کسب سود یا فعالیت های اجتماعی

کسب سود یا فعالیت های اجتماعی

شش

کسب منفعت یا ذخیره پول به عنوان انگیزه در کسب وکار؟

اگر شرکتی موقع برخورد با مسائلی مانند طرفداری از محیط زیست ، عدالت اجتماعی یا مسائل دیگر اجتماعی «کار درست» را انجام دهد ، آیا انگیزه شرکت از انجام این کار اهمیت دارد؟

در سال های اخیر بحث های فراوانی اطراف تاماد ارزش های اجتماعی عنوان شده است. مایکل پورتر و روزابث موس کانتر ، اساتید دانشکده کسب وکار دانشگاه هاروارد ، جزو افرادی میباشند که قاطعانه اظهار می کنند شرکت ها در حین دنبال کردن هدف های سودآورانه ، میبایست از نقشات خود بر کارمندان ، جوامع و علاوه بر این محیط زیست آگاه باشند. افراد دیگری مانند اریک لواوت ، ناوسنده کتاب «آینده ارزش» عنوان نموده که چگونه شرکت ها می توانند با پیگیری تداوم پذیری جهت خود ارزش آفرینی کنند.

پرسش اساسی تر جهت مدیران این است که آیا اشبرگزیده مسوامات اجتماعی را به این علت می پذیرند که این کار جهت آنان منفعت در پی دارد یا اینکه سعی می کنند با یک مدل تجاری که تلاوحا بعضی از مسوامات های اجتماعی را هم دربر می گیرد ، به منفعت دست یابند؟ آیا دانستن این موضوع اهمیت دارد؟

با کسب وکارهای زیادی سروکار داشته ام که به مسوامات اجتماعی راو آورده اند ، چون راهی جهت ذخیره کردن پول یا فزایش درآمد آنان بوده است. من به افراد پیشنهاد می کنم که تداوم و ماندگاری را با فرهنگ و هدف سازمانی که در آن کار می کنند هماهنگ کنند؛ یعنی در شرکتی که با هدف رشد جلو می رود ، بر فرصت های گسترش بازار تمرکز کنید یا در شرکتی که هدف آن کاستن هزینه ها است ، در مورد راه های ذخیره پول صحبت کنید. این اصل اساسی متقاعد کردن و اثرگذار بودن است.

مساله انگیزه از ساو میچ تایسون ، مدیر سبب یک شرکت تکنولوژی ، عنوان شد. در جلسه ای که با او داشتم ، مدقت شدم که انگیزه زیادی در او تاماد شده بود و اظهار می کرد که زمانی علت این موضوع جهتش اهمیتی نداشته است. موضوع برگزیده و مورد علاقه تایسون انرژی پاک بود و از اینکه این موضوع روزبه روز زیادتر دقت او را به خود جلب می کرد ، خشنود بود. اما با گذشت زمان نظرش را تغییر داد. او مدقت شد که جهت چه بخش قابل توجهی از این معادله به موفقیت و نقش بلند مدت مربوط است.
کسب منفعت یا ذخیره پول به عنوان انگیزه ااماه در کسب وکار یک ضعف آشکار است:

بدیهی است شرکت ها در مورد کاری که در راستای مسوامات اجتماعی نباشد و به سودآوری یا هزینه تراشی کمتر منجر شود ، مسیری را که در پیش گرفته اند ادامه خواهند داد. اندیشیدن اصلی کسانی که از کاپیتالیسم سهامداری دفاع می کنند این است که سود میبایست تنها هدف یک کسب وکار باشد؛ یعنی تنها هدف یک شرکت رساندن سود به سهامدارانش است. طبق این منطق ، تنها علت موجود جهت دنبال کردن یک هدف اجتماعی این است که فعالیت آنان بازگشت مالی مثبتی در پی خواهد داشت.

تایسون این پرسش را حال مذاکره در مورد بیمه سلامت جهت کارمندان عنوان کرد. تایسون می گاود که قصد دارد این بیمه را به کارمندانش اختصاص دهد ، چون کارمندان بیمه شده سالم تر میباشند و کارمندان سالم تر کارایی بهتری دارند و علاوه بر این کمتر به مرخصی استعلاجی می روند. او این کار را انجام داده ، چون معتقد بود که بهترین کار این است.

تایسون معتقد است که اگر خانواده اش از او بپرسند جهت چه کارمندان شرکتش را بیمه نموده ، چه پاسخی میبایست بدهد. اگر این موضوع فقط دلایل خودخواهانه داشته باشد ، یک پیام را در پی خواهد داشت. اما اگر به خاطر انجام دادن کار درست باشد ، پیام های متفاوتی دارد.

او در مورد اثر نوسانی این پیام بر خانواده خودش و خانواده کارمندانش فکر کرد و مدقت شد که جهت اینکه انرژی پاک روزی تبدیل به یک اصل و قاعده شود ، افراد میبایست به دنبال جایگزین های متفاوتی جهت انرژی های رایج باشند ، ارزش هر دو را بسنجند و گزینه ای را برگزیند که درست ترین و بهترین باشد.
من این مباحثه را به عنوان بخشی از قابل توجه ترین وظیفه مدیران می دانم:

تولید شفافیت در مورد هدف ، ارزش ها و مدل کسب وکار. در مورد هدف ، یعنی روشن سازی چیزی که قصد تولیدش را دارید؛ ارزش ها نشان دهنده چگونگی دنبال کردن هدف میباشند و مدل کسب وکار عنوان کننده این است که چگونه سازمان شما از نظر مالی خودکفا باقی مانده و در حین حال  برای موفقیت بلند مدت جهت سرمایه گذاران ، منفعت کوتاه مدت نیز در پی داشته باشد. روشن بودن هر سه اینها (هدف ، ارزش ها و مدل کسب وکار) جهت هر سازمانی که مدیران و پیروانش به دنبال دانستن و انجام بهترین و درست ترین کار میباشند قابل توجه و حیاتی است.

مطالب مشابه در ایده باران

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *