نوشته‌ها

موفقیت از زبان جک ولش

موفقیت از زبان جک ولش

موفقیت از زبان جک ولش

جک ولش (Jack Welch) رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل جنرال الکتریک است

موفقیت از زبان جک ولش

موفقیت از زبان جک ولش

۱- به گمان من شکل آرمانی اداره یک بنگاه همین است: ایجاد میدانی برای جولان اندیشه‌ها، نه فرصتی برای ایجاد پست و مقام.

۲- همیشه به کارکنانم می‌گویم که راجع به آینده خودشان تصمیم بگیرند به آنها می‌گویم هیچ‌گاه اجازه ندهند قربانی سازمان شوند.
بیشتر مردم حس می‌کنند مظلوم واقع شده‌اند. از سه حال بیرون نیست: یا بی‌تفاوت شده‌اند، یا درخور آنها نیست، یا این که دوست ندارند وضع به هم بخورد.

من  آنها را تشویق می‌کنم دست بلند کنند، خود را نشان دهند، چیزی بگویند. به آنها می‌گویم : اگر در جنرال الکتریک پیوسته اسیر این احساس هستی که مظلوم واقع شده‌ای، از این جا برو. و مدیرانی را که موجب پدید آمدن چنین احساسی در کارکنان می‌شوند وجین می‌کنم، چنین مدیرانی هستند که همیشه باعت از دست رفتن افراد می‌شوند.

۳- من همیشه ۵۰% از وقتم را به امتیازدهی به پرسنل می‌گذرانم.
در سیستم امتیازدهی من ۱۰% نمره یک، ۱۵% نمرده دو، ۵۰% نمره سه، ۱۵% نمره چهار و ۱۰% نمره پنج دارند. نمره بندی همه گروه‌ها باید بر این پایه باشد و گرنه همه خواهند گفت تمام نفرات ما درجه یک‌اند. در یک گروه ده نفره، یک نفر درجه یک است ویک نفر درجه پنج . تکلیف نمره پنجی‌ها مثل روز روشن است. فکر کنم خودشان می‌فهمند. شما هم می‌فهمید. حتی نیازی به جر و بحث هم نیست. رفتن آنها به سود همه است. آنها به جای دیگری می‌روند و زندگی‌ تازه‌ای پیدا می‌کنند و همه چیز را از سر می‌گیرند.

۴- بنگاه‌های بزرگی که به دردسر می‌افتند آنهایی هستند که به جای اینکه از بزرگی شان بهره‌ بگیرند، می‌کوشند آن را کنترل کنند.

۵- کار من این نیست که همه چیز را درباره شاخه‌های جنرال الکتریک بدانم. کار من این است که افرادی را که می‌توانند آنها را اداره کنند انتخاب کنم.

۶- به گمان من یکی از فرایندهای مهم مدیریت، افشاندن بارانی از تشویق بر سر کارکنان برای پیشرفت آنان است. تشویق باید سر از روح و جیب کارکنان هردو درآورد.

رونالد پرلمان

آشنایی با ایده های سرمایه دار بزرگ، رونالد پرلمان

آشنایی با ایده های سرمایه دار بزرگ، رونالد پرلمان

رونالد اون پرلمان متولد اول ژانویه سال  ۱۹۴۳، یک سرمایه‌گذار آمریکایی است که ثروت خود را از راه خریدن شرکت‌هایی که با مشکل مواجه هستند و فروش مجدد آن‌ها پس از سودآور کردن این شرکت‌ها، به دست آورده است.

پرلمان در شرکت‌هایی چون خواربارفروشی، لوازم آرایشی، خودروسازی، عکاسی، تلویزیون، سرگرمی، ایمنی، جواهرات، بانک و کتاب‌های مصور سرمایه‌گذاری کرده است.

رونالد پرلمان

رونالد پرلمان

رونالد پرلمان با ثروت ۱۲ میلیارد دلار، در حال حاضر بیست و ششمین  فرد ثروتمند جهان است.

رونالد پرلمان در شهر گرینزبورو در شمال ایالت کالیفرنیا متولد شده است. والدین او ریموند و روث پرلمان بودند. ریموند نیز در نوع خود یک فعال اقتصادی بود. رونالد به همراه برادر و پدرش شرکت آمریکایی تولید کاغذ را اداره می‌کردند. ریموند در نهایت این شرکت را رها کرد و یک شرکت تولید‌کننده فولاد ساختمانی به نام بلمونت آیرون ورکز را خرید.

رونالد پرلمان به لطف حضور پدر، پایه‌های کسب و کار را آموخت. زمانی که رونالد کوچک تنها یازده سال سن داشت، اغلب در جلسات هیات‌مدیره شرکت پدر شرکت می‌کرد. ریموند یک معلم سختگیر بود و از رونالد به خاطر کوچک‌ترین اشتباهاتش به شدت انتقاد می‌کرد.
رونالد پرلمان به دانشگاه ‌هاورفورد رفته و در سال ۱۹۶۴ با مدرک کارشناسی فارغ‌التحصیل شد. او سپس به مدرسه تجارت وارتون در دانشگاه پنسیلوانیا رفت تا به این شکل راه پدر را در کسب و کار ادامه دهد. وی در سال ۱۹۶۶ با مدرک MBA از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد.

اولین معامله بزرگ پرلمان در سال ۱۹۶۱ در زمانی که دانشجوی سال اول در دانشگاه پنسیلوانیا بود، انجام گرفت. رونالد به همراه پدر یک شرکت تولید نوشیدنی را به قیمت ۸۰۰۰۰۰ دلار خریده و سه سال بعد آن را با سود یک میلیون دلار به فروش رساندند. در طول زمانی که پرلمان در بلمونت آیرون ورکز (که بعدا به صنایع بلمونت تغییر نام داد) بود به پدرش در معاملات زیاد دیگری کمک می‌کرد که باعث شد به میلیون‌ها دلار در این فرآیند کسب کند. استراتژی کلی آن‌ها استراتژی‌ای بود که پرلمان برای بقیه زندگی نیز آن را دنبال کرد. وی یک شرکت را خریده بخش‌های زائد و زیان‌آور آن را برای کاهش قروض و ایجاد سود حذف کرده و شرکت را به سودآوری می‌رساند. وی سپس یا شرکت را مجددا فروخته یا آن را نگه می‌دارد. رونالد پرلمان در سال ۱۹۷۸ و دوازده سال پس از زمانی که رسما به صنایع بلمونت پیوست، نایب‌رییس این شرکت بود، اما همچنان به دنبال قدرت و تاثیرگذاری بیشتر در شرکت بود.
ریموند به رونالد می‌گفت که قصد ندارد در آینده نزدیک از ریاست شرکت کناره‌گیری کند. رونالد به همین دلیل از مقام خود استعفا داده و به نیویورک نقل مکان کرد. این پدر و پسر تا شش سال بعد به ندرت با هم صحبت می‌کردند.

رونالد پرلمان در اولین سرمایه‌گذاری خود به عنوان یک سرمایه‌گذار مستقل که دیگر تحت تاثیر پدرش نبود، جواهری کوهن-هات فیلد را خرید. او متوجه ارزش این جواهری که به خاطر مدیریت نادرست نادیده مانده بود، شده بود.
وی با دریافت وامی به مبلغ ۹/۱ میلیون دلار از همسر اول خود این شرکت را خرید و کنترل آن را به دست گرفت. او ظرف یک سال تمام فروشگاه‌های این شرکت را فروخت و آن را به یک شرکت کوچک، اما پرمنفعت عمده‌فروشی جواهرات تبدیل کرد. او از این کار ۱۵ میلیون دلار کسب کرد. وی دو سال بعد سهام یک شرکت بزرگ شکلات‌سازی را خرید. وی سپس بخش‌هایی از این شرکت را فروخته و شرکت را سودآور کرده است. وی توانست تا سال ۱۹۸۳ کل این شرکت را بخرد.

پرلمان در سال ۱۹۸۵ شرکت تکنیکالر را که رنگ‌های روشنی برای فیلم‌های ‌هالیوود فراهم می‌کرد را خرید و مجددا با فروش بخش‌هایی از آن پول زیادی به دست آورد و از این طریق تا ۵ سال بعد سودآوری شرکت را از ۴/۳ میلیون دلار به ۱۰۰ میلیون دلار افزایش داد.

پرلمان در سال ۱۹۸۵ توانست در رقابتی شدید بر سر خرید سهام شرکت رولان که یک شرکت تولید‌کننده مواد بهداشتی آرایشی بود، پیروز شود. وی به سرعت بخشی از این شرکت را فروخت تا وام‌هایی را که برای خرید سهام شرکت گرفته بود، پرداخت کند. وی همچنین خطوط تولید ماکس فاکتور و محصولات بهداشتی شرکت ایو سنت لورن را خرید و در فرمول و طراحی و بسته‌بندی برخی از محصولات رولان نیز تغییر ایجاد کرد. بالاخره این شرکت پس از ۵ سال توانست به جایگاه شماره یک محصولات آرایشی رنگی بازگردد. داستان رولان در مورد خرید شرکت‌های دیگر توسط پرلمان نیز تکرار شد که ثروت هنگفتی را برای او به ارمغان آورد.
پرلمان تاکنون ۴ بار با افراد مشهور و سرشناسی ازدواج کرده و هر چهار بار نیز طلاق گرفته است و در حال حاضر شش فرزند دارد.

ناپلئون هیل

کسب ثروت و موفقیت به سبک ناپلئون هیل

کسب ثروت و موفقیت به سبک ناپلئون هیل

ثروتمند شوید !
۱۰  فرمان ناپلئون هیل در کسب ثروت و موفقیت
برگرفته از کتاب بیاندیشید و ثروتمند شوید ( یکی از بهترین کتاب های موفقیت و کسب ثروت که پیشنهاد میکنم حتما مطالعه فرمائید )
نویسنده : ناپلئون هیل  (  Napoleon Hill  )

ناپلئون هیل

ناپلئون هیل

۱٫    اگر خود را شکست خورده نپندارید بدانید که پیروزید.

۲٫    اگر خود را شکست خورده بپندارید حتما شکست می خورید.

۳٫    اگر فکر می کنید می بازید حتمآ می بازید.

۴٫    همه چیز به ذهن  و تفکر شما وابسته است .

۵٫    اگر طالب پیروزی هستید اما فکر می کنید توانایی آن را ندارید موفق نخواهید شد.

۶٫    اگر خود را انسانی عاجز و مفلوک می دانید مفلوک و عاجز هستید.

۷٫    برای رشد کردن باید اوج بگیرید.

۸٫    برای پیروزی و دریافت جایزه باید به خود مطمئن باشید.

۹٫    لزومآ قویترین ها و سریع ترینها پیروز نمی شوند.

۱۰٫    پیروز کسی است که فکر می کند می تواند پیروز شود.

راز ثروتمند شدن

15 راز بزرگ ثروتمند شدن

15 راز بزرگ ثروتمند شدن

۱۵ قانون طلایی برای ثروتمند شدن !

راز ثروتمند شدن

راز ثروتمند شدن

۱- برای این که ثروتمند شوید باید مخارجتان کمتر از درآمدتان باشد و باقیمانده را پس انداز کنید.

۲- از طرفین معامله، آن که از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهد امکان کمتری برای به دست آوردن بهترین قیمت دارد.

۳- شما تنها در صورتی می توانید بهترین معامله را انجام دهید که بتوانید در صورت نامطلوب بودن قیمت ، از خیر معامله بگذرید.

۴- مردم ذاتاً عادل هستند و حاضرند در مقابل لطفی که به آنها می کنید متقابلاً پاداش شما را بدهند.

۵- در معامله ، با دادن امتیازات کوچک می توانید در عوض امتیازات بزرگتری به دست آورید.

۶- میزان درآمد شما در هر زمان بازتاب ارزشی است که دیگران برای کار شما قائل هستند.

۷- منابع جسمانی، ذهنی و عقلانی شما که مرتباً در حال رشد و تغییر است سرمایه شخصی شماست.

۸- اگر نمی توانید پول  پس انداز کنید، استعداد ثروتمند شدن ندارید.

۹- این که چقدر درآمد دارید مهم نیست، بلکه نکته مهم این است که چه مقدار از آن را می توانید نگه دارید.

۱۰- افراد موفق وقتی که درآمد خوبی دارند پس انداز می کنند و در نتیجه وقتی درآمد کمی دارند پشتگرمی مالی دارند.

۱۱- هزینه ها معمولاًً آنقدر افزایش پیدا می کند تا به میزان درآمد برسد. به همین دلیل است که اکثر مردم هنگام بازنشستگی فقیر هستند.

۱۲- هرگز خود را به طور ناگهانی درگیر یک سرمایه گذاری غیر قابل برگشت نکنید.

۱۳- رمز دستیابی به استقلال مالی از طریق پس انداز این است که پول را کنار بگذارید و هرگز به هیچ دلیلی به آن دست نزنید.

۱۴- برای ثروتمند شدن هیچ راه سریع یا آسانی وجود ندارد.

۱۵- جمع آوری پول موجب می شود که پول بیشتری به سوی شما جذب شود.

مدیریت زمان

راهکارهای کلیدی در مدیریت زمان

راهکارهای کلیدی در مدیریت زمان

شرط اصلی موفقیت در هر تجارتی مدیریت زمان و اولویت بندی در کارها میباشد
پنج سوال کلیدی برای اولویت بندی کردن کارها

برای پنج سال آیندتون طرح ریزی کنید و فکر کنید که دوست دارید کجا باشید. یک تصویر ذهنی از آینده ی ایده آلتون خلق کنید (بهترین آینده ای که می تونید تصور کنید) و بعد در مورد مراحلی که باید طی کنید فکر کنید، همین امروز شروع کنید تا تبدیلش کنید به واقعیت. یادتون باشه که این مهم نیست که از کجا اومده اید. تمام آن چیزی که اهمیت داره اینه که شما دارید کجا میرید.

مدیریت زمان

مدیریت زمان

در مورد چیزهایی که دوست دارید بهشون برسید فکر کنید، این باعث میشه که تمرکز شما روی اهدافتون باشه بجای این که به گذشته تون توجه کنید. بجای این که روی مشکلات تمرکز کنید روی فرصت ها تمرکز کنید. بجای این که به کارهای اشتباه انجام شده و این که چه کسی را باید سرزنش کرد فکر کنید در مورد راه حل ها و این که چه اقدامات خاصی می تونید انجام بدید فکر کنید. همش این سوال را از خودتون بپرسید که:
“از این به بعد می خوام به کجا برسم؟”

همون طور که جان مِی نارد کنیس (John Maynard Keynes) گفته: “ما باید بخش زیادی از افکارمون را به آینده اختصاص بدیم، چرا که آینده آن جایی است که بقیه ی زندگیمان را در آنجا صرف می کنیم.”

در خیلی از شرکت ها، ۸۰% از زمان مدیران ارشد بجای این که صرف فرصت های آینده بشه، صرف مشکلات گذشته می شود. به راه هایی فکر کنید که بتونید چیزهایی که امروز دارید انجام می دید را تغییر بدید، این طوری تمرکز شما روی آینده با آن چیزی که مطلوب شماست همراستا میشه.

برای ۵ سال آینده برنامه ریزی کنید:

Gary Hamel and C.K. Prahalad دو برنامه ریز اقتصادی که کتاب “رقابت برای آینده (Competing for the Future)” را نوشته اند، مدیران و تصمیم گیرندگان را ترغیب می کنند که وقتی دارند برنامه ریزی استراتژیک می کنند، برای چند سال آینده برنامه ریزی کنند. آنها هیئت رئیسه و مجریان طرح را تشویق می کنند که شرکت شما شرکت برتر صنعت خودش در چند سال آینده هست. سپس آنها دقیقاً محصول، خدمات، بازارها، مهارت های خاص، استعدادها و توانایی هایی که آنها برای تبدیل شدن به رهبر صنعت از امروز تا ۵ سال آینده احتیاج خواهند داشت را مشخص می کنند. در نهایت، آنها رهبران کسب و کار را تشویق می کنند که به سرعت پرورش مهارت های هسته ای و شایستگی ای که برای تبدیل شدن به رهبر بازار مورد نیاز هست را در خودشان شروع کنند. شما هم باید همین کارها را بکنید.

روی ۲۰% اول تمرکز کنید:
در اولولیت بندی کردن، ۲۰% اول هر کاری را که انجام میدید جزء ۸۰% ارزش آن کار به حساب میاد. همین که شما کاری را شروع می کنید، ۲۰% اولیه از وقتی که برای برنامه ریزی و سازماندهی منابع لازم جهت تمام کردن آن کار صرف می کنید معمولا جزء ۸۰% موفقیت شما به حساب میاد. در تنظیم کردن اولویت ها، همیشه روی ۲۰% اولیه ی کارها تمرکز کنید. ادامه اش بدید و تمامش کنید. همین که ۲۰% اول تموم بشه، انگار ۸۰% بقیه خیلی روان و نرم حرکت می کنه.

اگه قصد دارید چیزی بفروشید، رسیدن به قرار ملاقات اولیه، یعنی جایی که شما با خریدار چهره به چهره می شید، ۲۰% اول معامله است؛ درحالی که این برخورد ارزش ۸۰%فرآیند فروش را دارد. معرفی، بستن قرارداد فروش، اقدامات بعدی، تحویل دادن محصول یا خدمات، و مانند این ها، همه و همه نشان دهنده ی ۸۰% مابقی کار هستند که فقط به اندازه ی ۲۰% کار، ارزش دارند.

 

چیزهای کوچیک را فراموش کنید:
وقتی دارید اولویت بندی می کنید، هرگز تسلیم این وسوسه نشید که “بذار اول چیزای کوچیک را حل کنم بعد میرم سراغ چیزای مهم.” هیچ وقت از اولویت های کوچیک شروع نکنید تا این که کم کم به کارهای مهم و اصلی برسید. به خودتون اجازه ندید که گرفتار فعالیت های کم اهمیت بشید. اصل را فدای فرع نکنید. همون طور که ونگوگ گفته: “چیزهایی که بیشتر اهمیت دارند، نباید دستخوش (وابسته به) چیزهایی که کمتر اهمیت دارند بشوند.”

تمایل ذاتی بشر اینه که از قانون مقاومت و سختی کمتر پیروی کنه. در مدیریت زمان و کارهای شخصی، یعنی این که ما یک گرایش ذاتی به شروع کردن وظایف کوچک داریم، فکر می کنیم که همین که گرم شدیم، می تونیم بریم سراغ کارهای بزرگتر و بهره وری خودمون را افزایش بدیم.

این اون چیزیه که من فهمیدم. وقتی که شما با وظایف کوچیک شروع می کنید، این وظایف مثل خرگوش ها در فصل بهار شروع می کنند به زیاد شدن. وقتی شما شروع می کنید به انجام دادن وظایف کوچیک، به سمت وظایف کوچک بیشتری جذب می شوید که روش کار کنید و در نهایت شما هیچ بهره وری ای افزایش نداده اید. هرچه بیشتر و سخت تر کار می کنید، وظایف بیشتری به وجود می آیند. در آخر روز، از پا در می آیید درحالی که هیچ کار ارزشمندی انجام نداده اید. پس با مهمترین کارتون شروع کنید.

حالا ۵ سوال کلیدی برای تنظیم کردن اولویت ها وجود داره:

این ها سوالاتی هستند که شما می تونید بطور مدوام از خودتان بپرسید تا مطمئن بشید که دارید براساس اولویت های اصلی خودتون کار می کنید و به بیشترین حد توانتون دست پیدا کنید.

۱- من دارم از چه کاری پول در میارم؟ (یا برای انجام دادن چه کاری حقوق می گیرم؟)
از خودتون بپرسید که آیا واقعاً این کاری که الآن دارم انجام می دهم مهمترین کاریه که بخاطرش استخدام شدم؟ (یا مهم ترین کاریه که برای رسیدن به هدفم می تونم انجام بدم؟)
اگه رئیستون نشسته بود و شما را نگاه می کرد، چه کار متفاوتی نسبت به این کاری که در حال حاضر دارید انجام می دادید، انجام می دادید؟

برای این کار یک تمرین وجود داره. لیستی از تمام چیزایی که فکر می کنید بخاطرش استخدام شدید تا انجام بدید تهیه کنید و ببریدش پیش رئیستون. از رئیستون بخواهید که این لیست کارها را بر اساس اولویت برای شما مرتب کنه. ازش بخواهید که بگه چه کاری مهم ترین و چه کاری کم اهمیت ترین است. از این لحظه به بعد به طور مصمم و با اراده روی آن وظایفی که رئیستون مهمتر می دونه کار کنید.

۲- با ارزش ترین کارهایی که من می کنم چه کارهایی هستند؟
یادتون باشه که فقط ۳ مورد هست که شما انجام میدید و به عنوان باارزش ترین کارهای شما بحساب می آیند. کدام فعالیت های شما بیشترین ارزش را برای شرکت شما داره؟ اگه مطمئن نیستید، از افرادی که اطرافتون هستند بپرسید. هرکسی مهمترین کارهایی که بقیه باید انجام بدهند را میدونه.

۳- حد و حدود نتایج اصلی کار من چی هست؟

مخصوص ترین نتایجی که باید بهش برسید تا بتونید بگید کار خودتون را به بهترین شکل ممکن انجام دادید چه چیزایی هستند؟ از بین همه ی نتایج کدامشان مهمتر هستند؟

۴- چه کارهایی را من (و فقط من) می تونم انجام بدم که اگه خوب انجام بشه واقعاً یک تفاوت واقعی ایجاد می کنه؟
اون چه کاری هست که فقط شما می تونید انجامش بدید و اگه در هر ساعتی اونو خوب انجام بدید یک کمک قابل توجهی به کسب و کار شما می کنه؟ این چیزی هست که هیچ کس دیگه ای نمیتونه برای شما انجامش بده. اگه شما انجامش ندید، انجام نخواهد شد. انجام دادن این وظیفه، خوب انجام دادنش و بدون معطلی انجام دادنش می تونه تأثیر مهمی روی خدمتی (کاری) که شما انجام میدید داشته باشه.

۵- باارزش ترین استفاده ای که در حال حاضر میتونم از زمانم بکنم چه استفاده ای هست؟
این سوال کلیدی مدیریت زمان هست. برنامه ریزی برای زمان و مهارت مدیریت در این راستاست که به شما کمک کنه تا در هر لحظه ای از روز، جواب درست این سوال را بگیرید. باارزش ترین استفاده ای که الآن از وقتتون می تونید بکنید چیه؟

کارآفرینی

3 گام ضروری در شروع کسب و کار

3 گام ضروری در شروع کسب و کار

اگر قصد دارید تا کسب و کار جدیدی را آغاز کنید، پیش از یافتن منابع مالی لازم باید طرح کسب و کار خود را به صورت جامع و دقیق برنامه ریزی کنید.
طرح کسب و کار همانند یک نقشه راه به وام دهندگان و افرادی که قصد دارند حامی مالی شما شوند، چگونگی عملکرد و ساختارهای فعالیت شما را نشان می دهد.
همچنین این اقدام در شناخت و آگاهی آنها نسبت به کالا و خدماتی که ارائه خواهید کرد، نحوه بازاریابی و شیوه های فروش شما بسیار موثر است.
طرح کسب و کار، اطلاعات لازم و تکمیلی درباره بودجه و چگونگی اختصاص هزینه ها را نیز فراهم می کند.
از این رو، در ادامه این مطلب چند نکته که در افزایش تاثیرگذاری طرح کسب و کار باید مورد توجه قرار بگیرند را مورد بررسی قرار می دهیم.

کارآفرینی

کارآفرینی

شرح کامل کالا و خدمات مورد نظر

طرح کسب و کار در واقع فرصتی است تا به صورت روشن و قابل درک به معرفی کالا و خدمات خود اقدام کنید. بر همین اساس، اطلاعاتی مانند نحوه کارکرد، بازار هدف، مشتری های بالقوه و … می توانند مد نظر قرار بگیرند. به عنوان مثال، توضیحات خود را می توانید به همراه آمار و ارقام مشتری هایی که به خرید کالا و خدماتی مشابه در گذشته پرداخته اند، ارائه کنید. همچنین، می توانید اطلاعاتی در زمینه چگونگی توسعه فعالیت های خود در آینده ارائه کنید. تمامی این اطلاعات می توانند به نوعی خط سیر کسب و کار شما از آغاز تا در آینده را ترسیم کنند.

توسعه برنامه بازاریابی

ممکن است قصد ارائه کالا و یا خدماتی فوق العاده را داشته باشید، اما برای تحقق اهداف فروش و جلوگیری از شکست کسب و کارتان باید توجه و علاقه دیگران را به سوی خود جلب کنید. از این رو، برنامه بازاریابی، تشریح چگونگی جلب توجه مشتری ها به کالا و خدماتی که ارائه خواهید کرد را هدف گذاری می کند. در این برنامه باید بازار هدف خود را مشخص کرده و شیوه هایی که جذب حداکثری را در پی دارند، مد نظر قرار دهید.

بازاریابی می تواند نحوه بسته بندی محصولات، چگونگی تبلیغات و استفاده از شبکه های مختلف را شامل شود. به عنوان مثال با پیشرفت فناوری، یکی از شیوه هایی که می تواند در جلب توجه و افزایش فروش محصولات شما موثر باشد، فعالیت در شبکه های اجتماعی است. از این طریق می توانید مشتری های خود را از عرضه کالا و خدمات جدید آگاه کرده و تعامل نزدیک تری با آنها برقرار کنید.

فراهم کردن بودجه و تامین مالی

میزان بودجه، یکی از مهمترین بخش های برنامه ریزی طرح کسب و کار محسوب می شود. این مساله بدون در نظر گرفتن اینکه در حال توسعه طرح کسب و کار برای سرمایه گذاری مشترک هستید و یا تنها قصد دارید کسب و کار خود را آغاز کرده و طرحی برای آینده برنامه ریزی کنید، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

از این رو، فراهم کردن برنامه بودجه جامع می تواند در پیش بینی میزان هزینه های کسب و کار به شما کمک کند. در یکی دو سال نخست بودجه های پیش بینی شده بر اساس حدس های منطقی درباره هزینه های واقعی شکل می گیرند. اما در سال های بعد، شناخت بهتری درباره میزان درآمد در برابر هزینه های خود خواهید داشت.

برنامه بودجه جامع شامل تمامی هزینه های مرتبط با کسب و کار شما می شود. باید در آن موارد مختلفی مانند اجاره بها، خرید لوازم و تجهیزات، دستمزد کارکنان، مالیات ها، هزینه های تولیدی و دیگر موضوعاتی که ممکن است با آنها مواجه شوید، مد نظر قرار بگیرند. این نکته را هم به خاطر بسپارید که اکثر کسب و کارها در سال های نخستین شروع فعالیت خود سود چندانی در پی نداشته و از این رو، تامین منابع مالی لازم در این دوران از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

عادت ثروتمندان

8 عادت مشترک ثروتمندان دنیا

8 عادت مشترک ثروتمندان دنیا

هشت عادت مشترک میلیونر ها
۱- عادت اول : زندگی با صرفه جویی. برای افزایش درآمد خود باید مطمئن باشید که بیش از در آمد خود خرج نمی کنید. اگر در ماه هشتصد هزار تومان درآمد داشته باشید و یک میلیون تومان در ماه خرج کنید. چگونه می توانید ثروتمند شوید؟

عادت ثروتمندان

عادت ثروتمندان

۲- عادت دوم :  وام گرفتن را محدود یا حذف کنید. سعی کنید توانایی های خود را افزایش دهید و خوب کار کنید. به جای اینکه مدام بدنبال وام گرفتن باشید. شما بدون اتومبیل هم می توانید مدتی زندگی کنید. و اگر اکنون مقروض هستید سعی کنید دین خود را زودتر بپردازید تا اینکه بدنبال وام جدیدتری باشید. همانطور که می دانیم دلبستگی های مختلف می تواند به ما در رسیدن به پول زیاد کمک کند. اما اگر این دلبستگی ها را با قرض و وام گرفتن برآورده سازیم این بدهکاری سد راه شما می شود.

۳- عادت سوم : رضایتمندی خود را به تأخیر بیندازید. بیشتر افراد نمی توانند ثروتمند شوند چون هر چه را خواسته اند پولش در جیبشان هست باید به زودی فراهم کنند. آنها لذت آنی و کوتاه مدت را به صبر و تحمل و سود درازمدت ترچیح می دهند. به عبارت دیگر این افراد پول خود را برای پر کردن جیب طراحان کیف، کفش، ماشین و … حرام می کنند. اگر شما هم از جمله افرادی هستید که که در برابر طمع خود نسبت به خرید و لذت آنی می توانید مقاومت کنید باید بگویم استعداد میلیاردر شدن را دارید و البته با کمی تأخیر همه آنها را بدست خواهید آورد.

۴- عادت چهارم : مسئول باشید. اینکه ثروت شما چگونه افزایش می یابد به خود شما بستگی دارد. این چیزی نیست که به رئیس شما یا کس دیگری وایسته باشد. کنترل زندگی خود را بدست گیرید و اگر لازم است روش زندگی خود را تغییر دهید. نسبت به دارایی خود مسئول باشید. شما می توانید از وضعیت خود شاکی باشید و مدام غر بزنیدکه چرا در خانواده ای ثروتمند به دنیا نیامده اید.

۵- عادت پنجم : به پول احترام بگذارید. بسیاری افراد تمایل داند به پول بدبین باشند. آنها می گویند پول ریشه همه شیاطین است. ولی من به خلاف آن اعتقاد دارم. اعتقاد بنده این است که بی پولی ریشه همه شیاطین است. بسیاری از جنایت ها ریشه در فقر و طبعات آن دارند. همینطور افراد زیادی فکر می کنند اگر پولدار شوند مشکلات زیادی خواهند داشت. ولی حقیقت این این است که اگر بی پول هم باشند مشکلات زیادی خواهند داشت. پس چرا با مشکلات یک کیف پر از پول مواجه نشویم؟

۶- عادت ششم : بر روی خود سرمایه گذاری کنید. همیشه در حال آموختن باشید و سعی کنید بر روی خود سرمایه گذاری کنید. فقط با تداوم در یادگیری و افزایش توانایی است که می توانید پول بیشتری بدست آورید. چرا استاد نسبت به شاگرد پول بیشتری بدست می آورد؟ دلیل آن تفاوتی است که بین تجربه و سطح دانش آنها وجود دارد. یادگیری شما باید در دو جهت باشد یکی اینکه توانایی ها شغلی خود را بالا ببرید و دیگر اینکه دانش سرمایه گذاری خود را افزایش دهید. بله تعجب نکنید همه آنهایی که اکنون سرمایه گذاران موفقی هستند روزی مانند شما بوده اند.

۷- عادت هفتم : فوق فعال باشید! افراد فوق فعال تمایل دارند هر فکری را به واقعیت تبدیل کنند. اگر برای این افراد هیچ موقعیتی وجود نداشته باشد تا پول در بیاورند آنها فرصت ها را برای خود ایجاد می کنند. فوق فعال بودن صفت قدرتمندی است که می تواند به شخص در گذشتن از هر مانعی کمک کند. در مقابل این افرادی وجود دارند که به آنها واکنشی می گویند. آنها منتظر می مانند تا در زندگی شان اتفاقی خوشایند بیفتد یا شانس در خانه آنها را بزند و بر زندگی خود کنترلی ندارند. ولی متاسفانه این وقایع هیچگاه رخ نمی دهند.

۸- بیشتر عمل کنید. با کار کردن بیش از آنچه انتظار می رود به تدریج متوجه می شوید. فرصت ها می آیند بر در شما می کوبند. مثلاً فرض کنید برای یک شرکت فروشندگی می کنید. و آنها از شما می خواهند در ماه ۵ میلیون تومان فروش داشته باشید حال اگر ۸ میلیون تومان فروش داشته باشید احتمالا رئیس شما مزایای شما را افزایش خواهد داد. و اگر رئیس شما متوجه شما نباشد مطمئن باشید شرکت های رقیب متوجه شما هستند.

افراد موفق

50 برتری افراد موفق نسبت به سایرین

50 برتری افراد موفق نسبت به سایرین

۰
افراد موفق

افراد موفق

۱. آنان بدنبال فرصت ها میباشند و فرصت ها را می یابند در حالی که بقیه از کنار انها بی تفاوت می گذرند.

۲. افراد موفق از مشکلات درس می گیرند در حالی که بقیه زود ناامید می شوند.

۳. افراد موفق همیشه بدنبال راه حل میباشند.

۴٫ افراد کوشا به صورت آگاهانه وبرنامه ریزی شده جهت خود تولید موفقیت می کنند در حالی که دیگران به این امید می نشینند که موفقیت به سراغشان بیاید.

۵. افراد موفق نظیر بقیه با شک و دو دلی و ترس مواجه می شوند ولی اجازه نمی دهند شک و دو دلی آنان را احاطه ویا بر ایشان چیره شدن کند.

۶. آنان سئوالات درستی از خود می پرسند به گونه ای که خود را در شرایط روحی و ذهنی مناسبی جهت انجام کار سودمند ، خلاق ، مثبت قرار می دهند.

۷. آنان به ندرت گله و شکایت می کنند ، زبرا شکایت کردن تنها  منجر به منفی بافی و وقفه در انجام کار سودمند می شود.

۸. افراد موفق کسی را سرزنش نمی کنند بلکه همیشه مسئولیت کارهایی که انجام می دهند و نتایج آن را به عهده می گیرند.

۹. با وجود اینکه لزوما از بقیه باهوش تر نیستند ولی همیشه راهی می یابند تا از استعداد و قدرت های خود خود نهایت استفاده را بکنند. آنان از این پتانسیل خود به بهترین شکل بهره می گیرند.

۱۰. آنان بسیار فعال ، پرکار و پرانرژی میباشند. زمانی که زیادتر مردم بیکار و یا غرق در افکار خود و یا دچار دور تسلسل شده اند بدون اینکه اقدام مثبتی انجام دهند ، افراد موفق در حال به نتیجه رساندن برنامه های خود میباشند.

۱۱. آنان افراد هم فکر و قدرتمند نظیر خود را می یابند و اهمیت کار گروهی را درک می کنند. آنان روابط خود را بر اساس اصل برد برد (یعنی هر دو طرف ارتباط سود ببرند) شکل می دهند.

۱۲. آنان جاه طلب میباشند و همیشه بهترین را می خواهند و جهت چه نمیبایست اینطور باشد؟ آنان انتخاب می کنند که به بهنرین نحو زندگی کنند به جای اینکه بنشینند تا زندگی ایشان را با خود به هر جهت ببرد.

۱۳. آنان کاملا واضح و مطمئن از خواسته های خود در زندگی آگاه میباشند. انسان های موفق در واقع زندگی مورد علاقه خود را در مقابل چشمانشان تصویر می کنند و جهت آن برنامه ریزی می کنند در حالی که بقیه به سختی صرفا نظاره گر وقایع زندگی میباشند.

۱۴٫ آنانبه جای اینکه تقلید کنند دست به کارهای نوآورانه می زنند.

۱۵. آنان کارها را به تعویق نمی اندازند و در زندگی منتظر “زمان مناسب” نمی نشینند.

۱۶. انسان های موفق در تمام طول عمر خود از هر فرصتی جهت یادگیری استفاده می کنند چه بصورت تحصیلات رسمی (آکادمیک) ، چه غیررسمی (گوش دادن ، دیدن ، خواندن ، پرسیدن ، از زندگی درس گرفتن) ویا تجربی (امتحان کردن و انجام دادن) و یا به هر سه طریق به خود آموزی می پردازند.

۱۷. آنان نیمه پر لیوان را می میانند و در عین حال کاربردی عمل می کنند و دچار غرور نمی شوند. آنان قدرت یافتن فرصت های خوب را دارند.

۱۸. آنان مستمر در حال انجام امور برنامه ریزی شده خودمیباشند و اگر روزی احساس خوبی نسبت به آنچه انجام می دهند ندارند ناامید نمی شوند و در کار خود وقفه و تعلل نمی کنند.

۱۹. آنان دست به تحولات قابل دقت و حساب شده در زندگی می زنند. تحولاتی از قبیل مالی ، احساسی ، حرفه ای و روانی

۲۰. آنان خود را با مشکلات و چالش های زندگی سریع و موثر وفق می دهند و سر خود را در برف فرو نمی برند (خود را از مشکلات پنهان نمی کنند) بلکه با آنان روبرو می شوند تا خود را بسازند.

