مباحث و اموزشهایی در رابطه با مهارت های کارآفرینی.

چگونه کودکان را برای کارآفرین شدن آماده کنیم؟

در این مطلب می خواهیم راهکارهایی رو به شما معرفی کنیم که به کودکان آموزش دهید تا در آینده یک کارآفرین شوند، در ادامه می توانید با این راهکار ها را آشنا شوید.

چگونه کودکان را برای کارآفرین شدن آماده کنیم؟

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.
معرفی چند راه و روش استیو جابز برای کسب و کار

معرفی چند راه و روش استیو جابز برای کسب و کار

در این مطلب می خواهیم سه راهکار عجیب و غریب این مدیرعامل افسانه ای را برای بالا بردن بازدهی جلسات کاری بررسی کنیم:

معرفی چند راه و روش استیو جابز برای کسب و کار

۱. جلسات را تا حد ممکن خلوت نگه می داشت
کن سیگل، همکار قدیمی جابز، در کتاب معروفش “به طرز وحشتناکی ساده”، توضیح داده که روش کار استیو به چه شکل بوده است. در یکی از داستان های کتاب می خوانیم که جابز تصمیم گرفته بود با آژانس تبلیغاتی اپل جلسات هفتگی برگزار کند. در یکی از این جلسات یک مرتبه یک عضو تازه وارد دید. سیگل می نویسد:
“استیو خشکش زد. نگاهش روی آن خانم که تنها مورد غیرعادی اتاق بود ثابت شد و گفت: “ببخشید شما؟” لوری در کمال آرامش توضیح داد که در پروژه های بازاریابی کمپانی نقش دارد و به همین خاطر به جلسه دعوت شده. جابز به صحبتش گوش داد، اما محترمانه از لوری خواهش کرد تا جلسه را ترک کند: “ازتون ممنونم! ولی به نظرم در این جلسه به حضورتون نیازی نیست.”
جالب اینجاست که جابز در مورد خودش هم تا همین حد سخت گیر بود؛ مثلا یک بار که باراک اوباما از جابز دعوت کرده بود تا به همراه عده ای از غول های دنیای تکنولوژی در محفلی گرد هم جمع شوند، استیو دعوت رئیس جمهور را رد کرد، چون احساس می کرد به حضورش نیازی نیست.

 
۲. مطمئن می شد مسئولیت هرکدام از آیتم های موجود در دستور کار به شخص خاصی واگذار شده است
آدام لاشینسکی در یکی از مستندهایش که سال ۲۰۱۱ درخصوص فرهنگ سازمانی اپل تهیه کرده بود، تعدادی از پروسه های رسمی مورد استفاده جابز که باعث شده بودند اپل به یکی از ارزشمندترین کمپانی های جهان تبدیل شود را مورد بررسی دقیق قرار داده بود. یکی از اصولی ترین مفاهیم برای جابز، این بود که افراد بابت وظایفشان پاسخگو باشند؛ درواقع فرایندها طوری تعریف می شدند که همه می دانستند هرکس مسئول چه کاری است. لاشینسکی تعریف می کند:
“داخل کمپانی اپل، حتی برای این مفهوم، یک اصطلاح تخصصی هم ابداع کرده اند: DRI، یا فرد مسئول مستقیم! معمولا در جلسات کاری هم نام فرد مسئول مستقیم یا DRI را در برابر مسئولیتی که بر عهده دارد، در دستورکار می نویسند تا همه بدانند هر مسئولیتی بر دوش چه کسی است.”
یکی از کارمندان سابق اپل می گوید: “در بیشتر جلسات کاری اپل که بهره وری بالائی هم دارند، دستورکار وجود دارد. در برابر هر کار هم نام DRI یا فرد مسئول مستقیم آن نوشته شده است. معمولا در اپل اگر به دنبال مسئول اصلی پروژه خاصی باشیم، این عبارت را زیاد می شنویم: “DRI ش کیه؟”
این فرایند به خصوص برای کسب و کارهای نوپا بازدهی بسیار بالائی دارد. گلوریا لین که قبلا در تیم آیپاد اپل کار می کرد و با این سیستم آشنا بود، بعد از اینکه سرپرستی تیم محصولات کمپانی Flipboard را برعهده گرفت، این شیوه کاری را با خودش به آنجا منتقل کرد و بسیار هم موفق شد. گلوریا در سایت Quora نوشته: “یکی از ویژگیهای کمپانی هایی که به سرعت رشد می کنند این است که علیرغم اینکه هزاران کار برای انجام دادن وجود دارد، کارهای حیاتی به خاطر بی مسئولیت بودن افراد به تعویق نمی افتند! دلیل اصلی این است که کارکنان واقعا مشغله کاری دارند! البته اگر شغلمان را مثل فرزند دلبندمان دوست داشته باشیم، با جان و دل به آن اهمیت می دهیم و برنامه ریزی می کنیم تا کاری از دستمان در نرود.”
۳. به کارمندها اجازه نمی داد پشت پاورپوینت پنهان شوند
والتر آیزاکسون نویسنده کتاب بیوگرافی استیو جابز می نویسد: “جابز از ارائه مطالب به صورت رسمی متنفر بود؛ برعکس عاشق جلسات رودررو و آزاد بود.” هرهفته چهارشنبه عصر با تیم بازاریابی و تبلیغاتی اش جلسات آزاد بدون دستورکار برگزار می کرد. جابز اصولا اجازه نمی داد از اسلایدشو استفاده کنند چون دوست داشت تیم کاری اش بحث های داغ کنند و طرز فکر انتقادی داشته باشند، بدون اینکه نیاز باشد به تکنولوژی متکی باشند.
جابز به آیزاکسون گفته بود: “از اینکه آدم ها به جای فکر کردن، از اسلایدشو استفاده می کنند متنفرم. اصولا منظور از ارائه مطلب این است که با مشکلی دست و پنجه نرم کنیم. کارمندها باید به جای نمایش دادن تعدادی اسلاید احمقانه، به صورت فعال برای مساله مورد گفتگو راه حل ارائه کنند و گزینه های موجود را روی میز بگذارند و درباره شان بحث کنند. آدم هایی که می دانند درباره چه چیزی صحبت می کنند، احتیاجی به پاورپوینت ندارند!”

معرفی 5 صنعت برای کارآفرینان جوان

کارآفرین ها چه ویژگیهایی دارد؟

همه ما می توانیم یک کارآفرین باشیم، چه کارمند، چه کشاورز و … در هر پست و مقامی که باشیم در راه انجام فعالیت های خود می توانیم کارآفرین بوده و ایده های خود برای بهبود انجام کارها را به واقعیت تبدیل کنیم.

معرفی 5 صنعت برای کارآفرینان جوان

یک کشاورز می تواند با راه اندازی روشهای جدید کاشت، آبیاری، نگهداری و … کمیت یا کیفیت محصولات خود را بالا ببرد. یک کارمند می تواند برای انجام فعالیت های روزانه و البته در چهارچوب اختیارات خود روشهای جدیدی را اختیار کند تا انجام کارها برای خود و ارباب رجوع سریعتر و با کیفیت بالاتری صورت پذیرد. یک مهندس یا شرکت می تواند با قبول هزینه های تولید آزمایشگاهی، نمونه ای از یک محصول را تولید کرده و در صورت مفید بودن آنرا تولید انبوه نماید و به جامعه خود خدمت کند. یک مربی تیم فوتبال می تواند با اتخاذ روشهای مدیریتی و arrange یک تیم به موفقیت های بسیار دست پیدا کند و …
همانطور که مشاهده می کنید در تمام مثالهایی که آورده شد نوعی ریسک وجود دارد. این ریسک ممکن است باعث از بین رفتن محصول کشاورز شود یا باعث شود تا کارمند توبیخ یا اخراج شود و یا سرمایه گذاری آن مهندس یا شرکت به هدر رود. و دست آخر آنکه آن مربی تیم ممکن است سمت یا اعتبار خود را از دست دهد. بنابراین مشاهده می کنید که بسادگی میتوان این نتیجه را گرفت که “کارآفرینی بدون ریسک امکان پذیر نمی باشد.” شاید از همین جمله بتوان فهمید که چرا در کشور ما در میان جوانان کارآفرینی جایگاه والایی ندارد، فعلا” اجازه دهید بحث فنی را ادامه دهیم.
کارآفرین چه ویژگیهایی دارد
– خود اتکایی از اولین خصوصیات یک کار آفرین می باشد. با کمک این نیرو کارآفرین می تواند به مبارزه با سختی ها بپردازد. بنابراین اگر می خواهید کار آفرین باشید باید این توانایی را در خود تقویت کنید.
– نیاز به انجام دادن و بدست آوردن از دیگر خصوصیات یک کارآفرین می باشد. اینگونه اشخاص بصورت دائم نیاز به آن دارند که محصول یا خدمتی را ایجاد کنند. از ساده ترین نوع آن مثلا” در فعالیت های خانگی گرفته تا پیچیده ترین کارهایی که ممکن است در تولید یک محصول یا خدمت به آن لازم باشد.
– استفاده از نهایت بهره وری از دیگر ویژگی های یک کارآفرین هست. یک کارآفرین همواره می خواهد از وقت خود بهترین استفاده را کند.
– تحمل ریسک از دیگر ویژگی های اینگونه افراد می باشد. یک کارآفرین می تواند ریسک ناشی از شکست را پذیرفته و تحمل کند. این ریسک ممکن است مالی یا حیثیتی باشد و یا از دست دادن بسیاری چیزها که مردم عادی در زندگی آنها را داراند، باشد.
– آنها شکارچی فرصت ها هستند. کارآفرین بسادگی می تواند میان یک اتفاق بدون خاصیت با دیگری که در دل آن فرصت شکوفایی نهفته است، تمایز قائل شود و دومی را شکار کند.
