مشاور، مدیر، مربی

تفاوت مربی، مشاور و مدرس کسب و کار چیست؟

نقش های مدرس، مشاور و مربی کسب و کار با هم تشابه و تفاوت هایی دارند که دانستن آنها به ما کمک می کند چه موقع به سراغ چه کسی برویم. مثلا هیچ کدام کارمند و حقوق بگیر ما نیستند. و همه آنها دیدگاه و منظر جدیدی را می توانند در کسب و کار ما ایجاد کنند.

مشاور، مدیر، مربی

مدرس کسب و کار(TEACHER):

مدرس یک متخصص کسب و کار دارای تحصیلات رسمی و مرتبط با این حوزه است. نقش او آموزش موضوعی مشخص برای انجام وظایف کسب و کار مانند بازاریابی، فروش، تولید، مدل کسب و کار، طرح کسب و کار و امثال آن است. مدرس یافته های بشر درباره چرایی، چیستی و چگونگی موضوعات کسب و کار را به شکلی عام به فرد منتقل می کند. به همین جهت آموزش می تواند بسیار کوتاه مدت (سمینار ۱ ساعته) و همزمان برای تعداد بسیار زیادی (بطور مثال۲۰۰۰ نفر) فراگیر برگزار شود. مثال مدرس کسب و کار می تواند فردی باشد که کارشناسی ارشد کارآفرینی از دانشگاه تهران دارد و در دانشگاه درس هایی مانند کارآفرینی، مدیریت کسب و کار و بهره وری و امثال آن را تدریس می کند.

مشاور کسب و کار(CONSULTANT):

مشاور یک متخصص کسب و کار، با تجربه عملی موفق در این حوزه است. هر چند که تحصیلات عالیه نداشته باشد یا نامرتبط باشد! تمرکز او بر روی وظیفه و کار بوده و با مشکلات کسب و کار مانند بازاریابی، تولید، فروش، مدل کسب و کار و … درگیر و مرتبط می شود. نقش او پیشنهاد راه حلی کاربردی برای یک مشکل واقعی و مشخص است. در واقع مشاوره، یک روش برای حل مشکل است. بدیهی است که مشاور بر روی فرد مشاوره شوند کنترلی ندارد. او فقط پیشنهاد می کند. این فرد است که تصمیم می گیرد انجام دهد یا نه! مشاوره از نظر مدت معمولا کوتاه مدت و پروژه ای هستند به همین دلیل مشاور می تواند هم زمان به افراد متعددی خدمات بدهد. مثال مشاور کسب و کار می تواند فردی باشد که شرکت یا سایتی را راه اندازی کرده، از این تجربه و دانش خود برای کمک به طراحی مدل کسب و کار برخی از شرکت های مستقر در مرکز رشد استفاده می کند.

مربی کسب و کار(COACH):

مربی یک راهبر است. او به شما ماهیگیری یاد می دهد. نقش مربی هدایت، حمایت، تشویق، ایجاد انگیزه و الهام بخش بودن است. تمرکزش بر روی توسعه فرد و مهارت های او است. او به افراد کمک می کند تا خودشان، اهداف و خواسته هایشان را بشناسند. توانمندی های خود را پیدا کنند. بیشتر گوش می دهد و کمک می کند تا فرد خودش راه حل را پیدا کند. مربی فقط شرایط را برای یافتن پاسخ درست مهیا می کند و کمتر راه حل می دهد. از این رو مربی وقت زیادی را با فرد می گذراند و لذا همزمان نمی توان مربی افراد زیادی باشد. او با زندگی فرد درگیر و مرتبط می شود. سعی در درست کردن فرد برای درست شدن کسب و کار دارد. پیداست که رابطه فردی در مربی گری جایگاه ویژه ای داشته و جنبه های شخصیتی و رفتاری مربی مهم است. فرد باید مربی را به عنوان بزرگتر و رهبر خود بپذیرد. باور کند. برای همین لازم است تا شخصیت مربی کاریزماتیک و با نفوذ باشد و سوابقش صلاحیتش را نشان دهد. او کسی است که خودش راه را رفته است. مربی نسبت به فرد اختیار دارد. ابزار پاداش و تنبیه دارد. فرد کاری را که مربی می گوید باید انجام دهد. در غیر این صورت تنبیه می شود. به مربی فوتبال فکر کنید. بازیکن کاملاً تحت کنترل اوست. حتی خورد و خوراکش در اختیار خودش نیست. اگر گفته های مربی را انجام ندهد، هر چقدر که بازیکن خوبی هم باشد نیمکت نشین می شود.

مطالب مشابه در ایده باران

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *