کار وقت خود را، برای فکر کردن به موضوعات مهم‌تر و وقت گذراندن با خانواده، آزاد کنید. این کار، مخصوصاً اگر فرزند دارید، خیلی مهم است. آنها تنها چیزی هستند که وقتی شما بروید از شما باقی می‌ماند. من می‌دانم که کارآفرین موفقی ام، ولی مطمئن نیستم که می توانستم مدیر خیلی موفقی هم باشم. ذهن من همیشه به آینده فکر می‌کند و به ساختن چیزهای جدید فکر می‌کنم. فکر می‌کنم بهتر است به مجرد اینکه چیزی را راه انداختم، فرمان آن را به فرد دیگری بسپارم. می‌توانم بروم و بیایم و کمی دردسر هم برای کارمندانم ایجاد کنم، ولی بهتر است کسب و کار روزانه را به فرد دیگری محول کنم.

 

 

۸ – تلویزیون را خاموش کنید، بروید بیرون و کاری بکنید
مادرم، ما را طوری تربیت کرد که برویم بیرون و برای خودمان کاری بکنیم، نه اینکه بنشینیم و کارهای دیگران را تماشا کنیم و تلویزیون نگاه کنیم. به نظرم این روش تربیتی خوبی بود. من زمان زیادی را با فرزندانم در جزایر کارائیب گذرانده ام و در آنجا هیچ وقت تلویزیون نگاه نمی‌کنیم. جزیره نکر (در جزایر ویرجین بریتانیا) جایی است که در آن خود را از دنیای بیرون جدا می‌کنم و می‌توانم دغدغه هایم را فراموش کنم. ولی کارهایی که می‌کنم آن‌قدر به نظرم جذاب، با‌ارزش و هیجان انگیز است که هیچ وقت نمی‌خواهم کامل فراموششان کنم. چون خود را در جایگاه قدرتمند و چالش برانگیزی می‌بینم و نمی‌خواهم این موقعیت را هدر بدهم.

 

 

۹ – وقتی از شما بد می‌گویند، نشان دهید که اشتباه می‌کنند

افرادی هستند که به لباس افراد موفق آویزان می‌شوند و سعی می‌کنند با استفاده از نام آن‌ها چند کتاب بفروشند. چندان دلچسب نیست، ولی می‌دانید که اگر از آنها شکایت کنید و سر و صدا براه بیاندازید، فقط فروش کتابشان را بیشتر خواهید کرد. برای همین من هنر نادیده گرفتن چنین افرادی را آموخته‌ام. به نظرم بهترین کار این است که به هر شکلی که می‌شود، اشتباه بودن گفته‌های آنان را نشان دهید. مثلاً کتاب خاصی (“برانسون: پشت نقاب” اثر تام باور)، می‌گوید که برنامه فضایی ما عملی نیست، در سال جاری اشتباه بودن ادعای آنها را ثابت خواهیم کرد.

 

 

۱۰ – کاری را بکنید که به آن عشق می ورزید و در آشپزخانه تان یک مبل داشته باشید
شما فقط یک بار زندگی می‌کنید، پس اگر من بودم، کاری را می‌کردم که بتوانم از آن لذت ببرم. شاید گفتنش از سوی من که مالک یک جزیره کوچک در کارائیب هستم کمی باور‌نکردنی باشد، ولی وقتی به آن جزیره می‌رویم، بیشتر وقت‌مان را در آشپزخانه می‌گذرانیم. حقیقت این است که تا وقتی که آشپزخانه شما جای کافی برای یک مبل داشته باشد و شریکی در زندگی داشته باشید که به او عشق می ورزید، لزوماً به دیگر ملحقات زندگی احتیاجی ندارید.

پس اگر مشغول کاری هستید که به آن شدیداً علاقمندید، زندگی بسیار لذت بخش تری را برای شما به ارمغان می‌آورد تا اینکه صرفاً برای پول کار کنید.

داستان موفقیت یک کارآفرین ایرانی

داستان موفقیت یک کارآفرین ایرانی

حاج مهدی کوزه‌کنانی؛ تاجر چایی که ابوالمله نام گرفت او مقارن با ایام مشروطه‌ خواهی از تجار سرشناس و فعال در تجارت چای در تبریز بود (ناهیدی آذر، ۱۹ /۵ /۱۳۹۳: کد خبر ۸۱۹۹۱۷). از آنجا که تجارت چای در این شهر بر پایه واردات از هندوستان استوار بود، گمان می‌رود که وی نیز به تجارت چای از این مسیر می‌پرداخته است.

داستان موفقیت یک کارآفرین ایرانی

وی به همراه حاج‌علی کوزه‌کنانی و دیگر برادرانش از جمله تجار و صرافانی بودند که در همکاری با خاندان اتحادیه و در سال ۱۳۰۵ اقدام به تاسیس شرکت اتحادیه کردند (ترابی‌فارسانی، ۱۳۸۴: ۷۵ و نیک‌نفس، ۵ /۳ /۱۳۸۳).
در این ایام، صرافان بسیاری در پی گسترش دامنه فعالیت‌های اقتصادی و کسب درآمد به عرصه تجارت شدند. اما مقدر بود که نام حاج‌مهدی کوزه‌کنانی بیش از هر چیز به مشروطیت‌خواهی تبریزیان پیوند خورد و خانه‌اش در جنب بازار تبریز، چنان که روزی مشروطه‌خواهان و استبدادستیزان را در خود جای داده بود، امروز نیز منزلگاه خانه مشروطه تبریز باشد.
وی متولد کوزه‌کنان در شهرستان تبریز بود و با شروع جنبش مشروطیت به‌رغم کهولت سن به جرگه طرفداران این جنبش پیوست و از بنیانگذاران انجمن عدالت‌طلبان تبریز شد. حاج‌مهدی در ماجرای مقاومت محمدعلی میرزا -در ایام ولایت‌عهدی- در برابر مشروطه‌خواهان به حمایت مالی گسترده از مشروطه‌خواهانی پرداخت که در سال ۱۲۸۵ و در اعتراض به اقدامات ولیعهد و حکومت مرکزی در مسجد صمصام و کنسولگری انگستان متحصن شدند.
انجمن عدالت‌طلبان تبریز با وکلای آذربایجان در مجلس اول شورای ملی در ارتباطی پیوسته بود و حتی پیش از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی‌شاه قاجار، با سید‌حسن تقی‌زاده و دیگر وکلای مشروطه‌خواه آذربایجان به مکاتباتی در خصوص لزوم استحکام ارکان مشروطه و تبادل اطلاعات در زمینه رخدادهای سیاسی جاری و نگرانی از تقویت قوای استبدادی می‌پرداخت (امیرخیزی، ۲۵۳۶: ۹۳-۹۱). با به توپ بستن مجلس و خروج جمعی از این وکلا از ایران، تبریز یگانه سنگر دفاع از مشروطه در داخل شد. با فروپاشی انجمن عدالت‌طلبان تبریز توسط قوای استبدادی، لزوم سازماندهی هدفمند مبارزه علیه قوای حکومتی مجاهدان تبریز را به فکر ایجاد انجمن ایالتی تبریز انداخت (همان، ۱۶۲).
انجمن ایالتی در برابر انجمن موسوم به اسلامیه که سنگر استبدادطلبان تبریز به رهبری میرزا هاشم دوه‌چی بود، به حمایت از قیام ستارخان و مجاهدان این شهر در برابر قوای استبدادی می‌پرداخت (کسروی، ۱۳۵۶: ۸۱۶) و با انجمن سعادت استانبول و تجار ایرانی مشروطه‌خواه مقیم این شهر مکاتبات بسیاری داشت (همان، ۱۹۳). در تمام این ایام، حاج‌مهدی کوزه‌کنانی مهردار انجمن بود و جلسات آن در خانه وی تشکیل می‌یافت. مجاهدت‌های وی در حمایت از قیام مشروطه‌خواهان تبریز چنان محبوبیتی برای وی ایجاد کرد که به واسطه کهولت سن و احترام ویژه‌ای که مجاهدان برای وی قائل بودند به ابوالمله ملقب شد.
اگرچه بارها نقشه سوءقصد به جان وی توسط قوای استبدادطلب طرح شده بود و حتی خانه‌اش نیز توسط آنان آتش زده شده بود، (کسروی، ۱۳۵۶: ۸۱۶) این امر مانع از آن نشد تا صمد خان شجاع‌الدوله را به پناهندگی در منزل خود نپذیرد (طاهرزاده بهزاد، ۱۳۳۴: ۴۶۰). به همین خاطر با اشغال تبریز توسط قوای روس در سال ۱۲۹۰ و قتل عام خیل کثیری از تجار و بازماندگان انجمن ایالتی و مدافعان تبریز، وی از این مهلکه جان سالم به دربرد و چندی بعد در کنج عزلت وفات یافت (مجتهدی، ۱۳۷۷: ۲۲۵).

 

 

خاندان کلکته‌چی؛ تجار چایی که بانی خیر شدند
ریشه خاندان کلکته‌چی به حاج‌زین‌العابدین کلکته‌چی برمی‌گردد. وی دارای چهار پسر به نام‌های حاج‌محمد، حاج‌علی محمد، حاج‌حسینقلی و حاج‌محمدباقر و یک دختر به نام حاجیه خدیجه بود. این خاندان از اواخر دوره قاجار به تجارت چای، ریسندگی، بافندگی و فرش‌بافی پرداختند. از آنجا که عمده تجارت این خاندان بر چای کلکته متمرکز بود، نام خانوادگی «کلکته‌چی» را بر خود نهادند. در دوره پهلوی اول بعضی از افراد این خاندان برای تجارت چای به کلکته و دارجیلینگ رفته و در آنجا اقامت گزیدند.
در همین راستا، پاره‌ای سفرهای تجاری به منظور رتق و فتق امور کارخانه ریسندگی و بافندگی و سایر امور تجاری، به شهرهای کراچی و مسکو و کشور آلمان صورت گرفت. در این دوره، کلکته‌چی‌ها اراضی محدودی را در کلکته برای کشت چای در مالکیت خود داشتند و این تجارت خانوادگی را در سرای میراسماعیل نزدیک مسجد جامع تبریز و سرای دلگشا واقع در میدان ارگ و سرای چیت‌ساز تهران پیش می‌بردند. با آغاز جنگ جهانی دوم، بخشی از افراد این خاندان به تهران مهاجرت کردند.
این خانواده یکی از قدیمی‌ترین کارخانجات ریسندگی و بافندگی را در کوی فیروز کنونی در مالکیت خود داشتند. درون این کارخانه، کارگاه‌های متعددی برای شعربافی وجود داشت. با گذشت چندین دهه، فرش‌های اهدایی این کارگاه‌ها هنوز در بارگاه امام حسین‌(ع)، مسجد کلکته‌چی، مسجد ایکی قالا و مقبره نادرشاه افشار در مشهد موجود است.

 

 

یکی از مهم‌ترین افراد این خاندان، حاج‌محمدعلی کلکته‌چی بود که فعالیت‌های قابل توجهی در امور خیریه داشت. از جمله اقدامات وی می‌توان به مشارکت در تاسیس پرورشگاه پسران و دختران و تیمارستان تبریز و تاسیس کتابخانه مسجد جامع تبریز اشاره کرد (بی‌نا، ۲۴ /۱ /۱۳۹۵: کد خبر ۳۶۷۷۸۸).فرد شاخص دیگر این خاندان حاج‌محمدباقر خوئی کلکته‌چی بود که همانند سایر اعضای این خاندان فعالیت‌های مهمی را در زمینه عمران شهری با تمرکز بر امور فرهنگی صورت داد.
از جمله اقدامات وی می‌توان به مشارکت در ساخت بخش‌های دیگری از مسجد جامع تبریز، تعمیر و نوسازی مدرسه طالبیه و احداث کتابخانه دیانت در آن مدرسه، ایجاد قنوات و تامین آب شرب برای زائرین حرم امام علی بن موسی‌ الرضا‌(ع) از طریق ایجاد سقاخانه، اهتمام در لوله کشی مسجد گوهرشاد، ایجاد چاه آب و لوله کشی آب در محله ایکی قالا و اختصاص دادن بخشی از مال‌التجاره خود به امر رفع نیازهای آموزشی اردبیل اشاره کرد (عقیقی بخشایشی، ج ۴، ۱۳۷۸: ۲۳۶۲ و ۲۳۶۳). در سال ۱۳۸۵ مدرسه دخترانه شادروان مهندس محمد کلکته‌چی ـ طبق وصیت آن مرحوم که از نوادگان مرحوم حاج‌علی محمد بوده‌ـ توسط وصی ایشان و با همکاری جهاد مدرسه‌سازی استان افتتاح شد.
مسجد کلکته‌چی نیز که در راسته کوچه (میدان ویجویه) واقع شده است، مربوط به دوره قاجار بوده و از دیگر آثار کلکته‌چی‌ها به شمار می‌رود. از دیگر آثار بازمانده از این خاندان می‌توان به تعدادی خانه در میدان ویجویه در بند کلکته‌چی اشاره کرد که مشتمل بر چندین باب خانه بزرگ و کوچک است که از طریق دالان‌های متعدد با یکدیگر ارتباط داشته‌اند (بی‌نا، ۲۴ /۱ /۱۳۹۵: کد خبر ۳۶۷۷۸۸).
حسین آقا فشنگچی‌تبریزی؛ صرافی که روی به تجارت اسلحه و انتشار روزنامه نهاد
حسین تبریزی، معروف به کربلایی حسین آقا فشنگچی در تبریز متولد شد و در همان شهر به تحصیل پرداخت.
وی پیش از دوران مشروطیت، در راسته بازار تبریز دکانی برای صرافی داشت ولی به واسطه اشتغال همزمان به خرید و فروش اسلحه کمری و فشنگ به فشنگچی معروف شد (طاهرزاده بهزاد، ۱۳۳۴: ۴۲۷). با آغاز مشروطیت به خیل فراگیر طرفداران این جنبش در تبریز پیوست و با به توپ بستن مجلس شورای ملی و قیام آذربایجان همگام با دیگر مجاهدان مشروطه در صف مبارزه با قوای استبدادی قرار گرفت. وی در بحبوحه مبارزه استبدادیان و مشروطه‌خواهان تبریز، با همکاری عده‌ای دیگر اقدام به تاسیس انجمن حقیقت در محله امیرخیز کرد.
این انجمن که در پی حمایت از مجاهدان تبریز در برابر قوای استبداد صغیر بود، ستارخان را به عضویت افتخاری خود پذیرفت (امیرخیزی، ۲۵۳۶: ۳۰ و ۳۱). فشنگچی‌تبریزی به حزب اجتماعیون عامیون وابستگی داشت (طاهرزاده بهزاد، ۱۳۳۴: ۴۲۷).
او «به کمال نیز شهرت داشت که به مناسبت تاسیس دبستان کمال در تبریز بود. دبستان کمال در شورش مردم تبریز علیه بلژیکی‌ها در ۱۳۲۱ هـ. ق. غارت شد و پس از آن حسین تبریزی به قفقاز و سپس مصر رفت. در مصر به انتشار روزنامه کمال که قبلاً در تبریز منتشر می‌ساخت، همت گمارد» (همان، ۴۲۷ و امیرخیزی، ۱۳۳۴: ۲۹ و قدسی‌زاد، ۶،۱۳۹۳).
وی از پنجمین شماره روزنامه تبریز صاحب امتیاز و ناشر این روزنامه شد و از شماره سیزدهم آن مدیریت آن را که سابق بر این بر عهده اسماعیل یکانی بود، عهده‌دار شد. وی با تصدی این سمت از هر روزه شدن نشریه و دگرگونی محتوایی آن خبر داد که الحاق یک فصل ادبی، ثبت اهم وقایع تاریخی، عنایت بیشتر به مسائلی در باب اخلاق و معارف و نظام و مالیه و امور خارجه و پرهیز از تمجیدات بیهوده از اشخاص را شامل می‌شد.
با این حال، تمامی این وعده‌ها محقق نشد. انتشار این نشریه از این پس به سه شماره در هفته افزایش یافت. این روزنامه، نشریه‌ای محافظه‌کار و مشروطه‌خواهی میانه‌رو بود و یکی از مهم‌ترین جراید ملی و آزاد تبریز محسوب می‌شد. مضامین این روزنامه، به استثنای مقالات آن اغلب جنبه خبری داشت و در آن به ندرت از زبان بومی استفاده می‌شد. با اشغال تبریز توسط قوای روس در سال ۱۲۹۰، در ذی‌الحجه همین سال روزنامه تبریز پس از انتشار پنج شماره در سال دوم انتشار خود تعطیل شد. در این بازه زمانی حسین تبریزی از تبریز خارج شد و با مراجعت به این شهر بار دیگر اقدام به انتشار این روزنامه کرد.

حاج غفار فکتوری سازنده اولین کبریت ایرانی
نخستین شماره از دوره دوم در ۲۸ جمادی الاول ۱۳۳۷ هـ. ق. منتشر شد و این دوره نیز در پی تغییرات سیاسی پی در پی در اواخر دوره قاجاریه در ۲۰ شعبان ۱۳۳۸ مصادف با ۱۹ اردیبهشت ۱۲۹۹ مجدداً تعطیل شد. نخستین شماره دوره سوم روزنامه تبریز در ۱۹ دی ۱۳۰۳ با اضافه شدن شخصی به نام اصناف به ترکیب مدیریت این روزنامه و در مقام مدیر مسوول منتشر شد. از اواخر سال ۱۳۰۷ ه. ش. این روزنامه به استثنای ایام تعطیل و سوگواری و اعیاد به صورت یومیه انتشار یافت. با اشغال ایران توسط قوای متفقین انتشار تبریز مجدداً دچار وقفه شد.
چهارمین دوره آن از ۱۳۲۲ ه. ش. تا آذر ۱۳۲۴ ه. ش. طبع گشت تا اینکه توسط حکومت خودمختار آذربایجان در همین تاریخ توقیف شد. با سقوط این حکومت در ۱۳ دی‌ماه ۱۳۲۵، انتشار آن از سر گرفته شد. در این دوره حسین امید سردبیری این نشریه را عهده‌دار بود. سرانجام حسین تبریزی در خرداد‌ماه ۱۳۴۳ پس از ۵۰ سال روزنامه‌نگاری در گمنامی درگذشت و انتشار روزنامه تبریز تا نیمه‌های دهه ۱۳۴۰ شمسی یعنی چند سال پس از وفات وی ادامه یافت (قدسی‌زاد، ج ۶، ۱۳۹۳).
خاندان خوئی؛ پیشگامان کبریت‌سازی در ایران
مصرف رو به افزایش سیگار و نحوه آتش زدن آن، خاندان کارآفرین خوئی را به فکر ساخت کبریت در ایران انداخت. بدین ترتیب، با بهره‌گیری از مهارت‌های صنعتگران روسی، حاج‌غفار فکتوری که بعدها به رحیم‌زاده خوئی تغییر نام داد، با همکاری حاج‌احمد آقا خویلو، حاج‌زین العابدین، حاج‌محمدباقر و حاج‌محمدتقی خوئی کبریت‌سازی را در ایران بنیان نهادند.
در آن هنگام چوب کبریت را از درخت تبریزی و با چاقو می‌تراشیدند و آن چوب‌ها را لای دو تکه تخته به نام «لوحه‌های دستی» قرار داده و به مواد محترقه آغشته می‌کردند. قوطی کبریت نیز از ورقه‌های بسیار نازک چوب درخت تبریزی ساخته می‌شد. در این زمان، میرزا حسن مخترع نخستین ماشین دستی را برای تهیه ورق کبریت‌سازی اختراع کرد.
با این اختراع، مراحل ساخت تا تولید کبریت با سرعت بیشتری انجام می‌شد. بدین ترتیب، کارخانه «کبریت ممتاز تبریز» در سال ۱۳۰۰ ه.ش. با وسایل و تجهیزات بسیار ابتدایی تولید خود را آغاز کرد. روزنامه حقیقت در شماره ۶۶ مصادف با ۴ ثور ۱۳۰۱ در این باره چنین آورده است: «…تمام ماشین‌ها و لوازماتش در خود تبریز با زحمت استادهای ایرانی ساخته شده است. در این کارخانه به واسطه قوه دستی روزی شصت هزار قوطی کبریت تهیه می‌شود… ما درباره نفع و ضرر این کارخانه نسبت به مالیه امروز اظهار عقیده نمی‌کنیم.
اما موسسین کارخانه را در این کار خیر تبریک گفته، به اولیای امور و وکلای مجلس یادآوری می‌کنیم که باید برای تشویق تمام تجار و متمولین ایران پیشنهاد آقایان را به زودی تحت نظر دقت بیاورند و نسبت به تبعه‌های خارجه به ایشان گذشت مهم و عملی کنند و سایر تجار را نیز توصیه می‌کنیم برای حفظ آزادی و استقلال مملکت، برای ترقی ملت، تاسی به آقایان فوق‌الذکر کرده، برای سایر قسمت‌های لازمه به فکر تاسیس کارخانجات بیفتند و دولت را نیز تذکر می‌دهیم نوعی کنند که امتیازات در روی کاغذ نماند». (رئیس‌نیا، ۱۳۷۸: ۳۸۷) این کارخانه در سال ۱۳۰۶ با اخذ امتیاز از دولت، ماشین‌آلات نیمه اتوماتیک را از آلمان خریداری کرد و توانست ۷۰ درصد مصرف کبریت کشور را تامین کند. در این زمان، حدود ۲۰ نوع مواد شیمیایی لازم از روسیه و سپس از کشورهای اروپایی نظیر سوئد خریداری و وارد کشور می‌شد.

 

 

در سال ۱۳۲۳ هـ. ش. حاج‌رسول خوئیلر جانشین پدر در امر مدیریت کارخانه شد. وی در سال ۱۲۹۹ هـ. ش. در تبریز متولد شد. او تحصیلات خود را پس از اخذ مدرک سیکل متوقف کرده و در فاصله ۲۰ تا ۲۳‌سالگی در حجره پدری به کسب تجربه پرداخته بود. با تصدی وی بر اریکه مدیریت روزانه ۶۰ کارتن هزار جعبه‌ای کبریت به بازار مصرف تحویل داده می‌شد. در ایام فعالیت این کارخانه، سهام آن از پدر به فرزندان و از آنان به فرزندانشان انتقال یافت و اکنون این کارخانه، ۱۷۳ سهامدار دارد. این مدیریت تا ۵۶ سال ادامه یافت.
از سال ۱۳۴۲، ساخت تخته نئوپان به منظور پیشگیری از هدر رفتن ضایعات چوب در کبریت‌سازی، با تولید سالانه ۱۲۰ هزار ورق آغاز شد. در سال ۱۳۷۳ به منظور گسترش و توسعه صنعت، کارخانه جدیدی در مشکین‌شهر و به نام کبریت مشکین تاسیس و تولید خود را آغاز کرد (حسن‌زاده، ۲۲ /۳ /۱۳۸۵).

کتابنامه:
امیرخیزی، اسماعیل، قیام آذربایجان و ستارخان، بی‌جا: کتابفروشی تهران ۲۵۳۶.
بی‌نا، «یادگار کلکته در تبریز احیا می‌شود.»، کد خبر ۳۶۷۷۸۸، قدس آنلاین، ۲۴ /۱ /۱۳۹۵.
ترابی‌فارسانی، سهیلا، تجار مشروطیت و دولت مدرن، تهران: نشر تاریخ ایران ۱۳۸۴.
حسن‌زاده، رضا، پیشگامان اقتصاد آذربایجان: حاج‌رسول خوئیلر، دو هفته‌نامه دارالصفا، ۲۲ /۳ /۱۳۸۵.
رئیس‌نیا، رحیم، آخرین سنگر آزادی، تهران: شیرازه ۱۳۷۸.
طاهرزاده‌بهزاد، کریم، قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، بی‌جا: شرکت نسبی حاج‌محمدحسین اقبال و شرکاء ۱۳۳۴.
عقیقی‌بخشایشی، مفاخر آذربایجان، ج ۴ «شهیدان و نیکوکاران»، تبریز: دفتر نشر نوید اسلام ۱۳۷۸.
قدسی‌زاد، پروین، «تبریز، روزنامه»، ج ۶، دانشنامه جهان اسلام، تهران: بنیاد دایره‌المعارف اسلامی ۱۳۹۳.
کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران: امیرکبیر ۱۳۵۶.
مجتهدی، مهدی، رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، به کوشش غلامرضا طباطبایی‌مجد، تهران: زرین ۱۳۷۷.

معرفی شهرزاد رفعتی کارآفرین زن ایرانی-کانادایی

معرفی شهرزاد رفعتی کارآفرین زن ایرانی-کانادایی

معرفی شهرزاد رفعتی کارآفرین زن ایرانی-کانادایی

در ادامه معرفی کارآفرینان این بار به سراغ شهرزاد رفعتی رفته ایم.

شهرزاد رفعتی ، یک موسسه چند رسانه‌ای به نام Broadband TV دارد که در کانادا فعالیت می‌کند و ۳۱۹ میلیون کاربر دارد. او در این هفته به عنوان برترین کارآفرین زن کانادا برگزیده شد و به‌زودی جایزه خود را دریافت می‌کند.

معرفی شهرزاد رفعتی کارآفرین زن ایرانی-کانادایی

این جایزه هر ساله به یک زن کانادایی تعلق می‌گیرد.

شهرزاد رفعتی در سال ۲۰۰۰ از تهران به ونکوور مهاجرت کرد و در رشته علوم رایانه دانشگاه بریتیش کلمبیا به تحصیل پرداخت و سپس شرکت BroadbandTV را تاسیس کرد. او در عرض تنها ۱۰۰۰ روز اول کاری خود، با ارائه‌دهندگان محتوا در کانادا و کشورهای دیگر شریک شد.

BroadbandTV موفق شد به تغییر مفهوم ارتباط میان «سارقان اینترنتی محتواهای رسانه‌ای» و «ارائه‌دهندگان این محصولات» کمک کند.

رفعتی در این‌باره می‌گوید: «ارائه‌دهندگان این محتواها در عوض مبارزه با طرفداران مشتاق خود می‌توانند کار با آنها را آغاز کنند. ما در حال کمک به شرکت‌هایی هستیم که بتوانند محتواهای خود را در اینترنت شناسایی کنند و آنها تحت کنترل بگیرند و در سود حاصل از آنها سهیم شوند».

به گفته او «گام بزرگ بعدی این شرکت در عرصه برنامه‌های جانبی تلفن‌های همراه هوشمند، ارائه محتواهای ویدیویی است».

BroadbandTV یک شرکت رسانه‌ای فناوری است که با اپراتورهای شبکه و فعالان تبلیغات همکاری می‌کند و در عرصه بهینه‌سازی و توزیع محتواهای ویدیویی از راه اینترنت پروتکل (IP) و شبکه‌های بی‌سیم و موبایل فعالیت دارد.

آلگوریتم‌های شهرزاد رفعتی، وب را برای شناسایی ویدیوکلیپ‌های بدون حق کپی‌رایت اسکن می‌کند. زمانی که این فیلم‌ها شناسایی شدند BroadbandTV به آنها یک آگهی متصل می‌کند و درآمد حاصل از آگهی را با تولیدکننده واقعی ویدیوکلیپ تقسیم می‌کند.