۲۱. افراد قدرتمند منتظر سرنوشت ،تقدیر و یا شانس نیستند که آینده آنان را تعیین کند. آنان معتقد و متعهد به ساختن بهترین زندگی جهت خود میباشند.

۲۲. هرچند زیادتر انسان ها منفعل میباشند ولی انسان های قدرتمند قبل از آنکه مسئله ای پیش آید دست به کار می شوند.

۲۳. آنان بیش از بقیه یر احساسات خود مسلط میباشند. این افراد هم احساساتی مشابه ما دارند ولی بنده احساس خود نیستند.

۲۴٫ آنان در برقراری ارتباط با دیگران بسیار فعال عمل می کنند و جهت بهتر شدن آن تلاش می کنند.

۲۵. آنان جهت زندگی خود برنامه مشخصی دارند و هدفمند قدم برمی دارند تا برنامه را به هدف مبدل کنند. آنان اجازه نمی دهند اتفاقات و حوادث غیرقابل پیش میانی مسیر زندگی را تعیین کند.

۲۶. انگیزه این افراد جهت منحصر بفرد بودن به این علت است که آنان قادرند کارهایی انجام دهند که بقیه نمی توانند. آنان به انتخاب خود منحصر بفرد میباشند. تمام ما هر روز با مسائلی روبرو می شویم که احتیاج به تصمیم گیری دارد افراد موفق در این شرایط تصمیماتی می گیرند که بقیه قادر نیستند و یا به آن فکر نمی کنند.

۲۷. در حالی که زیادتر مردم به دنبال آسایش میباشند و تلاش می کنند از شرایط دشوار دوری کنند افراد قدرتمند اگاهند که قدرت کار کردن در شرایط دشوار چه نتایج و اثرات مثبتی در آینده آنان دارد.

۲۸. آنان ارزشهای قابل دقت زندگی خود را رهیافت اند و به گونه ای مسیر حرکت خود را انتخاب می کنند که این ارزشها در زندگی آنان نمودار شود.

۲۹. تعادل را در زندگی حفظ می کنند. اگرچه از نظر مالی موفق میباشند ولی می دانند که داشتن ثروت لزوما به معنای موفقیت نیست. متاسفانه ما در محیطی زتدگی می کنیم که بدست آوردن ثروت موفقیت اتلاق می شود.پول هم نظیر سایر چیزها تنها یک ابزار است. مطمئنا ثروت ابزار خوبی است ولی در نهایت تنها یک منبع جهت زندگی است.

۳۰. به اهمیت نظم و انضباط به خوبی پی برده اند و انسان های قوی میباشند. ازاینکه از مسیری بروند که بقیه نرفته اند خشنود و راضی میباشند.

۳۱. به خود مطمئن میباشند. اعتماد به نفس را به علت داشتن اموال زیاد یا اینکه با چه اشخاصی معاشرت دارند یا کجا زندگی می کنند یا چه ظاهری دارند بدست نیاورده اند.

۳۲. بخشنده و رئوف میباشند و از اینکه در موفقیت دیگران سهیم باشند شاد می شوند

۳۳. متواضع میباشند و خطاها و اشتباهات خود را می پذیرند و عذرخواهی می کنند. به قدرت های خود واقفند ولی متکبر نیستند. از درس گرفتن از دیگران لذت می برند و موفقیت اطرافیان خود را جشن می گیرند.

۳۴٫ با تغییرات به راحتی سازگاری پیدا می کنند در صورتیکه زیادتر افراد به شرایط ثابت خود خو گرفته اند و میلی به تغییر ندارند. در حالی که انسان های قدرتمند از تجربه امور جدید و ناآشنا استقبال می کنند.

۳۵. همیشه از نظر فیزیکی در حالت خوبی میباشند و تمیبایست به اشتباه فکر کرد که نظیر قهرمانان المپیک و یا افرادی که همیشه در فکر ظاهر خود میباشند به موقعیتیت فیزیکی خود دقت می کنند. بلکه می دانند فیزیک بدنی خوب هم در کارایی و هم سلامتی انسان اثر بسبار قابل دقتی دارد و به این علت به جای دقت بیش از اندازه به ظاهر به سلامت انچه که هر روز با آن زندگی می کنند یعنی بدن خود همیشه دقت دارند.

۳۶. موتور عظمت دارند زیاد کار می کنند و زود خسته نمی شوند.

۳۷. در شرایط دشوار انعطاف پذیرند. وقتی اکثر افراد دست از کار کشیده اند آنان جدید گرم شده اند.

۳۸. نسبت به انتقادها واکنش مثبت نشان می دهند واز آن استقبال می کنند.

۳۹. با مردمی که کارهای منفی انجام می دهند معاشرت نمی کنند.

۴۰. وقت و انرژی احساسی خود را صرف اموری که برآنان کنترلی ندارند نمی کنند.

۴۱. از اینکه در خلاف جهت رودخانه شنا کنند و دست به کارهایی بزنند که اکثر افراد نمی زنند احساس رضایت می کنند. تلاش نمی کنند با جلب رضایت وتایید گرفتن از دیگران خود را خشنود کنند.

۴۲. از اینکه وقت زیادی را به تنهایی سر کنند بیش از بقیه لذت می برند.

۴۳. ازخود انتظار بالایی دارند که در نتیجه میبایست متعهدتر ، پرتلاش تر وبا اخلاق کاری بهترعمل کنند و در نهایت نتایج بهتری بدست آورند.

۴۴٫ شکست را توجیه نمی کنند درحالی که اکثر مردم در مورد سن خود ، کمردرد ، وقت نداشتن ، عوامل ژنتیکی ضعیف ، شانس بدی که دارند ، رئیس بد و اینکه فرصت های خوبی جهت پیشرفت ندارند یعنی تمام دلایل ضروری جهت شکست مصرف صحبت می کنند افراد کوشا علیرغم تمام مشکلات تنها به موفقیت فکر می کنند.

۴۵. آنان می توانند هر موقعیت که بخواهند با خیال آسوده از چیزهایی که در زندگی دارند لذت ببرند.

۴۶. کاری که انجام می دهند هوبتشان نیست ، شغلشان است.شغل آنان نشانگر این نیست که آنها  چه شخصیتی دارند تنها قدرت است که دارا میباشند.

۴۷. زیادتر به اموری که قابل دقت و موثر میباشند علاقه نشان می دهند و نه کارهای ساده. در حالی که تمام به دنبال ساده ترین و سریع ترین راه حل ها میباشند انسان های موفق به دنبال نفس عمل و نتایج آن در بلند مدت هستنند.

۴۸. کاری را که آغاز می کنند به پایان می رسانند. به جای آنکه نظیر بقیه کارهای خود را نپایان رها کنند کار را تا انتها انجام می دهند حتی اگر شور و هیجان اولیه را نداشته باشند و تازگی کار از میان رفته باشد.

۴۹. انسان های چند بعدی ، پیچیده و جالبی میباشنده می دانند که هم روان و جسم هر آدمی اهمیت دارد و هم احساسات و معنویات. همیشه درجهت پیشرفت و سلامت تمام جنبه ها می کوشند.

۵۰. اگردرمورد چیزی می خواهند صحبت کنند فبلا ممارست می کنند. در مورد واقعیت ها صحبت می کنند و نه چیزهایی که فقط در کتاب ها نوشته شده است.

این متن به عنوان عادات زندگی و رفتارها و طرز فکر افراد موفق در مواجه با مسائل زندگی می پردازد. در واقع نگاه ظریفی دارد به طرز برخورد و دیدگاه متفاوت افراد موفق به مشکلات و یا فرصت ها و در نهایت تصمیم گیری های درست و از قبل پیش میانی شده که منجر به دست یافتن نتابج برتر و موفقیت این گونه افراد در زندگی شان می گردد.

کلید موفقیت

شاه کلید موفقیت

شاه کلید موفقیت

خوشبختی در واقع یک فعالیت هدفدار است . تنها راه رسیدن به ثروت ، موفقیت و خوشبختی درک کافی و به کار بردن مفهومی است که به ندرت با خوشبختی مرتبط است و این مفهوم چیزی به جز به کاربردن “نظم و انضباط” در کارها نیست .

به طور خلاصه اگر تنها یک عامل در موفقیت شما جهت رسیدن به ثروت و خوشبختی نقش داشته باشد ، نظم و انضباط است .نظم پلی است بین فکر کردن و انجام دادن ، مانند چسبی است که آرزو هارا به واقعیت و موفقیت متصل میکند .

کلید موفقیت

کلید موفقیت

نظم پایه ای است که تمامی موفقیت ها روی آن ساخته میشود . فقدان نظم ناچارا محکوم به شکست است .

نظم کلید اصلی است ، نظم قفل دریچه ثروت و خوشبختی ، فرهنگ و سفسطه گرایی ، اعتماد به نفس بالا ، فضل و کمال ، احساسات همراه با غرور ، رضایت و موفقیت را باز میکند !

نظم باعث این میشود که نسبت به خود احساس فوق العاده ای داشته باشید . حتی کوچکترین نظم هم می تواند یک تاثیر باورنکردنی در تغییر نگرش شما بگذارد و حس خوشایندی را ایجاد میکند  نکته جالب اینجاست که هر فردی میتواند فرایند منظم شدن را شروع کند . شما میتوانید این کار را به تدریج و پله پله انجام دهید .

خبر مهم اینکه : شما می توانید این فرایند مهم را از همین امروز آغاز کنید !

عامل موفقیت

15 نکته کلیدی موفقیت در کارها

15 نکته کلیدی موفقیت در کارها

۱۵ عامل مهم موفقیت در کار

عامل موفقیت

عامل موفقیت

۱- در هر مرحله ای از کار که هستید از مشورت رویگردان نباشید . شخصی را پیدا کنید که به شما توصیه های سودمند کند و راهنمایی تان نماید.

۲- احساسات خود را کنترل کنید. قبل از هر واکنشی ، نفس عمیق بکشید و تا ده بشمارید.

قبل از آن که واکنش نشان دهید ، با پرسش کردن و گوش دادن دقیق به جواب ها به حقایق پی ببرید.

۳- در گفتگو ، شخصی که پرسش می کند کنترل را در دست دارد . جهت اداره کردن یک بحث از بقیه پرسش کنید.

۴- هیچ گاه تصور نکنید که تمام چیز را می دانید ، پرسش کنید.

۵- اگر شغل شما جلب نظر مشتری است ، وظیفه واقعی شما حل موانع است.

۶- قدرت شما در حل موانع تأثیر به سزایی در مقدار پیشرفت شما در کار دارد.

۷- ذهن خلاق داشته باشید. همواره در پی یافتن راه های سریع تر ، جدیدتر ، بهتر و مفید تر جهت حل مشکل یا انجام کار باشید.

۸- قبل از آن که واکنش نشان دهید ، با پرسش کردن و گوش دادن دقیق به جواب ها به حقایق پی ببرید.

۹- در مواردی که به تصمیم گیری و جواب سریع احتیاج است ، خودتان را تحت فشار قرار ندهید. جهت بررسی دقیق وضعیت و دادن جواب مناسب درخواست وقت زیادتری کنید.

۱۰- تصمیم های عجولانه تقریباً همواره تصمیم های غلطی هستند. در تصمیم گیری تعجیل نکنید.

۱۱- یاد بگیرید که جهت درخواست اضافه حقوق ، ترفیع ، پاداش و پست با روشی صحیح و مناسب وارد مذاکره شوید.

احساسات خود را کنترل کنید. قبل از هر واکنشی ، نفس عمیق بکشید و تا ده بشمارید.

۱۲- آمادگی ، مشخصه افراد ماهر و تواناست. قبل از هر گفتگوی مذاکره ای ، خود را آماده کنید.

۱۳-هیچ گاه هنگامی که شغل یا حقوقی به شما پیشنهاد می شود ، بلافاصله آن را نپذیرید. از پیشنهاد کننده بخواهید که جهت بررسی آن به شما فرصت دهد.

۱۴- دقیقاً بدانید که جهت دریافت اضافه حقوق چه کارهایی میبایست انجام دهید.

۱۵- همواره جهت دور شدن از موقعیتی که جهتتان غیر قابل قبول است آماده باشید . این آخرین سلاح مذاکره است.