– نیاز به پیشرفت دائمی از دیگر ویژگیهای این افراد می باشد. حتی هنگامی که کارآفرین فعالیت اقتصادی را راه اندازی کرد متوقف نمی شود او علاقه دارد که همه روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا کند.
– کارآفرین توانایی بالایی در کنترل خود دارد. تحقیقات نشان می دهد که اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه بتوانند محیط بیرون را کنترل و مدریت کنند بر خود تسلط دارند. اثر جنبی این خاصیت می تواند همان قدرت کنترل بر محیط نیز باشد.
– آنها همواره به هدف نگاه می کنند و شب و روز فکرشان رسیدن به هدف می باشد. دقت کنید که تمرکز بر هدف برای بسیاری از مردم دشوار است اغلب به کاری که در حال انجام دادن آن هستند فکر می کنند نه هدف.
– کارآفرین توانایی تشخصی اولویت ها را دارد. خوب می داند چه کاری، چه موقع باید انجام شود و حاضر است بر سر آن با دیگران مبارزه کند.
– خوش بینی از ویژگیهای مهم و بارز یک کارآفرین است. برای همین بسیاری از کارآفرینان جوان هستند چرا که آنها معمولا” به هر کاری خوشبین می باشند. کارآفرین در برخورد با مشکل بدون آنکه ذهن خود را مخدوش کند مبارزه می کند تا آنرا از میان بردارد. حتی اگر مشکل بزرگ باشد به خود میگود “الان که نمی شود آنرا حل کرد به کار دیگری می پردازم و بعد سراغ آن می آیم”.
– شجاعت از دیگر ویژگی های یک کارآفرین می باشد. دقت کنید که تحمل ریسک با شجاعت تفاوت بسیاری دارد، به این مثال توجه کنید. یک مدیر کارآفرین یک شرکت را در نظر بگیرید. او هموراه در حال ایجاد تغییر در شرکت می باشد تا به هدفهای خود نزدیک شود. اگر شکست بخورد باید ریسک – یا همان هزینه – آنرا بپردازد فرض کنید که پول و امکانات هم دارد و می پردازد. چیزی که این فرد نیاز دارد صفتی است بنام “شجاعت” او باید دل انجام این تغییرات و به نوعی بازی با سرنوشت خود، کارمندان و شرکت را داشته باشد.
– کارآفرین معمولا” قدرت تحمل بالایی دارد. این قدرت تحمل از مسائل کاری شروع شده و یقینا” به مسائلی که در اجتماع یا خانواده او بدون شک رخ خواهد داد کشیده خواهد شد. قدرت تحمل جاذبه ایجاد می کند در حالی که عدم داشتن آن فرد را مجذوب می کند. مثال ساده آنکه فردی که قدرت تحمل بالایی ندارد معمولا” در یک شرکت دولتی – که قدرت تحمل و زنده بودن بالا دارد – مشغول بکار عادی و بدون جنبیش می شود.
– کارآفرین انگیزه داخلی بالایی برای انجام کار دارد. دقت کنید که اگر فردی دارای انگیزه بسیار قوی برای انجام کاری باشد و آن انگیزه در درون آن نباشد در هر لحظه ممکن است که فرد آن کار را رها کند. اما نیروی انگیزشی در کارآفرین در درون خود او وجود دارد و تا زنده هست به کار و فعالیت ادامه می دهد. تفاوت گرمای زمین و خورشید را مقایسه کنید، اگر خورشید برود زمین سرد خواهد شد اما اگر زمین برود خورشید همچنان گرم خواهد ماند.

ریسک کردن در کسب و کار

چند راه برای ریسک کردن سنجیده

هر فرصتی که از آن بهره می گیرید باید در جهت پیشبرد چشم انداز بلندمدت شرکت شما باشد، اما وقتی صحبت از ریسک می شود، چند قاعده ی ساده وجود دارند که می توانید برای حصول اطمینان از هوشمندانه بودن تصمیم خود از آنها بهره بگیرید.

ریسک کردن در کسب و کار

۱- سود و زیان خود را با نوآوری تعدیل کنید

شما به عنوان رهبر یک کسب و کار، هدفتان باقی ماندن در وضعیت فعلی نیست، اما از طرف دیگر نیز نمی توان کسب و کار را به هر سویی کشاند. این یعنی باید تعادلی میان این دو اولویت برقرار کنید: حفظ مدل درآمدی و گرایش به نوآوری. به این ترتیب باید مدام به دنبال فرصت های تازه باشید. برای شناسایی بهترین فرصت ها، باید از تغییر و تحولات بازار خود آگاه باشید و آنها را درک کنید. در غیر این صورت، تغییرات صنعت و فرصت های پر سودی را از دست خواهید داد و فرصت بی نظیری در اختیار رقبای خود قرار می دهید. با رصد مداوم محیط اطراف، بررسی بهترین رویه های صنایع دیگر، در نظر گرفتن روند های بازار و بهبود مداوم خود، همیشه از تغییرات جلوتر خواهید بود. به دنبال الگو های در حال شکل گیری باشید و از آنها اطلاعاتی بیرون بکشید که بتوان بر پایه شان دست به اقدام زد. به این ترتیب می توان فهمید سرمایه گذاری روی چه موضوعاتی هوشمندانه تر است.

۲- فرصت ها را با نگاه انتقادی ارزیابی کنید

به هر فرصتی که پیش رویتان قرار می گیرد چراغ سبز نشان ندهید. قدمی به عقب بردارید و ریسک های آن را بسنجید. با جمع آوری اطلاعات ارزشمند شروع کنید. اقدامات احتمالی را مشخص و نتایج احتمالی شان را فهرست کنید تا بتوانید گزینه هایتان را با هم بسنجید. این رویکرد باعث می شود مطمئن شوید در تصمیم گیری های خود تحت تأثیر احساسات یا ترس از شکست قرار نمی گیرید.

سپس به بیانیه ی ارزش های منحصر به فرد شرکت خود بازگردید. آیا این محصول، خدمات یا بازار جدید، مکمل قابلیت های اصلی شماست؟ آیا در این حوزه قابل اعتماد به شمار می روید؟ اگر پاسخ شما با موقعیت فعلی تان بیش از اندازه فاصله داشته باشد، احتمالاً مشتریان از تصمیم جدید شما استقبال چندانی نخواهند کرد.

از طرف دیگر باید بازگشتی منطقی برای سرمایه گذاری خود در نظر بگیرید؛ نه تنها از لحاظ مالی، بلکه از لحاظ موقعیتی که در بازار برای خود به وجود می آورید. باید از خودتان بپرسید این کار چگونه می تواند به مشتریان جدید ختم شود، یا جریان های درآمدی تان را بیشتر کند و برای تحقق این امر، زمانبندی آن چگونه باید باشد؟ در نهایت، نظر چند مشاور مورد اعتماد را نیز جویا شوید. آنها را با فرایند های خود کاملاً آشنا کنید و بخواهید ریسک هایی که ممکن است از قلم انداخته باشید را به شما نشان دهند. جمع آوری بازخور از منابع مختلفی مثل مشتریان، کارکنان، تحلیل گران بیرونی و حتی رقبا، به شما اجازه می دهد تحلیل دقیق تری از ریسک های خود داشته باشید.

۳- نه گفتن را تمرین کنید

شما باید آمادگی نه گفتن به فرصت های خوب را نیز داشته باشید. اگر فرد ایده پردازی هستید، نه گفتن برایتان دشوار خواهد بود. اما واقعیت این است که برخی ایده پردازان، آنقدر ایده های مختلف در سر دارند که در واقعیت نمی توانند همه ی آنها را دنبال کنند. باید یاد بگیرید به اغلب این ایده ها نه بگویید، تا بتوانید به بهترین هایشان پاسخ مثبت دهید. پاسخ مثبت دادن به همه ی فرصت ها و ایده ها، تنها عرض شما را بیشتر می کند و به عمق تان چیزی نمی افزاید. گزینه ی بهتر و البته سودآور تر این است که در چند حوزه ی محدود تخصص داشته باشید، نه اینکه در هر زمینه ای دست ببرید.

۴- آمادگی تغییر مسیر را داشته باشید

با گذر کردن از این فرایند، چارچوب ذهنی خود را رو به جلو نگه دارید. شما در حین امتحان کردن ایده های تازه ممکن است به تغییر مسیر نیاز پیدا کنید. برای مثال، ممکن است در مرحله ای از کار متوجه شوید بودجه ی مشتری در این حوزه رو به کاهش است. اینجاست که باید با تمرکز روی استفاده از اطلاعات به دست آمده از مشتریان و داده های مختلف، رویکرد تازه ای برای پیشبرد فرایند خلاق خود اتخاذ کنید.

توسعه ی یک محصول تازه با ریسک هایی همراه است چرا که زمان، پول و استعداد خود را خرج آن می کنید. هر کارآفرینی به شما خواهد گفت که این ریسک ها با پا گرفتن استارتاپ نیز از بین نخواهند رفت. شما برای رشد مجبور هستید تولید محصولات تازه ای را در نظر بگیرید، خدمات تازه ای ارائه دهید، و بازار های تازه ای را امتحان کنید. با استفاده از یک ساز و کار اثربخش ارزیابی ریسک، می توانید قدم بعدی خود را هوشمندانه تر بردارید.

تخصص مهم است یا کارآفرینی؟

چند توصیه برای کسانی اول راه در مسیر کارآفرینی هستند

اگر پس از بررسی و ارزیابی دقیق خودتان و مسیری که می خواهید در زندگی دنبال کنید، به این نتیجه رسیدید که برای به راه انداختن یک کسب و کار آمادگی دارید، بهتر است توصیه های زیر را بادقت بخوانید و در نظر بگیرید.

تخصص مهم است یا کارآفرینی؟

 

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.
چند عادات جالب کارآفرینان معروف

چند نشانه آمادگی شما برای کارآفرین شدن

موفقیتی که در زندگی دیگران می بینید نتیجه ی سال ها تلاش خاموش و مستمری است که در پس زمینه ی زندگی آنها در جریان بوده است، درست مثل نقاط قوت امروز شما که ریشه در تمرین ها و ممارست های سالیان دراز دارند.

چند عادات جالب کارآفرینان معروف

همین مسأله در مورد کارآفرینی نیز صدق می کند. دیمون براون کارآفرین در این مورد می گوید: «من بر خلاف برخی از همکارانم سعی نکردم مالکیت کسب و کارم را نیز خودم در اختیار داشته باشم. در عوض به دنبال علاقه ام یعنی پژوهش پیرامون فناوری و ارتباطات رفتم و متوجه شدم ندایی درونی من را به دنیای استارتاپ ها فرا می خواند. اما تمام قدم هایی که به من اجازه دادند به یک کارآفرین تبدیل شوم در فرصت های پیش رو، و از همه مهم تر، انتخاب های اولیه ی من نهفته بود».

اگر شما هم تصمیم دارید در مسیر کارآفرینی قدم بردارید اما مطمئن نیستید آمادگی لازم برای این کار را دارید یا خیر، الگوهای زیر را در زندگی خود زیر نظر داشته باشید:

۱- عطش مذاکره

شما در دنیای کارآفرینی نمی توانید روی ارزش ظاهری داشته هایتان حساب کنید، چون وقتی قرار است چیزی را از صفر بسازید، ارزشی که پیدا می کند کاملاً به خود شما بستگی خواهد داشت و بر عهده ی خودتان خواهد بود. این یعنی باید برای آنکه جایگاه خودتان را پیدا کنید باید در این باره با دیگران صحبت، مذاکره و گاهی مباحثه کنید. اگر در جایگاه مؤسس یک کسب و کار قرار داشته باشید موضوع از این نیز حاد تر خواهد بود چرا که مشتریان، و دیگر طرف های شما منافع خود را برای دیگران کاملاً شفاف می کنند.

۲- شکوفایی در موقعیت های بدون محدودیت

چالش برانگیزترین بخش کارآفرینی نه عوامل متغیر محیطی یا دغدغه های مالی، بلکه کار کردن بدون محدودیت است. هیچ کس به شما نخواهد گفت که فلان تصمیم شما اشتباه است، مگر موقعی که استارتاپ شما در آتش آن شعله ور شده و در حال سوختن باشد. همه چیز به این بر می گردد که چشم اندازی واضح و آنقدر اعتماد به نفس داشته باشید که بدون تأیید یا نظر دیگران هم به درست بودن مسیری که در آن قدم بر می دارید ایمان داشته باشید.

۳- نیاز به خلق

برخی انسان ها برای خلق چیزی تازه نیازی در خود احساس نمی کنند؛ این هیچ اشکالی ندارد. اما دیگران، مثل کارآفرینان یا هنرمندان، نیاز به خلق کردن و آفریدن را در وجود خود حس می کنند. این دسته از انسان ها هیچ گاه در مشاغلی که با ایده های تازه، ریسک های تازه و شیوه های اجرایی تازه سر و کار ندارند خوشحال نخواهند بود. آنها حتی اگر شغلی سنتی هم داشته باشند، باز مشغله ی جانبی خاصی برای خود دست و پا می کنند که حکم شغل تمام وقت را برایشان خواهد داشت.

نکاتی برای مدیریت بهتر کسب و کار

مدیران برتر در زمان بروز مشکل چه کار میکنند؟

تفاوت بین افراد موفق و غیر موفق در اینجاست که افراد موفق یاد می‌گیرند که چگونه از شکست خود تجربه کسب کنند و چگونه از این تجربیات به طور موثر و کارآمد استفاده کنند.

نکاتی برای مدیریت بهتر کسب و کار

 

درباره‌ی این موضوع دو رویکرد کاملا متقاعدکننده وجود دارد. اولین دیدگاه را کریگ مولنی فارغ التحصیل دانشگاه وست پوینت بیان می‌کند. کریگ مولنی که یک کتاب پرفروش در این رابطه نوشته است، اکنون در فیس‌بوک مشغول به فعالیت است. دیدگاه دوم را جان دنر و مارک کوپر اسمیت در کتاب مشترک خود بیان می‌کنند؛ این دو نفر اکنون برای وال استریت مطلب می‌نویسند. این افراد درباره‌ی مدیریت، مقالاتی نوشته‌اند که پنج نکته‌ی مهم ذیل از آنها استخراج شده است:

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.
دلایل کارآفرین شدن

چند مهارتی که یک کارآفرین می تواند یاد بگیرند

کتاب های متعددی در بازار وجود دارند که به مهارت های مورد نیاز برای اداره ی یک کسب و کار و نحوه ی پرورش آنها پرداخته اند، اما بهترین منبع برای یادگیری، رفتار حرفه ای های حوزه های مختلف است که می توانند در عمل به شما نشان دهند چگونه در حیطه ی خود پیش افتاده اند.

دلایل کارآفرین شدن

در ادامه ۵ مهارتی را از نظر خواهید گذراند که می توان از حرفه ای های ۵ حوزه ی دیگر فرا گرفت.

۱- ریسک پذیری؛ از جراحان

خیلی ها متوجه ریسک های بزرگی که حوزه ی بهداشت و درمان با آنها سر و کار دارد نیستند. پای سلامتی بیمار، و در برخی مواقع حتی مرگ و زندگی او در میان است. جراحان باید از پس انجام کارهای پر خطری بر بیایند و نباید اجازه دهند این خطرات بر عملکردشان تأثیری داشته باشند.

از آنجایی که کارآفرینی تماماً با خطر کردن سر و کار دارد، ریسک پذیری یکی از مهارت هایی محسوب می شود که کارآفرینان می توانند از جراحان یاد بگیرند. پزشکان طوری آموزش دیده اند که این ریسک ها را پذیرا شوند و با اعتماد به نفس درباره ی موضوعات حساس با بیماران خود صحبت کنند. متخصصین امر می گویند رمز این کار در این است که با بیمار ارتباط عاطفی نداشته باشید.

یک کارآفرین نیز باید سنگدل باشد. کارآفرینان برای پیروزی با چنگ و دندان پا به این میدان می گذارند.

و اما چند توصیه ی دیگر:

ریسک بکنید، اما ریسک های سنجیده. به خطر انداختن همه چیز بدون در نظر گرفتن حساب و کتاب های ضروری بی معناست.
در مورد کاری که می خواهید انجام دهید با کسی صحبت کنید و به نظرات او در این باره گوش دهید.
از ریسکی که می کنید نترسید.
۲- استقامت؛ از قهرمانان ورزشی

کسب و کار یعنی برد و باخت. هیچکس باخت را دوست ندارد اما هیچ راه حقیقی برای اجتناب از آن وجود ندارد. حتی نام های بزرگی مثل مارک زاکربرگ، وینس مک ماهون و لنس آرمسترانگ نیز طعم شکست را چشیده اند.

آرمسترانگ در مورد چالش هایی که پشت سر گذاشته می نویسد: «من در دوران بیماری ام طرد شدن را تجربه کردم. کسی به من توجهی نمی کرد. آنجا بود که با خودم فکر کردم باید کاری کرد». او آنقدر به تلاش هایش ادامه داد تا در نهایت ۷ بار متوالی به مقام اول مسابقات دوچرخه سواری تور دوفرانس رسید. اما پس از آنکه با اتهام دوپینگ مواجه شد این عناوین از او گرفته، و از اغلب مسابقات ورزشی منع شد. او تصمیم گرفت با این اتهام مقابله نکند. به این ترتیب سقوط حماسی این ستاره ی دوچرخه سواری که زمانی الگوی میلیونها نفر در سرتاسر جهان به شمار می رفت در تاریخ ورزش های حرفه ای جاودانه شد.

گاهی اوقات حتی استقامت نیز برای پیروز شدن کافی نیست.

و اما چند توصیه ی دیگر:

ببینید چرا دفعه ی قبل شکست خورده اید، سپس یک بار دیگر با تعهد بیشتر تلاش کنید.
برای آنکه بتوانید موفق شوید، لازم است پیش از امتحان کردن کاری برای دومین بار، مطمئن شوید تلاش بیشتری به کار می گیرید.
اجازه ندهید شکست و یا نقد عملکرد شما انگیزه تان را از بین ببرد.
۳- مذاکره؛ از وکلا

مذاکره مهارتی است که تمام کارآفرینان به آن نیاز دارند. ممکن است برای مذاکرات خاص، تیمی حرفه ای داشته باشید، اما باز هم برای موفقیت خود به این مهارت نیاز خواهید داشت. جاناتان روزنفلد، وکیلی با تجربه است. او می گوید «بسیاری از دوستان کارآفرینم از من می خواهند پیرامون مذاکره توصیه هایی به آنها بکنم. توصیه ی من به آنها این است که اعتماد به نفس داشته باشند و بدانند چه می گویند. رمز کار این است که در مورد موضوع مورد بحث و رقیب خود تحقیق کنید تا بتوانید او را شکست دهید».

و اما چند توصیه ی دیگر:

در چشمان طرف مقابل خود نگاه کنید و اقتدار خود را به او نشان دهید. مراقب باشید نشانه ای از اضطراب در رفتارتان نباشد.
برای بازی خود نقشه ای داشته باشید و هدفتان را مشخص کنید. از موضع خود فاصله نگیرید.
تسلیم نشوید و نشانه ای از شکست بروز ندهید؛ حتی اگر احساس کردید در آستانه ی شکست قرار دارید.
۴- حل مسئله؛ از گیمر ها

علم نشان داده است کسانی که به بازی های ویدیویی می پردازند، مهارت های حل مسئله ی بهتری دارند. علت این امر آن است که در اغلب بازی ها فرد باید برای مشکلات متفاوت، به راه حل های منحصر به فردی دست پیدا کند تا بتواند به مرحله ی بعدی راه یابد.

در نهایت تمام آنچه که در حل مسئله اهمیت دارد حفظ انگیزه و مبارزه تا پیروزی است. کارآفرینان نیز به شکلی مشابه باید کسب و کار خود را مثل یک بازی در نظر بگیرند، و دشواری هایی که پیش رو دارند را آزمونی برای وارد شدن به مرحله ی بعدی بدانند.

و اما چند توصیه ی دیگر:

طرح بریزید و برای رسیدن به هدف خود سخت تلاش کنید.
انگیزه ی خود را حفظ کنید و وقتی به هدفتان رسیدید موفقیت خود را گرامی بدارید.
تسلیم نشوید؛ اگر مشکلی به وجود آمد، به راه حل های احتمالی آن نگاهی بیاندازید و بهترین راه حل را امتحان کنید. اگر نتیجه نداد، به سراغ راه حل بعدی بروید.
۵- توضیح دادن؛ از آموزگاران

کارآفرینان چیزهای مختلفی را باید توضیح دهند، آن هم گاهاً برای کسانی که هیچ درکی از موضوع مورد بحث ندارند. اما معلم ها، چون با همه نوع دانش آموز و دانشجویی سر و کار دارند می توانند در این زمینه یاری رسان باشند. آموزگاران برای توضیح مسائل مختلف، راه های منحصر به فردی پیدا می کنند. گاهی اوقات از مثال های عینی استفاده می کنند و گاهی از پژوهش های مختلف نقل قول می کنند. موفقیت آنها نتیجه ی مهارت استثنایی شان در توضیح موضوعات تازه، و نیز صبر است. صبر نیز از جمله مهارت هایی است که کارآفرینان باید داشته باشند.

و اما چند توصیه ی دیگر:

مخاطب خود را خوب بشناسید. قابلیت های ذهنی شان را در نظر بگیرید و همیشه توضیحات خود را از پیش طرح ریزی کنید.
از سؤال پرسیدن و پاسخ دادن خجالت نکشید. همیشه از فهمیده شدن نقطه نظر خود به شکل صحیح، اطمینان کامل حاصل کنید.
برای توضیح موضوعات تازه از مثال و بیانی ساده بهره بگیرید، به ویژه اگر مخاطب شما حرفه ای نیست. استفاده از زبان تخصصی یا واژه های فنی می تواند اثر معکوس داشته باشد.
اغلب کارآفرینان موفق تمایل دارند از اشتباهات و موفقیت های دیگران یاد بگیرند. شما نیز باید درس گرفتن از دیگران را برای خود به یک عادت تبدیل کنید و کسب و کار خود را بهبود ببخشید.

کسب و کار

جایگاه مشاور در یک کسب و کار

تبدیل شدن به یک مشاور معتمد برای دیگران اغلب اوقات به چیزی منجر می شود که آن را اثر فزونگر می نامند. به عبارت دیگر، مشاوران از طریق کمک به دیگران می توانند فرصت های مختلفی برای پیشبرد زندگی شغلی خودشان فراهم کنند. این گونه افراد با به کار گیری محدوده ی نبوغ خود می توانند به پروژه های بیرونی مورد علاقه ی خود کمک کنند، ارتباطات تازه ای برقرار یا ارتباطات قبلی خود را تقویت کنند، و در نهایت از زندگی شغلی خود رضایت بیشتری داشته باشند.

کسب و کار

پژوهشی که در سال ۲۰۱۳ انجام شده نشان داد کسانی که به عنوان مشاور یا منتور فعالیت می کنند رضایت شغلی شان بیشتر است و به کارفرمایان خود تعهد بیشتری دارند. در کل می توان گفت مشاوران به ۴ روش زیر می توانند از اثر فزونگر این کار در زندگی شغلی خود بهره مند شوند:

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.
کارآفرینان موفق چه عادت هایی دارند؟

چند عادتی که نباید کارآفرینان داشته باشند

در این مطلب می خواهیم چند عادتی که نباید کارآفرینان داشته باشند رو مورد بررسی قرار دهیم، پس اگر میخواید این عادت ها رو از خودتان دور کنید حتما این مطلب رو در ادامه مطالعه کنید.

کارآفرینان موفق چه عادت هایی دارند؟

 

کاربر گرامی برای مشاهده محتوا باید وارد سایت شوید.